تبلیغات
بهائیت شناسی - ادیب مسعودی - 8 z
بهائیت شناسی
www.Baha9.ir
منوی اصلی
مطالب پیشین
موضوعات وبلاگ
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره ما

" بسم الله الرّحمن الرّحیم "
اینجانب تلاش می کنم با استفاده از کتابهای رهبران بهائی، احکام، اعتقادات و تناقضات بهاء و عبد البهاء و شوقی را از کتابهای آنها استخراخ کرده با سند و مدرک در اختیار این فرقه گمراه قرار دهم، تا حقیقت بر آنان روشن گشته به آغوش اسلام عزیز باز گردند.
وَ السّلَامُ عَلَی مَن اِتَّبَعَ الهُدَی.
« بابائی »
جستجو


دانشنامه مهدویت
مهدویت امام زمان (عج)
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان

ابزار و قالب وبلاگ

کاربردی
logo-samandehi
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
ارسال شده در 1392/03/18 ساعت 08:42 توسط بابائی
آخرین سخن ادیب مسعودی

[http://www.aparat.com/v/Jise8]

     اینجا تشریف آورد جسارت کرد محمدی منشی او خندید و گفت شما آژانس بگیر بیا اینجا هزار نفر قصیده گفتند و مال شما از همه بهتره و ما هم رفتیم آنجا، عزت و احترام و حرکت کردند و قصیده مرا آنجا هم خواندند بعد به من چکی هم دادند و رفتیم به آن شعبه بانک ملی که مخصوص این کار است رفتیم آنجا 500 تومان آن وقت گرفتیم الان هم ارتباط داریم با دفتر رهبری ولی من نمی روم آنجاها داخل این ورطه ها نمی شوم از وقتی که انقلاب شده دست ازسیاست و از همه چیز برداشتم گوشه نشینم، فلجم افتاده ام این گوشه خانه و به همه هم ارادت دارم من به این رژیم هم ارادت دارم هیچ نقصی نمی بینم خود دانند و خدا.

سؤال: آقای مسعودی بعد از اعلام اسلام و تبری از بهائیت با مراجع تقلید دیگر هم ملاقات کردید؟

جواب: بله آقای افتخار زاده مرا به قم برد با مرحوم شریعتمداری، مرحوم مرعشی، مرحوم گلپایگانی و مرحوم حائری پسر شیخ عبدالکریم با تمام مراجع با این ناصر مکارم ملاقات کردم و رفتیم همدان پیش ملاعلی همدانی و رفتیم مشهد پیش کسی که الان فوت کرده آقای مجتهدی که بود و رفتیم سبزوار  و رفتیم نیشابور بعد رفتیم شیراز نزد آقای محلاتی و دستغیب و تمام علما مرا تأئید کردند و تمام علما مرا پذیرفتند و الان من به همه ارادت و عشق می ورزم چون من داخل هیچ ورطه ای نیستم درکنج خانه فلج افتاده ام که نمی توانم از جا حرکت کنم.و

سؤال: آقای مسعودی آن وقتی که شما در بهائیت بودید نوشته جاتی هم در باره بهائیت داشتید؟

جواب: نوشته جاتی نداشتم همه را پاره کردم و دور ریختم هرچه بود پاره کردم دور ریختم همه مخطوط بود و مطبوع نبود و پاره کردم و هرچه کتاب در خانه من بود بردم ریختم تو خرابه تا کسی آنها را در خانه من نبیند.

سؤال: آیا بعد از اعلام اسلام در رد آنها نوشته جاتی دارید؟

جواب: بله کتابی دارم به نام کشف المتعة والخیانه در سه جلد که الان در یک کتابخانه کسی برد تا چاپ کند الان 14 سال است که چاپ نکرد  آخر از او گرفتند و دادند به کتابخانه نشر قصیده سه جلد است جلد اول شرح حالات خودم مختصر و یک جلد تاریخ آنها و یک جلد هم احکام آنها 500 صفحه است اما هنوز چاپ نشده او جرأت نمی کند تا چاپ کند.

سؤال: شما اجازه می دهید تا ما این سه جلد را بگیریم و منقح چاپ کنیم؟

جواب: بله

سؤال: آقای مسعودی محافلی که در بهائیت داشتید چه محافلی بود آن موقع معمولاً؟

جواب: همه محافل بودند اما فراموشم شده است.

سؤال: آقای مسعودی الان راههائی که بهائیت ممکن است از آن راهها برای اغوای مردم و مخصوصاً نسل جوان استفاده بکند فکر می کنید با تجربه ای که شما دارید چه راههائی باشد؟

جواب: اینها راههایشان این است که دیدید که اسلام خراب کرد ایران را دیدید چه شد گرانی را می بینید فلان را می بینید برای این است که این شریعت جدید را قبول نکردند ما همین سخنان واهی وحدت عالم انسانی، صلح جهانی، تعدیل معیشت اینها را به رُخ مردم می کشند.



موضوع : فیلم ,  مستبصرین ,