تبلیغات
بهائیت شناسی - جوابیه - 1 z
بهائیت شناسی
www.Baha9.ir
منوی اصلی
مطالب پیشین
موضوعات وبلاگ
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره ما

" بسم الله الرّحمن الرّحیم "
اینجانب تلاش می کنم با استفاده از کتابهای رهبران بهائی، احکام، اعتقادات و تناقضات بهاء و عبد البهاء و شوقی را از کتابهای آنها استخراخ کرده با سند و مدرک در اختیار این فرقه گمراه قرار دهم، تا حقیقت بر آنان روشن گشته به آغوش اسلام عزیز باز گردند.
وَ السّلَامُ عَلَی مَن اِتَّبَعَ الهُدَی.
« بابائی »
جستجو


دانشنامه مهدویت
مهدویت امام زمان (عج)
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان

ابزار و قالب وبلاگ

کاربردی
logo-samandehi
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
ارسال شده در 1391/10/2 ساعت 08:18 توسط بابائی

                                

                                     اشکال یک بهائی!


یا بهاء الابهی

     بی مقدمه میرم سر اصل مطلب. آنچه حضرت باب و بهاء به ما یاد می دهند وسعت نظر است که باید همه اقوام و ملل را دید و نظراتشان را شنید و بعد با احترام و ادب به آنان پاسخ گفت اما شما تنها به نمایش نظرات دوستان خود اقدام می کنید و از پاسخگوئی به یک بهائی کوچکی مثل من عاجزید. یکطرفه به قاضی رفتن همیشه مذموم بوده است.

    ما هیچگاه حسینعلی را نمی پرستیم و او را خدای احد و واحد نمیدانیم. تنها می گوئیم او مانند ائمه اطهار که شما می گوئید (بیمنه رزق الوری ) رزق به دست اوست برکات ما به دست اوست و اوست که ارزاق را بین مردم تقسیم می کند و مانند ائمه که والدین دارند او هم والدینی دارد این اعتقاد ماست. آقای بابائی من همچنان منتظر پاسختان هستم. البته اگر انصاف داشته باشید، نظرات امثال من را بگذارید. اعلی



                                                         بسم الله الرحمن الرحیم

    

آقا یا خانم اعلی

     آنچه شما عجله داری برای بیانش، بنده بتدریج و مفصل به آن خواهم پرداخت. اما جواب مختصری که خدمتتان ارائه می دهم داشته باش و مراجعه کن به مدارکی که می گذارم. بنده تا بحال حتی یک مدرک از خودمان (شیعه) نگذاشتم، تمام از خود شما بهائیان است. صفحه اول کتاب را به نمایش می گذارم تا شما ببینی که چاپ مؤسسه امری است و سال چاپ هم مشخص و آن صفحه ای که گفته حسینعلی یا عباس یا دیگر رهبران بهائی می باشد، نشان داده می شود. تا اگر اهل تحری و تحقیق باشی به آدرسش مراجعه کنی و از صحت و سقم آن مطمن شوی. در آینده هم مطالبی که در سایت قرار می دهم، در تمام زمینه ها با سند ذکر می کنم. ما که تازه شروع کردیم به تولد حسینعلی، درس خواندنش، نقش حسینعلی در ترور ناصرالدین شاه قاجار و حمایتهای دولت و سفیر روسیه از او و تبعید او به بغداد و ... را بیان خواهیم کرد.


    در مورد ادعای خدائی حسینعلی، پسرش عبدالبهاء در کتاب مکاتیب عبد البهاء جلد 2 صفحه 255 سطر 3 می گوید: جمال مبارک در قصیدۀ ورقائیه می فرماید:

             کلّ الألوه من رشه أمری تالهت    و کلّ الربوب من طفح حکمی تربت

    یعنی: همه خدایان از رشحات فرمانم به خدائی رسیدند و همه پروردگاران از لبریزی حکمم پروردگار شدند. و در ادامه عباس می گوید: حتی یک نفر هم بعبودیت کما هی حقها قیام ننمود. یعنی کسی به ادعای حسینعلی ترتیب اثر نداد و او را نپرستید!

    حسینعلی بهاء در کتاب « مبین » جلد 1 صفحه 17 سطر 5 ادّعای خدائی را به جائی رسانده که می گوید:« قل لا یری فی هیکلی الّا هیکل اللّه و لا فى جمالی الّا جماله و لا فى کینونتى الّا کینونته و لا فى ذاتى الّا ذاته و لا فى حرکتى الّا حرکته و لا فى سکونى الّا سکونه و لا فى قلمى الّا قلمه العزیز المحمود«

     یعنی: بگو در هیکل من جز هیکل خدا دیده نمی شود. و نه در زیبائی من جز زیبائی او و نه در هستی من جز هستی او، و نه در ذات من جز ذات او، و نه در حرکت من جز حرکت او، و نه در سکون من جز سکون او، و نه در قلم منجز قلم چیره و ستوده او دیده نمی شود             

         
    
این ادّعا واقعاً شرم آور و مضحک می باشد که شیطان این چنین بر شخصی مسلط شود که او خود را خدا بداند و بگوید هیکل من همان هیکل خداست. مگر خدای متعال جسم است که هیکل داشته باشد؟

     خود حسینعلی در آثارش، خود را ظهور الله نامید و بدین دستاویز، خویشتن را « قبله گاه » مریدانش شمرد و دستور داد که وقتی نماز می گذارند، رو به سوی وی آورند،  »:چنان که در کتاب اقدس صفحه 7 سطر 1 آورده است:« و إذا اردتم الصلاة و لّو وجوهکم شطری الأقدس المقام المقدس!!!»

    یعنی :چون خواستید نماز بگذارید، روی خود را به سوی مقام اقدس و مقدّس من بگردانید... و به هنگام غروب خورشید حقیقت و بیان (یعنی زمان مرگ من) روی به جایگاهی آورید که برایتان قرار داده ایم.     

     معلوم نیست حسینعلی نوری چگونه انتظار داشته که پیروانش در زمان حیات وی، روی به طرف او گردانند و او را قبله گاه نمازشان قرار دهند؟ زیرا موجود متحرّک را نتوان قبله گاه نماز ساخت و وسیله ای که هر لحظه جایگاه دقیق او را نشان دهد هم در دست نیست.

      محمد علی قائنی در کتاب دروس الدیانه صفحه 13 سطر 6 درس نوزدهم می نویسد: « قبله ما اهل بهاء روضه مبارکه است در مدینه عکا که در وقت نماز خواندن رو به روضۀ مبارکه بایستیم و قلباً متوجه به جمال قدم (حسینعلی) باشیم ... اما در وقت تلاوت آیات و خواندن مناجات بهر طرف روی ما باشد جایز است بدلیل أینما تولوا فثمّ وجه الله و لکن چنانچه ذکر شد در قلب باید متوجه  بجمال قدم و اسم اعظم باشیم زیرا مناجات و راز و نیاز ما با اوست و شنوندۀ جز او نیست ».

     معلوم شد که بهائیان حسینعلی را بعنوان خدائی می پرستند در حالی که ما ائمه اطهار علیهم السلام را هرگز نمی پرستیم و معتقدیم که آنها با اذن خداوند متعال رزق و روزی را بما می رسانند. ما امامان معصوم را در حد خدائی نمی دانیم و هر کس از شیعیان که  این حرف را بزند با او برخورد می کنیم و او را غالی می دانیم که حکمش در اسلام روشن است.  

     از ادب حسینعلی بگویم که وی برادرش میرزا یحیی را وقتی که به او ایمان نیاورد، گوساله و گاو و الاغ نامیده و در کتاب بدیع صفحه 172 سطر 9 خطاب به یکی از پیروان ازل می نویسد:« تعبدون البقر و لا تعرفون » یعنی شما گاوی را می پرستید و او را نمی شناسید!.

     برادرش یحیی چه گناهی داره جز اینکه به حسینعلی ایمان نیاورده و او را جانشین علی محمد شیرازی نمی داند.

     باز حسینعلی نوری در همان کتاب بدیع صفحه 174 سطر 4 نسبت به برادرش یحیی خطاب حمیر کرده یعنی الاغ!!! وی در این کتاب می نویسد:« قل یا ایها الحمیر... یا ایها المکار... و یا ایها المتوهم ». ای الاغ، ای مکار، ای کسی که در توّهم بسر می بری!!

    اگر کسی نداند که حسینعلی به چه کسی خطاب می کند، شاید خیال کند که او با دشمنش صحبت می کند. در حالی که او به برادرش این حرفها را می زند. آیا کسی به برادرش این حرفها را می زند تا چه رسد به کسی که ادعائی دارد؟

     عبدالحمید اشراق خاوری در کتاب رحیق مختوم می گوید: حسینعلی برادرش میرزا یحیی را « عجل » گوساله خطاب می کرد. وی در جلد 2 صفحه 133 سطر 5 از قول حسینعلی بهاء می نویسد:« اهل بیان باسبابی که سبب تفریق و اختلاف است مشغول، اصل را گذاشته اند و در فکر آنند عجلی یافت شود و بآن تمسک نمایند و سبب فتنه اخری گردند». چرا کسی که خود را رهبر دین جدید می داند زبانش به این حرفهای زشت عادت کرده است؟

 

برای دیدن کتب مکاتیب عبدالبهاء و دروس الدیانه و اقدس و آثار قلم الأعلی (مبین) و بدیع و رحیق مختوم روی ادامه مطلب کلیک کنید


مشخصات کتاب مکاتیب عبد البهاء جلد 2

http://upir.ir/951/Baha9/%D9%85%DA%A9%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D8%A8.jpg


http://upir.ir/951/guest/%D9%85%DA%A9%D8%A7%D8%AA%D9%8A%D8%A82.jpg
صفحه 255 سطر 3


http://upir.ir/951/Baha9/255.jpg

مشخصات کتاب « مبین » حسینعلی نوری جلد 1

http://upir.ir/951/Baha9/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%A8%DB%8C%D9%86.jpg

صفحه 17
سطر 5

http://upir.ir/951/Baha9/17.jpg

مشخصات کتاب اقدس حسینعلی نوری

http://upir.ir/951/Baha9/1-2-_68f53.jpg

http://upir.ir/951/Baha9/2-2-_d0b1f.jpg

صفحه 7 سطر 1

http://upir.ir/951/Baha9/7_aa7bc.jpg

مشخصات کتاب دروس الدیانه محمد علی قائنی
 
http://upir.ir/951/Baha9/2-2-_1911f.jpg

http://upir.ir/951/Baha9/%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%B3-%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%87.jpg

صفحه 13 سطر 6    

http://upir.ir/951/Baha9/13.jpg

مشخصات کتاب بدیع حسینعلی نوری

http://upir.ir/951/Baha9/%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D8%B9_f4579.jpg

صفحه 172 سطر 9


http://upir.ir/951/Baha9/172_52ede.jpg

صفحه 174 سطر 4
و 7

http://upir.ir/951/Baha9/174.jpg

مشخصات کتاب رحیق مختوم اشراق خاوری جلد 2

http://upir.ir/951/Baha9/1-2-_73b87.jpg

http://upir.ir/951/Baha9/3_91cf3.jpg

http://upir.ir/951/Baha9/4_78e9a.jpg

صفحه 133 سطر 5


http://upir.ir/951/Baha9/133_e0595.png


موضوع : جوابیه ,