تبلیغات
بهائیت شناسی - جوابیه - 2 z
بهائیت شناسی
www.Baha9.ir
منوی اصلی
مطالب پیشین
موضوعات وبلاگ
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره ما

" بسم الله الرّحمن الرّحیم "
اینجانب تلاش می کنم با استفاده از کتابهای رهبران بهائی، احکام، اعتقادات و تناقضات بهاء و عبد البهاء و شوقی را از کتابهای آنها استخراخ کرده با سند و مدرک در اختیار این فرقه گمراه قرار دهم، تا حقیقت بر آنان روشن گشته به آغوش اسلام عزیز باز گردند.
وَ السّلَامُ عَلَی مَن اِتَّبَعَ الهُدَی.
« بابائی »
جستجو


دانشنامه مهدویت
مهدویت امام زمان (عج)
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان

ابزار و قالب وبلاگ

کاربردی
logo-samandehi
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
ارسال شده در 1391/10/5 ساعت 08:34 توسط بابائی

                       

                                            اشکالی دیگر   

یا بهاء الابهی
دوست گرامی، ضمن تشکر از اینکه پیام و نظر من را منعکس کردید و به خود زحمت دادید پاسخ مرا بدهید. اما توصیه می کنم که به متون خود بهتر و بیشتر توجه کنید، چون امام اول مسلمانان و شیعیان در خطبه 31 نهج البلاغه مردم کوفه را مانند بزغاله معرفی می کند، و این یکی از روشهای اداره جامعه و خطابه رهبر جامعه است و این بی ادبی نیست که مقام حضرت بهاء الله زیر سوال برود. خواهش می کنم بدون غرض مطالب خود را وارد کنید. باز هم منتظر پاسخ و مطالب شما هستم . به امید روزی که شما هم توفیق درک مقام الهی این بزرگواران را بیابی. اعلی      


                                        بسم الله الرحمن الرحیم

       

     آقا یا خانم اعلی، امیرالمؤمنین سلام الله علیه مردم کونه را مانند بزغاله معرفی نکرد، بلکه در جنگ جمل که عایشه با کمک طلحه و زبیر بپا کرده بودند، به عبدالله بن عباس فرمود: شما با زبیر ملاقات کن ولی با طلحه دیدار نکن، زیرا او مانند گاو نری می باشد که شاخی دراز دارد و در غرور فرو رفته و بر شتر چموش سوار گردیده است. و این توصیف بحق بود؛ زیرا امام علی علیه السلام در بارۀ هر دو فرمودند: آنها در مدینه با من بیعت کردند ولی در عراق مرا فراموش نمودند.

    کسی که بر امام مسلمین و جانشین بحق پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم که مردم او را خلیفه دانسته و با او بیعت نمودند، خروج کند و بر علیه او جنگ خونین براه اندازد، قطعاً اهل آتش است. لهذا امام علی علیه السلام او را تشبیه کردند به گاو نری که شاخی بر سر دارد و به آن مغرور شده است. اما حسینعلی بهاء به برادرش حطالب گاو، الاغ، گوساله و... می کند به این خاطر که میرزا یحیی نوری او را جانشین علی محمد شیرازی ندانسته و به او ایمان نیاورد. بنابراین قیاسی که شما کردید مع الفارق است و این دو مسئله ارتباطی با یکدیگر ندارند. (خطبۀ 31 نهج البلاغه را بخوان تا قیاس مع الفارق نداشته باشی).


    تازه مسلمانان که مثل شما شعار وحدت عالم انسانی نداده ایم. حسینعلی نوری که این شعار را داد و عباس عبدالبهاء در سفرش به آمریکا و اروپا آن را بعنوان یکی از تعالیم نوین حسینعلی بهاء مطرح کرد، چرا خودش برادرش را گاو، گوساله، الاغ و مکار و حیله گر خطاب می کند. آیا این وحدت علم انسانی است؟ اگر کسی برادرش را گوساله خطاب کند، معناش چیست؟ یعنی پدرش میرزا بزرگ نوری گاوی بود که این بچه اش گوساله شده، آیا غیر از این است معنایش؟ حالا بگوئید خود حسینعلی چه می شود؟ آیا او همانند برادرش میرزا یحیی نوری گوساله نیست؟ مگر یک گاو، تمام بچه هایش گوساله نیستند؟ حسینعلی و فرزندانش نتوانستند وحدت عالم انسانی را در خانواده خودشان پیاده کنند، عباس با برادرش محمد علی نوری اختلاف داشت. حسینعلی نیز با خواهرش عزیّه خانم و برادرش میرزا یحیی اختلاف داشت. پس چرا شعار وحدت عالم انسانی را در سطح جهان مطرح می کنند؟ بخاطر اختلاف حسینعلی نوری با برادرش میرزا یحیی نوری بود که دولت عثمانی هم نتوانست آنها را در «شهر ادرنه» در کنار یکدیگر نگه دارد. لهذا میرزا یحیی نوری را به قبرس تبعید نمود و میرزا حسینعلی نوری را به عکا در فلسطین!


    شما نظر اول که برایم نوشتی، گفتی: ما هیچگاه حسینعلی را نمی پرستیم و او را بخدائی نمی خوانیم و تنها معتقدیم که او مانند امامان شیعه رزق ما بدست اوست. بنده در وقت کمی که داشتم، چهار مورد از موارد متعددی که حسینعلی بهاء و پسرش عباس عبدالبهاء و دیگر بهائیان از او بعنوان خدائی نام بردند، سند و مدرک ارائه دادم. نمی دانم شما به خود زحمت دادی و به این کتابها مراجعه کردی یا نه؟ آیا این عبارت حسینعلی در کتاب آثار قلمی الأعلی « مبین » جلد 1 صفحه 17 سطر 5 که می گوید قل لا یری فی  هیکلی الّا هیکل اللّه و لا فى جمالی الّا جماله و لا فى کینونتى الّا کینونته و لا فى ذاتى الّا ذاته و لا فى حرکتى الّا حرکته و لا فى سکونى الّا سکونه و لا فى قلمى الّا قلمه العزیز المحمود شما از این عبارت چه می فهمی؟ آیا جز ادعای الوهیت؟ چرا جواب این حرف را نمی دهی و نصیحت می کنی که مطلب را بی غرض بنویسم. بنده که یک روز بعد از نظر شما جوابتان را داده ام، شما این را غرض ورزی تعبیر می کنید؟ شما که صبر نداری تا مطالبی در مورد حسینعلی بهاء بنویسم که بر تمام باورهایتان راجع به حسینعلی بهاء خط بطلان می کشد، آن را بخوانید و تدبر و تفکر و اندیشه کنید؟

    

     حالا بهمین مقدار که بنده ارائه می دهم، از باب مشت نمونه خروار شما تحری حقیقت کن و به سخنان عباس عبدالبهاء در کتاب خطابات عبدالبهاء در جلد 2 صفحه 144 سطر 16 که می گوید: «اول تعلیم حضرت بهاء الله تحرّی حقیقت است و انسان باید تحرّی حقیقت کند و از تقالید دست بکشد». شما نیز از همین حالا تحرّی و تفحّص را شروع کن، ببین آنچه بنده بیان کردم درست است یا نه؟ به کتاب خطابات عبدالبهاء و کتاب مبین مراجعه نما؛ اگر انصاف داشته باشید خواهید دید که رهبر شما میرزا حسینعلی بهاء نه تنها ادعای نبوت بلکه ادعای الوهیت نیز داشته و مدعی بود که من از همۀ خدایان بالاترم! و ادعاهای دیگری که ان شاء الله بمرور زمان آنها را بیان خواهم نمود.

 

برای دیدن کتاب خطابات عبدالبهاء روی ادامه مطلب کلیک کنید.


مشخصات کتاب خطابات عبدالبهاء جلد 2

http://upir.ir/951/guest/1-2-_eb4c5.jpg

http://upir.ir/951/guest/2-2-.jpg

صفحه 144 سطر 16

http://upir.ir/951/guest/144_a7875.jpg

موضوع : جوابیه ,