تبلیغات
بهائیت شناسی - ادیب مسعودی - 1 z
بهائیت شناسی
www.Baha9.ir
منوی اصلی
مطالب پیشین
موضوعات وبلاگ
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره ما

" بسم الله الرّحمن الرّحیم "
اینجانب تلاش می کنم با استفاده از کتابهای رهبران بهائی، احکام، اعتقادات و تناقضات بهاء و عبد البهاء و شوقی را از کتابهای آنها استخراخ کرده با سند و مدرک در اختیار این فرقه گمراه قرار دهم، تا حقیقت بر آنان روشن گشته به آغوش اسلام عزیز باز گردند.
وَ السّلَامُ عَلَی مَن اِتَّبَعَ الهُدَی.
« بابائی »
جستجو


دانشنامه مهدویت
مهدویت امام زمان (عج)
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان

ابزار و قالب وبلاگ

کاربردی
logo-samandehi
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
ارسال شده در 1392/02/12 ساعت 08:35 توسط بابائی
توبه نامه ادیب مسعودی

                                                                   
[http://www.aparat.com/v/CWKw1]

                              بسم الله الرحمن الرحیم

      پدران، مادران، جوانان وعزیزان بهائی، برایتان مؤفقیت در راهیابی وسلامت در روح و جسم آرزو می کنم. شما در هر سطحی از بهائیت که هستید مرا خوب می شناسید. اگر در کلاسهای درس اخلاق شرکت کرده اید مرا در پست سرپرستی و تدریس کلاسهای یازدهم و دوازدهم نواحی مختلف تهران بخصوص ناحیه پنج و دوازده دیده اید. اگر در سطح بالاتری به کلاس درس نظر اجمالی آمده باشید آنجا نیز مرا که از طرف لجنه تزئید معلومات امری به سرپرستی منصوب بوده ام دیده اید. اگر از مبلغان سرشناس بهائی هستید که خیلی خوبتر و بیشتر مرا می شناسید زیرا که سالها در جلسات شور مبلغین که از طرف لجنه نشر نفحات الله تأسیس شده بود با هم نشست و برخاست و بحث و مشورت داشته ایم. اگر بهائی علاقمند به تبلیغ هستید حتماً بارها به بیوت تبلیغی من مبتدی آورده و بعدها از من بخاطر ارشاد او سپاسگزاری کرده اید. اگر صاحب تألیفی در بهائیت هستید و با علاقه به ادبیات ارتباط تشکیلاتی با لجنه تزیید معلومات امری دارید حتماً مرا در جلسات انجمن ادبی که اولین جلسات آن در 16/4/1341 تشکیل شد دیده و در بحث های این انجمن با من آشنا شدید.

      اگرشهرستانی هستید مرا خیلی خوب می شناسید لااقل بخاطر پذیرائی های گرم و صمیمانه ای که از من در شهرهائی چون یزد، اصفهان، کرمان، رضائیه، بم، زاهدان، بلاد خراسان، خوزستان، مازندران، دشت گرگان و غیره بعمل آورده با من آشنائی داشته و به جهت مأموریت های تبلیغی ام به آن سامان مرا خوب می شناسید. من ادیب مسعودی مبلغ معروف و سرشناس جامعه بهائی همنشین و مباحث مبلغینی چون عباس علوی، محمد علی فیضی، فنا ناپذیر، اشراق خاوری وامثال اینها. اینک با شما سخن می گویم لابد می خواهید بپرسید که اگر تو ادیب مسعودی هستی پس چرا آغاز نامه ات تحیّت بهائی ندارد؟ چرا الله ابهی نگفتید؟ و چرا ما بندگان جمال قِدم را احبّاء الله و إماء الرحمن نخواندید؟ آری من ادیب مسعودی همان که محفل بارها از من با القاب خادم برازنده، نفس جلیل، ناشر نفحات الله، یار موافق و روحانی و دهها نظیر آن یاد کرده، که می توانید نمونه هائی از آن را در لابلای همین یادداشت کوتاه ببینید. اکنون با شما مشفقانه بسخن نشسته و امیدوارم در حاصل نهائی عقائدم که پس از رنجها و مشکلات طاقت فرسا فراهم آمده بیندیشید.

      من با تمامی سوابق درخشان امری و با چهره ای سرشناس در میان بهائیان ایران اینک صریحاً اعلام می کنم که پشیمانم و برگذشته خویش سخت متأسف، خاطرم از آنچه گذشته ملول است و از اینکه سالیان دراز از عمرم را بهائی بوده ام، از اینکه با سخن گویای تبلیغی ام عدّه ای را اغوا کرده ام، از اینکه بهائیت حقایق ارزنده ای در این جهان را زیر پا گذاشته ام، پشیمانم. و خوشحالم از اینکه سرانجام به پنین حقایق گرانبهائی ایمان آورده که ایمان داشته ام که آخرین پیامبر خدا حضرت محمّد صلّی الله علیه و آله وسلّم است وجامه رسالت پس از او بر قامت دیگری برازنده نیست که کتاب خدا قرآن کریم تنها کتاب آسمانیست که پیروی از آن سعادت هر دو جهان را به ارمغان می آورد که ولیّ خدا زاده پاک ائمه هُدی حضرت مهدی علیه السّلام است که دنیا چشم براه اوست تا جهان را پر از عدل و داد نماید وتو ای دوست عزیزی که این نوشته را می خوانی به خود آی و بیاندیش که چه چیز مرا دگرگون کرده؟ چه چیز مرا در هنگامه افول زندگی برآن داشته تا براه دیگری گام نهم؟ چه چیز به من قدرت داده تا تمامی خطرات این دگرگونی فکری را بر خود پذیرا شوم؟ آیا پول، شهرت ویا مقام، کدامیک؟

       من اگر در جستجوی مال و منال بودم اگر در پی عنوان و مقام بودم، اگر خواهان شوکت و شکوه بودم و خلاصه اگر هر چه می خواستم بهائیت بخاطر خدمات ارزنده ام برایم فراهم می کرد. اما من تشنه چیز دیگری بودم که حقیقت نام داشت حقیقتی با تمام شکوه و جلال. ابتدا گمانم چنان بود که بهائیت توان راهبری مرا خواهد داشت. سال ها مخلصانه زحمت کشیدم به عنوان احساس وظیفه تبلیغ بهائیت را بر عهده گرفتم. شاهد گفتارم سپاسگزاری های محفل است که بارها از زحمات من در مقام تقدیر برآمده و لیکن روح کاوشگرمن متوقف نبوده و نمی شد و هیچ گاه به این تقدیرنامه ها دلخوش نبودم تا اینکه سرانجام شاهد مقصود را در آغوش گرفته و به منزلگه مقصود رسیدم.

       آری من ادیب مسعودی بزرگ مبلغ جامعه بهائی اینک مسلمانم و از این بابت خدا را بس شاکر و سپاسگزارم. خدای اسلام را قائلم. پیامبر اسلام را آخرین فرد از گروه پیام آوران خدا می دانم. امامان عزیز از علی علیه السّلام تا امام حسن عسکری علیه السّلام را بجان و دل معتقدم. امامت، حیات، غیبت، ظهور ودیگر خصوصیات فرزند بلا فصل امام یازدهم حضرت حجت بن الحسن العسکری را باور دارم.

بابیت و بهائیت را دین ندانسته پیشوایانش را عاری از هرحقیقتی می دانم و این  فریادی از تمامی ذرات وجود من است که درغالب اشعارم جلوه گر است.

هزار شکر که از قید درد و غم رستم              چو ذرّه بودم و بر آفتاب پیوستم

بچاهسار ضلالت فتاده بودم زار                گرفت خضر ره عشق از کرم دستم

طمع بریده ز دجّال سیرتان پلید                زجان بخدمت صاحب زمان کمر بستم       



موضوع : فیلم ,  مستبصرین ,