z
بهائیت شناسی
www.Baha9.ir
منوی اصلی
مطالب پیشین
موضوعات وبلاگ
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره ما

" بسم الله الرّحمن الرّحیم "
اینجانب تلاش می کنم با استفاده از کتابهای رهبران بهائی، احکام، اعتقادات و تناقضات بهاء و عبد البهاء و شوقی را از کتابهای آنها استخراخ کرده با سند و مدرک در اختیار این فرقه گمراه قرار دهم، تا حقیقت بر آنان روشن گشته به آغوش اسلام عزیز باز گردند.
وَ السّلَامُ عَلَی مَن اِتَّبَعَ الهُدَی.
« بابائی »
جستجو


دانشنامه مهدویت
مهدویت امام زمان (عج)
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان

ابزار و قالب وبلاگ

کاربردی
logo-samandehi
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
ارسال شده در 1396/04/17 ساعت 08:26 توسط بابائی
                            مبارزه آیت الله بروجردی با بهائیت


    روحانیت‌ و مرجعیت‌ شیعه‌ در طول‌ تاریخ‌ به‌ مسائل‌ و حوادث‌، اشخاص‌، فرقه‌ها، احزاب‌، و ملل‌ و نحل‌ مختلف‌ با نگاهی‌ دینی‌ و موضعی‌ از جایگاه‌ مذهب ‌نگریسته‌ است‌. حتی‌ در مبارزات‌ ضد استعماری‌ علما، هیچ‌گاه‌ احساسات‌ ناسیونالیستی‌ دخالتی ‌نداشته‌ است‌.

    نگاه‌ مرجعیت‌ شیعه‌ بعد از شهریور 1320 به‌ فرقه ضاله بهائیت‌ نیز یك‌ نگاه‌ دین‌ مدارانه‌ بود. از آن ‌جهت‌ مخالف‌ بودند كه‌ آنها را یك‌ گروه‌ بدعت‌گذار و دین‌ساز می‌دانستند كه‌ مكتب‌ آنها بر هیچ ‌بنیاد دینی‌ و كتاب‌ آسمانی‌ بنیان‌ نیافته‌ بود. افزون‌ بر وابستگی‌ آنها به‌ بیگانگان‌ و قدرتمند شدن ‌تدریجی‌ آنها در ایران‌، بیم‌ آن‌ می‌رفت‌ كه‌ بر مؤمنان‌ سلطه‌ یابند؛ لذا روحانیت‌ در همه‌ حال‌ با بابیت‌ و بهائیت‌ مخالف‌ بود، ولی‌ به‌ دلیل‌ فعالیت‌ زیاد بهائیت‌ بعد از دهه‌ی‌ 1320، مخالفت‌ روحانیت‌ نیز مضاعف‌ گردید.   

    شاهدان‌ عینی‌ از گستاخی‌های‌ بهائیان‌ در ایران داستان هائی را‌ نقل‌ می کنند‌ که روحیه‌‌ تهاجمی این فر‌قه ضاله‌ را نشان‌ می‌دهد. حجت‌الاسلام‌ ارسنجانی‌ که‌ در رمضان‌ سال‌ ۱۳۲۹ شمسی برای‌ تبلیغ‌ به‌ سروستان ‌فارس‌ رفته‌ بود، نقل‌ می‌کند‌ بهائیان‌ حتی‌ چاه‌ حمام‌ مسجد محل‌ را پرکردند و به‌ حمام‌ زنانه ‌هجوم‌ برده و زن‌ کدخدا را لخت‌ از حمام‌ بیرون‌ آوردند.

    مبلغین‌ این فرقه‌ آزادانه‌ به شهرها و روستاها می‌رفتند و علناً مردم‌ مسلمان‌ را به‌ کیش‌ بهائیت ‌دعوت‌ می‌کردند. آنان‌ سعی‌ می‌کردند از زنان‌ زیبا برای‌ تبلیغ‌ استفاده‌ کنند که‌ بتوانند جوانان‌ را بیشتر جذب‌ کنند. اقدامات‌ دکتر برجیس‌ بهائی‌ در کاشان‌ در بی ‌احترامی‌ به‌ قرآن‌ و هتک‌ ناموس‌ مردم‌ و تبلیغ‌ بهائیگری‌ در آن‌ سالها داستانی‌ افسانه‌ای‌ شده‌ بود.

    بهائیان‌ در سرتاسر این کشور ساختمان هائی‌ را به ‌نام‌ محفل‌ تأسیس‌ کرده‌ بودند و عده‌ای‌ از مردم‌ ساده‌ لوح‌ را دور خود جمع‌ کرده‌ و به‌ اصطلاح‌ آنها را بهائی‌ کرده‌ بودند. در تهران‌ نیز مرکزی‌ بزرگ‌ به‌ نام‌ حظیره ‌القدس‌ داشتند که‌ دارای‌ گنبد و تالاری‌ بزرگ‌ بود.

    بهائیان‌ چنان‌ در بدنه‌‌ حکومت‌ نفوذ کرده‌ بودند که‌ حتی‌ پزشک‌ مخصوص‌ شاه‌، فردی‌ بهائی‌ به‌ نام‌ دکتر ایادی ‌بود. فردوست‌ یارشاه‌ در مورد ایادی‌ می‌گوید: می‌توان‌ کتابی‌ نوشت‌ که‌ آیا ایادی‌ بهائی‌ بر ایران‌ سلطنت‌ می‌کرد یا محمد رضا پهلوی‌؟ تمام‌ ایرانیان‌ رده‌‌ بالا چه‌ در ایران‌ باشند و چه‌ خارج‌، خواهند پذیرفت‌ که‌ سلطان‌ واقعی‌ ایران‌ ایادی‌ بود در زمان‌ حاکمیت‌ ایادی‌ بود که ‌بهائی‌ها در مشاغل‌ مهم‌ قرار گرفتند و در ایران‌ بهائی‌ بیکار وجود نداشت.

    به‌ هر حال‌ رفتار گستاخانه‌‌ بهائیان‌، تبلیغ‌ و ترویج‌ بهائیت‌ بین‌ مسلمانان‌، نفوذ و گسترش ‌آنها بین‌ سازمان‌های‌ دولتی‌، موجی‌ از حساسیت‌ و مخالفت‌ را بین‌ مردم‌ ایران‌ برانگیخت‌ و مردم ‌با ارسال‌ طومارهای‌ مفصل‌ و بسیار از شهرهای‌ مختلف‌ به‌ آیت‌اللّه‌ بروجردی‌ پناه‌ آوردند.

    به ‌گفته‌‌ مرحوم‌ فلسفی‌، آیت ‌اللّه‌ بروجردی‌ در یک‌ فشار شدید افکار عمومی‌ واقع‌ شده‌ بود. مرتباً از ولایات‌ نامه‌ می‌آمد که‌ مثلاً فرماندار اینجا بهائی‌ است‌ و یا رئیس‌ فلان‌ اداره‌ بهائی‌ است‌ و ببینید چه ‌ها که‌ نمی‌کند. مرحوم آیت ‌اللّه‌ بروجردی‌ خود در وقتی‌ كه‌ در بروجرد بودند، شاهد نفوذ و جسارت‌ بهائیان نیز ‌بودند. فرقه‌‌ ضاله‌ بهائیت‌ فعالیت‌ های‌ خود را در بروجرد‌ و به ‌خصوص‌ در ادارات‌ دولتی‌ تشدید كرده‌ بودند. گستاخی‌ بهائیان به‌ جائی‌ رسید كه‌ یكی‌ از مدارس‌ دینی‌ شهر را تخریب‌ و به ‌جای‌ آن‌ دبیرستانی‌ بنا نهادند.

    حضرت آیت‌اللّه‌ بروجردی‌ از راه های‌ قانونی‌ برای‌ جلوگیری‌ از اقدامات ‌آنها هر چه‌ تلاش‌ كرد، موفق‌ نشد تا اینكه‌ به ‌عنوان‌ اعتراض‌ به‌ این‌ امر از شهر خارج‌ شدند. خبر عزیمت‌ ایشان‌ در اندك‌ مدتی‌ مردم‌ شهر و نواحی‌ اطراف‌ را به‌ تظاهرات‌ و اجتماع‌ در تلگراف خانه ‌واداشت‌. تا اینكه‌ دولت‌ «احساس‌ خطر نموده‌ و سعی‌ در مراجعت‌ ایشان‌ به‌ شهر می ‌نماید» و دست‌ به‌ انتقال‌ بهائیان‌ از ادارات‌ آن شهر می‌زند.

    به‌ هرحال‌ فشارهای‌ روز افزون‌ مردمی‌ باعث‌ شد، تا آیت ‌اللّه‌ بروجردی‌ دست‌ به‌ اقدام‌ شود. ابتدا روحانیون‌ را برای‌ خنثی‌ سازی‌ تبلیغات‌ بهائیان به‌ محل‌ فعالیت های‌ تبلیغاتی‌ آنها ‌فرستاد و هم‌ زمان‌ برای‌ جلوگیری‌ از اقدامات‌ خشونت ‌آمیز بهائیان‌، طبق‌ روش‌ سیاسی‌ خود به‌ دولت‌ های‌ وقت‌ متوسل‌ ‌شدند.

    در ابتدا آیت‌ اللّه‌ با ارسال‌ نامه‌‌ از آقای‌ فلسفی‌ می‌خواهند كه‌ موضوع‌ را به‌ نخست ‌وزیر (رزم‌ آرا) تذكر دهد. حضرت آیت‌اللّه‌ بروجردی در این‌ نامه‌ نوشتند: «... چند روز است‌ كه‌ از اطراف‌ به‌ وسیله‌ مكاتبه‌ و تلگرافات‌ به‌ من‌ شكایات‌ از فرقه‌ ضاله‌‌ بهائی‌ می‌كنند.از جمله‌ مكتوبی‌ است‌ كه‌ از اطراف‌ كرمان‌ رسید، و تلگرافی‌ است‌ كه‌ از الیگودرز مخابره‌ شده ... از این نامه ها چنین‌ معلوم می‌شود كه آقای‌ بخشدار و سایر رؤسای‌ ادارات‌ از فرقه‌‌ ضاله‌‌ بهائیت‌ حمایت‌ می‌كنند. خواهشمند است‌ جنابعالی‌ جناب‌‌ آقای‌ نخست ‌وزیر را ملاقات‌ كنید و مطلب‌ را به‌ ایشان ‌برسانید كه‌ هرچه‌ زودتر این قضیه‌ را خاتمه‌ دهند كه‌ منجر به‌ نزاع‌ و مقابله‌ و خونریزی‌ نشود».

    تذكر مرحوم آیت ‌اللّه‌ العظمی بروجردی‌ به‌ رزم ‌آرا اثر نکرد. پس‌ از نخست ‌وزیری‌ دکتر مصدق، آیت ‌اللّه‌ بروجردی به‌ مرحوم فلسفی‌ مأموریت‌ دادند تا با مصدق در باره‌ فعالیت‌ بهائیان‌ صحبت‌ كنند. آقای‌ فلسفی‌ نزد مصدق رفت‌ و پیام‌ آیت ‌اللّه‌ بروجردی را ابلاغ‌ كرد و گفت‌: شما رئیس‌ دولت‌ اسلامی‌ ایران‌ هستید و الان بهائی ها در شهرستانها فعال هستند و مشکلاتی را برای مردم مسلمان ایجاد کرده اند، لذا مرتباً نامه هائی از آنان به عنوان شکایت به آیت اللّه‌ بروجردی‌ می‌رسد. ایشان‌ لازم‌ دانستند كه‌ شما در این‌ باره‌ اقدامی‌ بفرمائید.

     دكتر مصدق به‌ گونه‌ای‌ تمسخر آمیز قاه‌قاه‌ با صدای‌ بلند خندید و گفت‌: آقای‌ فلسفی‌ از نظر من‌ مسلمان‌ و بهائی‌ فرقی‌ ندارند، همه‌ از یك‌ ملت‌ و ایرانی‌ هستند. نظر آیت‌اللّه‌ بروجردی‌ همچنان‌ مورد بی‌ اعتنائی‌ دولتها قرار می‌گرفت‌ تا اینكه‌ اخبار نگران ‌كننده‌ای‌ به‌ آیت ‌اللّه‌ رسید. وی‌ بعد از ماه رمضان‌ سال‌ ۱۳۳۳ شمسی نامه‌ای‌ به‌ مرحوم‌ فلسفی‌ نوشت‌ تا شاه‌ را ملاقات‌ و با وی‌ مذاكره‌ نماید.

    مرحوم آیت ‌اللّه‌ العظمی بروجردی در این‌ نامه‌ نوشتند: «به‌ عرض عالی‌ می ‌رساند چندی‌ قبل‌ از آبادان‌ مكتوبی‌ از بعضی‌ وكلای‌ حقیر رسیده‌ بود و اظهار داشته‌ بودند كه‌ تقریباً اداره‌ امور نفت‌ آبادان‌ با فرقه‌‌ بهائیه‌ شده‌... نمی‌دانم‌ اوضاع‌ ایران‌ به‌ كجا منجر خواهد شد؟ مثل‌ آنكه‌ اولیای‌ امور در ایران‌ در خواب‌ عمیقی‌ فرو رفته‌اند، شاید بشود در موقعی‌ بعضی‌ اولیای‌ امور را بیدار كنید و متنبه‌ كنید كه‌ قضایای‌ این‌ فرقه‌ كوچك‌ نیست‌. عاقبت‌ امور ایران‌ را از این‌ فرقه‌ حقیر خیلی‌ وخیم‌ می‌بینم‌. به‌ اندازه‌ای‌ اینها در ادارات‌ دولتی‌ راه‌ دارند و مسلط‌ بر امور هستند كه‌ داد گستری‌ جرأت‌ اینكه‌ یك‌ نفر از اینها را كه‌ ثابت‌ شده‌ است‌ قاتل‌ بودن‌ او در ابرقو، پنج‌ مسلمان‌ بی گناه‌ را، مجازات‌ نمایند. به‌ هر تقدیر اگر صلاح‌ دانستید از دربار وقت‌ بخواهید و مطالب‌ را به‌ عرض‌ اعلیحضرت‌ برسانید اگرچه‌ من گمان‌ ندارم‌ اندك‌ فایده‌ای‌ مترتب‌ شود. به‌ كلی‌ حقیر از اصلاحات‌ این‌ مملكت‌ مأیوس‌ هستم‌».

    به‌ هر حال‌، هیچ‌ یك‌ از اقدامات‌ آیت‌اللّه‌ بروجردی‌ مؤثر واقع‌ نشد، آقای‌ فلسفی‌ پیشنهاد كرد كه‌ در ماه رمضان‌ ۱۳۳۴ شمسی كه‌ سخنرانی‌ وی‌ از رادیو به‌ طور مستقیم‌ پخش‌ می‌شود، دست‌ به‌ یك‌ تبلیغ ‌علیه‌ بهائیت‌ زده‌ شود. آیت‌اللّه‌ العظمی بروجردی‌ این‌ پیشنهاد را پسندیدند و اضافه‌ كردند که بهتر است‌ این‌ مسئله‌ به‌ شاه‌ گفته‌ شود كه‌ «بعداً مستمسك‌ به‌ دست‌ او نیاید كه‌ كار شكنی‌ بكند و پخش‌ سخنرانی ‌از رادیو قطع‌ گردد، زیرا این‌ مطلب‌ برای‌ مسلمانان‌ خیلی‌ گران‌ خواهد بود و باعث‌ تجری‌ هر چه‌ بیشتر بهائی‌ها می‌شود».

    آقای‌ فلسفی‌ با شاه‌ ملاقات‌ كرد و نظر آیت‌ اللّه‌ بروجردی‌ را به‌ شاه ‌اطلاع‌ داد. شاه‌ در پاسخ‌ گفت‌: «بروید بگوئید». آقای‌ فلسفی‌ موضوع‌ را به‌ وعاظ تهران‌ نیز ابلاغ‌ كرد كه‌ در ماه‌ رمضان‌ همه‌‌ مساجد علیه فرقه ضاله ‌بهائیت‌ دست‌ به‌ تبلیغ‌ بزنند.

    ماه‌ مبارک رمضان‌ فرار سید. با آغاز ماه‌ مبارك‌ رمضان‌ كه‌ ماه‌ عبادت‌ و اجتماع‌ مسلمین‌ در مساجد و تكایا و استماع‌ وعظ‌ و خطابه‌‌ روحانیون‌ و وعاظ‌ است‌، موضوع‌ مبارزه‌ با بهائیان و خطر فرقه‌ ضاله‌ بهائی‌ در رأس‌ كلیه‌‌ مطالب‌ مورد بحث‌ اكثر آقایان ‌وعاظ‌ و روحانیون‌ قرار گرفت‌ و هماهنگی‌ روحانیون‌ در مبارزه‌ علیه‌ بهائیان و مخصوصاً اظهارات‌ شدید آقای‌ فلسفی‌ واعظ‌ مشهور كه‌ مستقیماً از رادیو تهران‌ پخش‌ می ‌شد كم‌كم‌ به‌ طوری ‌افكار و اذهان‌ عمومی‌ را به‌ خود جلب‌ كرد كه‌ موضوع‌ خطر بهائیان و مبارزه‌ علیه‌ آنان‌ یك‌ هفته ‌بعد از آغاز ماه‌ مبارك‌ رمضان‌ كلیه‌‌ مسائل‌ سیاسی‌ و وقایع‌ جاری‌ كشور را تحت‌ الشعاع‌ خود قرار داد.

    آقای‌ فلسفی‌ و سایر وعاظ‌ در این‌ سخنرانی ها‌ مردم‌ را دعوت‌ به‌ آرامش‌ كرده‌ و می‌گفتند: اظهار این‌ مطالب‌ برای‌ هوشیاری‌ دولت‌ (است‌) و از طریق‌ قانونی‌ و رسمی‌ برای‌ بستن‌ مراكز بهائیان و جلوگیری‌ از فعالیت های‌ آنان‌ اقدام‌ خواهد شد.

    همچنین،‌ حضرت‌ آیت‌ اللّه ‌العظمی بروجردی‌ طی‌ مصاحبه‌ای‌ در قم‌ اظهار داشتند كه‌ «باید در جریان‌ مبارزه‌ علیه‌ فرقه‌‌ ضاله‌ ‌بهائیت‌ نظم‌ و آرامش‌ در سراسر كشور برقرار باشد.» با همه‌‌ این‌ سفارشها مردم‌ كه ‌از جسارتها و خصومت های‌ بهائیان به‌ تنگ‌ آمده‌ بودند، فرصت‌ را مغتنم‌ شمردند و بسیاری‌ از محافل‌ بهائیان‌ را در شهرها تخریب‌ كردند و در تهران‌ نیز مركز بهائیان‌ را به ‌نام‌ حظیره ‌‌القدس ‌تصرف‌ كردند.

    شاه‌ و دولت‌ كه‌ عكس ‌العمل‌ مردم‌ را پیش‌ بینی‌ نكرده‌ بودند ابتدا سعی‌ كردند تا هدایت ‌مبارزات‌ مردمی‌ را خودشان در دست‌ بگیرند لذا فرمانداری‌ نظامی‌ حظیره‌‌القدس‌ را تصرف‌ كرد و طی‌ اطلاعیه‌ای‌ اعلام‌ كرد: «چون‌ تظاهرات‌ و تبلیغات‌ فرقه‌‌ بهائی‌ موجب‌ تحریك‌ احساسات‌ عمومی‌ شده‌ است‌، لذا به‌ منظور حفظ‌ نظم‌ و انتظامات‌ عمومی‌، دستور داده‌ شد قوای ‌انتظامی‌، مراكز تبلیغات‌ این‌ فرقه‌ را كه‌ حظیره ‌‌القدس‌ نامیده‌ می ‌شود اشغال ‌نمایند كه‌ از هرگونه‌ پیشامدهای‌ احتمالی‌ جلوگیری‌ شود. اینك‌ فرمانداری ‌نظامی‌ شهرستان‌ تهران‌ از همه هم میهنان عزیز انتظار دارد در این مورد نیز مراعات نظم عمومی را نموده و از هر گونه تظاهرات و حرکات خودسرانه که مخل انتظامات عمومی است، جداً بپرهیزند و یقین‌ داشته‌ باشند كه‌ دولت‌ در اجرای‌ منویات‌ اعلیحضرت‌ همایونی‌‌ به‌ احساسات‌ و تمایلات ‌مردم‌ توجه‌ داشته‌ و همواره‌ در اندیشه‌‌ آسایش‌ و برآوردن‌ نیازمندی های عمومی ‌است‌».


     به ‌دنبال‌ بسته‌ شدن‌ حظیره‌‌ القدس‌ و شدت‌ یافتن‌ مبارزات‌ روحانیت‌ علیه‌ بهائیان‌، سیل ‌طومارها و تلگرافات‌ در حمایت‌ از مبارزات‌ سرازیر شد. طبق‌ اعلام‌ آقای‌ فلسفی‌ در مصاحبه‌ با مطبوعات‌ «تقریباً روزی‌ دویست‌ نامه‌ و تلگراف‌ به‌ من‌ می رسد و چهار ساعت‌ وقت‌ من‌ صرف مطالعه‌ آنها می‌شود و قریب‌ همین‌ تعداد در روز جواب‌ تلفن‌ می‌دهم‌.

     خبرنگار پرسید: آیا این‌ نامه‌ها و تلگرافها و تلفنها همه‌ تأئید است‌؟ جواب‌ دادند بالاتفاق تأئید این‌ امر است‌». آقای ‌فلسفی‌ برای‌ تأئید ادّعای‌ خود خبرنگاران‌ را به‌ اتاق مجاور برد و طومارهای‌ انباشته‌ شده در آن را به خبرنگاران نشان داد.

     آیت‌ اللّه‌ حاج سید عبدالهادی‌ شیرازی‌ از نجف اشرف‌ در تأئید مبارزات‌ آیت ‌اللّه‌ بروجردی‌ اعلامیه‌ای ‌صادر كرد و آقای‌ فلسفی‌ آن‌ را در منبر قرائت‌ كرده‌ و از رادیو نیز پخش‌ شد. از سرتاسر ایران ‌طومارهائی‌ ارسال‌ كردند كه‌ بزرگترین‌ آنها طوماری‌ بود كه‌ از كرمانشاه‌ رسیده‌ بود كه‌ ۶۰ ـ ۷۰ هزار نفر امضا كرده‌ بودند.

     آیت‌اللّه‌ بهبهانی‌ طی‌ تلگرافی‌ به‌ شاه‌ از «بستن‌ كانون‌ فساد دینی‌ و مملكتی ‌... به‌ وسیله‌‌ ارتش ‌اسلام‌» تشكر كرد. شاه‌ نیز در پاسخ‌ آیت ‌اللّه‌ بهبهانی‌ نوشت‌: به‌ طوری‌ كه‌ از ما شنیده‌اید، همیشه ‌خود را به‌ اجرای‌ مقررات‌ اسلام‌ موظف‌ دانسته‌ و ادامه‌ این‌ توفیق‌ را از خداوند متعال ‌خواهانیم‌.

     آیت ‌اللّه‌ بهبهانی‌ همچنین طی‌ تلگرافی‌ به‌ آیت‌ اللّه‌ بروجردی‌، روز تصرف‌ حظیره ‌‌القدس‌ را عید دانست‌. از سوئی‌ دیگرچند نفر از علمای‌ تهران‌ به‌ حضور شاه‌ رسیدند و از بستن ‌حظیره‌ القدس‌ تشكر كردند.

     با همه‌‌ این‌ تشكرها و تعارفات‌ نفوذ بهائیان‌ در كنگره‌ آمریكا موجب‌ شد كه‌ شاه‌ را تحت ‌فشار قرار دهند. تصمیم‌ گرفته‌ شد كه‌ آقای‌ فلسفی‌ را از ادامه‌ سخنرانی‌ علیه‌ بهائیان‌ منع‌ نمایند. لذا سرلشكر علوی‌ مقدم‌ رئیس‌ كل‌ شهربانی‌ و سرتیپ‌ تیمور بختیار فرماندار نظامی‌ تهران‌، مأمور شدند تا از طرف‌ شاه‌ به‌ آقای‌ فلسفی‌ اخطار كنند كه‌ از ادامه‌‌ بحث‌ خودداری‌ كند. آقای ‌فلسفی‌ قاطعانه‌ از پذیرفتن نطر شاه‌ خودداری‌ كرد و عمل‌ به‌ یكی‌ از چهار طرح‌ را پیشنهاد كرد:

۱- قطع‌ پخش‌ سخنرانی‌ از رادیو. ۲- دستگیری‌ و زندانی‌ كردن‌ من‌. ۳- اعلام‌ پیام‌ شاه‌ توسط‌ مقدم‌ وبختیار روی‌ منبر ۴- ادامه‌‌ سخنرانی‌ به‌ سبك‌ سابق‌. آن‌ دو نفر این‌ طرحها را نپذیرفتند و گفتند به ‌اعلیحضرت‌ توهین‌ می‌شود. آقای‌ فلسفی‌ در پاسخ‌ گفتند: اگر بگویم‌ اعلیحضرت‌ گفته‌اند به ‌ایشان‌ اهانت‌ می‌شود؛ اما اگر اسلام‌ و مسلمانان‌ و آیت‌ اللّه‌ بروجردی‌ و من‌ مورد اهانت‌ واقع‌ شویم‌ مانعی‌ ندارد مذاكره‌ بی‌نتیجه‌ قطع‌ شد و آقای‌ فلسفی‌ تا آخر ماه‌ رمضان‌ به‌ سخنرانی ‌خود علیه‌ بهائیان‌ ادامه‌ دادند.

     حجت الاسلام محمد تقی فلسفی‌ در یكی‌ از سخنرانی های‌ خود پیكان‌ حمله‌ را به‌ طرف‌ شخص‌ شاه‌ روانه ‌ساخت‌ و گفت‌: «اعلیحضرت‌! مملكت‌ ما این‌ همه‌ طبیب‌ مسلمان‌ دارد. مردم‌ ناراحتند از اینكه‌ دكتر ایادی‌ بهائی‌ طبیب‌ مخصوص‌ شماست‌. او را عوض‌ كنید».‌

     با پیگیری های مجدانه مرحوم آیت الله العظمی بروجردی رضوان الله تعالی علیه شاه تسلیم شد و دولت در ساعت ۱۴:۳۰ دقیقه روز اول خرداد ۱۳۳۲ فرماندار نظامی تهران طی اطلاعیه ای که از رادیو ملی پخش می شد اعلام کرد: چون‌ تظاهرات‌ و تبلیغات‌ فرقه‌‌ بهائی‌ موجب‌ تحریك‌ احساسات‌ عمومی‌ شده‌ است‌، لذا به منظور حفظ‌ نظم‌ و انتظامات‌ عمومی‌، دستور داده‌ شد قوای ‌انتظامی‌ مراكز تبلیغات‌ این‌ فرقه‌ را كه‌ حظیره ‌‌القدس‌ نامیده‌ می ‌شود اشغال ‌نمایند.

     به دنبال این جریان و با پیگیری های مستمر آیت الله بروجردی مبنی بر تخریب این معبد، اجازه تخریب صادر شد و مرحوم حجت الاسلام محمد تقی فلسفی در روز یکشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۳۴ اولین کلنگ تخریب این لانه جاسوسی را به زمین زد.
منبع: پایگاه مرکز انقلاب اسلامی

برای دیدن ساختمان حظیرة القدس روی ادامه مطلب کلیک کنید.
معبد حظیرة القدس فرقه ضاله بهائیت در تهران

http://s9.picofile.com/file/8299897918/%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%DB%8C2.jpg
   
معبد حظیرة القدس بهائیان در تهران

http://s8.picofile.com/file/8299897926/%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%DB%8C3.jpg
   
مرحوم حجة الاسلام فلسفی در حال تخریب حظیرة القدس

http://s9.picofile.com/file/8299897900/%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%DB%8C1.jpg

مرحوم فلسفی در بازدید از تخریب معبد بهائیان در تهران

http://s9.picofile.com/file/8299897934/%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%DB%8C4.jpg

http://s9.picofile.com/file/8299898068/%D9%81%D8%A7%D8%B3%D9%81%DB%8C_6.jpg


موضوع : مقالات بهائیت ,