تبلیغات
بهائیت شناسی - ادیب مسعودی - 7 z
بهائیت شناسی
www.Baha9.ir
منوی اصلی
مطالب پیشین
موضوعات وبلاگ
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره ما

" بسم الله الرّحمن الرّحیم "
اینجانب تلاش می کنم با استفاده از کتابهای رهبران بهائی، احکام، اعتقادات و تناقضات بهاء و عبد البهاء و شوقی را از کتابهای آنها استخراخ کرده با سند و مدرک در اختیار این فرقه گمراه قرار دهم، تا حقیقت بر آنان روشن گشته به آغوش اسلام عزیز باز گردند.
وَ السّلَامُ عَلَی مَن اِتَّبَعَ الهُدَی.
« بابائی »
جستجو


دانشنامه مهدویت
مهدویت امام زمان (عج)
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان

ابزار و قالب وبلاگ

کاربردی
logo-samandehi
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
ارسال شده در 1392/03/9 ساعت 08:29 توسط بابائی
ادیب مسعودی به اسلام بازگشت.

[http://www.aparat.com/v/cjAZm]

    من هر دری زدم آن شیخ بزرگوار را پیدا نکردم تا پس از دو سال آقای خجسته به همراه آقای صالحیان  اینجا آمدند و آقای خجسته به من یک پانصدتومان پول داد گفت تو آخرش پیش ما می آئی من می دانم حتماً که تو از اینها نیستی بالاخره من جرأت نمی کردم می گفتم آنها مرا می کشند یا فلان می کنند بالاخره پس از دو سال آقای سجادی وحاج صالحیان و خجسته آمدند و مرا سوار کردند گفتند تو را می خواهیم ببریم جائی گفتم در اختیار شما هستم.

    آنها مرا بردند تا چهار راه حسن آباد خانه مرحوم شیخ محمود حلبی ما را بردند آنجا من دیدم همان شیخ است و دارد چائی می ریزد سماور جلوی ایشان است جرکت کرد دست انداخت گردن من و گفت کجائی منتظرت همان سخنها منتظرت هستیم از چی می ترسی همه می میرند حی لا یموت زنده است روزی رسان خداست ما هرچه داشتیم با تو می خوریم بالاخره من گریه شدیدی کردم دیدم آقای حاج شیخ محمود حلبی رحمة الله که اگر فی الحقیقة او نبود و شاگردانش نبودند 20 میلیون نفر ازاین فرقه ضاله در ایران پیدا می شد آنها نگذاشتند من حتی شنیدم از بزرگان بهائی که می  گفتند ما بساطمان را جمع کنیم از ایران بریم این شیخ نمی گذارد ما اینجا تبلیغ کنیم.



موضوع : فیلم ,  مستبصرین ,