z
بهائیت شناسی
www.Baha9.ir
منوی اصلی
مطالب پیشین
موضوعات وبلاگ
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره ما

" بسم الله الرّحمن الرّحیم "
اینجانب تلاش می کنم با استفاده از کتابهای رهبران بهائی، احکام، اعتقادات و تناقضات بهاء و عبد البهاء و شوقی را از کتابهای آنها استخراخ کرده با سند و مدرک در اختیار این فرقه گمراه قرار دهم، تا حقیقت بر آنان روشن گشته به آغوش اسلام عزیز باز گردند.
وَ السّلَامُ عَلَی مَن اِتَّبَعَ الهُدَی.
« بابائی »
جستجو


دانشنامه مهدویت
مهدویت امام زمان (عج)
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان

ابزار و قالب وبلاگ

کاربردی
logo-samandehi
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
ارسال شده در 1395/12/24 ساعت 08:24 توسط بابائی

                                          حقوق نساء


    شریعت می بایست با فطرت و طبیعت مطابقت کرده و احکام و حدود دینی لازم است که موافق مقتضیات و خصوصیات موضوعات خارجی تنظیم گردد. و چون زن از لحظ خلقت اصلی و از نظر صفات نفسانی و وظائف طبیعی و خارجی که دارد در نقطه مقابل مرد واقع شده است، ناچار احکام و حدود و وظائف دینی او نیز به تناسب مقام او بوده، و با خلقت و فطرت او وفق خواهد داشت.


     در کتب رهبران بهائی از تساوی کامل بین زن و مرد زیاد سخن گفته اند، همانطور که دکتر جان. ای. اسلمنت از مبلغین بهائی آمریکائی (تولد 29 اردیبهشت 1253) در کتاب بهاء الله و عصر جدید صفحه 265  سطر 1 در ارتباط با تساوی حقوق زن و مرد می نویسد:"حضرت بهاء الله مساوات رجال و نساء را در باب مسئولیت ها و حقوق و امتیازات اعلام فرمودند ... و زنان به سرعت تمام در احراز مقام واقعی خود در مساوات شریک و همعنان مردان شدند".


    با همه این تبلیغات وسیعی که در این فرقه باطله در باره تساوی حقوق زنان و مردان به گوش می رسد، اما حسینعلی نوری در کتاب اقدس صفحه 50 سطر 2 می نویسد:" یا رجال العدل کونوا رعاة أغنام الله فی مملکته" یعنی ای مردان عدالت (بیت العدل)، گوسفند چرانان گوسفندان خدا در کشور او باشید.   یعنی در بیت العدل فقط مردان حق عضویت دارند نه زنان


    پس کجاست آن تساوی بین رجال و نساء که اسلمنت ادعا می کند: بهاء مساوات رجال و نساء را در باب مسئولیت ها و حقوق و امتیازات اعلام فرمودند؟ حسینعلی مازندرانی در حکم کتاب اقدس، بیت العدل را مختص رجال و مردان می داند نه زنان! این است آنچه اسلمت گفته: زنان به سرعت تمام در احراز مقام واقعی خود در مساوات شریک و همعنان مردان شدند؟


برای دیدن کتاب بهاءالله و عصر جدید و اقدس روی ادامه مطلب کلیک کنید.




موضوع : تناقضات رهبران بهائی , 
ارسال شده در 1395/12/21 ساعت 08:34 توسط بابائی

                                   حسینعلی من یظهره الله نیست

 

    دلیل سومی که مخالفین حسینعلی نوری بر علیه او اقامه کردند که وی نمی تواند موعود کتاب بیان و « مَن یُظهِرُهُ الله » باشد، این بود که علی محمد شیرازی توقیعی نوشته و دستور داده که آن را در مکتب خانه ها بیاویزند تا وقتی که من یظهره الله به مکتب خانه می رود آن را بخواند.


    صورت توقیع مزبور را عزیه خانم خواهر حسینعلی نوری در رساله تنبیه النائمین صفحه 59 سطر 14 آورده چنین است: « درمکتب خانه من یظهره الله منور فرمائید هو الأبهی، الله لا اله الّا هو العزیز المحبوب له ما فی السموات و ما فی الارض و ما بینهما و هو المهیمن القیوم و انّه لکتاب من الله المهیمن القیوم الی الله العزیز المحبوب علی انّ البیان و من فیه هدیّة منّی إلیک موقتاً علی أن لا اله الّا أنت و انّ الأمر و الخلق لک...


    یعنی اوست نیکوتر، خدا است که معبودی جز او نبوده و چیره و دوست داشتنی است. هرچه در آسمان ها و در زمین و میان آن دو وجو دارد، از آن اوست و او گواه و کارگزار عالم است. و این کتابی است از سوی خدای گواه و کارگزار به سوی خدای چیره و دوست داشتنی با این پیام که کتاب بیان و هر چه در آن است، هدیه ای از طرف من به تو می باشد در حالی که من یقین دارم هیچ معبودی جز تو نیست و امر و خلق این عالم برای توست...


     مخالفین حسینعلی نوری می گویند علی محمد شیرازی موقعی این دستور را داده که حسینعلی نوری مردی دارای ریش و سبیل بوده و بچه نبود تا به مکتب خانه برود و این لوح را ببیند. ثانیاً حسینعلی مازندرانی ادعا کرد که من در دوران کودکی به مکتب خانه نرفتم بنابراین ادعای من یظهره اللهی از طرف او دروغی آشکار شمرده می شود و ما زیر بار این دروغ نمی رویم.

 

برای دیدن کتاب تنبیه النائمین روی ادامه مطلب کلیک کنید.



موضوع : نقد ادعاهای بهاء , 
ارسال شده در 1395/12/18 ساعت 08:46 توسط بابائی
خانه علی محمد شیرازی (مدعی بابیت) در شیراز

http://s8.picofile.com/file/8289360492/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87_%D8%A8%D8%A7%D8%A8.jpg


موضوع : تصاویررهبران بهائی , 
ارسال شده در 1395/12/15 ساعت 08:36 توسط بابائی

تاریخچه کوتاه مدت مدعیان مهدویت و نیابت در دو قرن اخیر

1. در ایران

شیخیه، بابیه، بهاییه (1)

    شیخ احمد احسایی ( 1166 - 1241 قمری) در احسا متولد شد، طیّ تحصیلات اولیه، در سال 1186 به کربلا رفت و از دروس بزرگانی همچون صاحب ریاض و سید بحرالعلوم بهره گرفت. او از برخی علوم طبیعی وتجربی نیز آگاهی داشت. در سال 1209 به زادگاهش بازگشت. در سال 1221، به خراسان و سپس یزد رفت و شهرت فراوانی کسب کرد. پس از آن به دربار فتحعلی شاه قاجار دعوت شد و مورد احترام فراوان قرارگرفت. پس از مدتی به قزوین رفت و محبوب مردم و علما بود، تا آن که با طرح عقاید خاصّ خود در زمینه معاد و انجام مناظره علمی، توسط ملامحمد تقی برغانی (شهید ثالث) و عده ای دیگر تکفیر شد. شیخ احمد سرانجام در 21 ذی قعده 1241 درگذشت و در بقیع دفن شد.


     پس از او شاگردش سید کاظم رشتی (1203- 1256 قمری) به عنوان شیعه کامل و واسطه فیض، جانشین وی شد و حوزه درسی اش را ادامه داد. وی آثار وکتاب های شیخ احمد را اِحیا کرد و در برخی از آنها به غلوّ در مورد ائمه پرداخت. پس از مرگ او حاج محمد کریمخان کرمانی( 1225- 1288ق) فرزند ظهیرالدوله، داماد فتحعلی شاه، از مدعیان جانشینی او بود و در نشر عقاید احسایی و ترویج شیخی گری کوشید و آثاری ارائه کرد. رقیب او علی محمد شیرازی (معروف به باب) است که با کمک برخی از یارانش و نقشه ای خاص، ابتدا مدعی جانشینی سید کاظم و سپس مدعی بابیت و مهدویت شد، ولی حاج محمد کریم خان در ردّ او کتاب نوشت.


    پس از مرگ حاج محمدکریمخان، طبق وصیت او، پسرش حاج محمد خان بیشتر مورد توجه واقع شد. از آن پس بر اثر نارضایتی گروهی از شیخیه در نوع جانشینی و ریاست و بر اثر اختلافات دیگر، انشعاب هایی انجام شد که از ذکر آن صرف نظر می کنیم.


     مهم این نکته است که براساس عقاید پیروان شیخی مسلک، شیخ احمد و دیگر رهبران شیخی، دارای مقام شیعه کامل، یا رکن رابع، یا حتی به عبارتی نیابت خاصّ هستند(2)؛ مانند دیگر غالیان در مورد پیشوایان دینی، غلوّ کرده اند(3) و نیز همچون صوفیه در کلمات رمزگونه و شطحیات(4)، با استناد قرار دادن خواب و رؤیا و به اصطلاح کشف و شهود، عقاید نادرستی را ابداع کرده اند.


    علی محمد باب که از شاگردان درس شیخیه بود، اندکی از تحصیلات ابتدایی را در شیراز گذراند و سالیانی در بوشهر اقامت داشت. از همان آغاز، به کارهای غیرمتعارف، همچون: ریاضت های غیرشرعی، و ذکر اوراد و طلسمات می پرداخت. سپس رهسپار عراق شد و درکربلا از شاگردان سیدکاظم رشتی و مریدان خاصّ او شد. پس از مرگ سید کاظم رشتی، طبق برخی اسناد، مانند خاطرات کینیازدالگورکی (سفیر روس)، تحت تأثیر تطمیع بیگانگان، ادعای نیابت را مطرح کرد. وی و یارانش در ایران آشوب های فراوان راه انداختند. پس از مدتی ادعای مهدویت و حتی نبوت و الوهیت و خدا آفرینی کرد؛ اما بر اثر فشار علماء و مردم متدین بازداشت و زندانی شد. یک بار نیز توبه کرد ولی به دلیل ادامه ادعاها و پافشاری برآنها در جلسات مناظره علما، به دستور امیرکبیر در تبریز اعدام شد.


    وی کتاب هایی به عنوان وحی نوشته است که بیان فارسی و بیان عربی از آن جمله هستند. پس از اعدام، براساس وصایایش، میرزا یحیی صبح ازل، جانشین او شد، اما میرزا حسینعلی(1233- 1310ق) برادر بزرگتر وی پس از چندین سال تبعیت از صبح ازل او را منزوی، و خود را جانشین (و مظهر الهی وعده داده شده توسط باب) معرفی و مسلک جدید بهاییت را تأسیس کرد. وی با آن که متهم به شرکت در ترور نافرجام ناصرالدین شاه وآشوبهای بابیه بود، با حمایت استعمارگران به آسانی از ایران خارج شد و بعدها بر اثر بدرفتاری متقابل او و برادرش، وی را به عکاء تبعید کردند؛ لذا فلسطین اشغالی مأوا و مرکز بهاییان تاکنون است.


    پس از مرگ وی عباس افندی برادر بزرگترش براساس وصیت جانشین او شد و لقب عبدالبهاء گرفت. وی سفرهایی به اروپا و آمریکا داشت و فرقه بهاییت را از لحاظ محتوایی و سیاسی گسترش داده، از طرف انگلستان به دلیل خدماتش در اشغال فلسطین، لقب« سِر» گرفت (1914م). پس از او شوقی افندی (نوه دختری عبدالبهاء) تا 1957 ریاست کرد و برخلاف وعده عبدالبها به آمدن 24 ولیّ امر و وصیّ الهی در به اصطلاح « دین بهایی»، رهبری به یک شورای 9 نفره به نام بیت العدل در اسرائیل محول شد.


     حسینعلی بها نیز با ادعای موعود بودن و نیز نبوت و الوهیت، کتاب های به اصطلاح وحیانی به نام اقدس و ایقان دارد و احکام و عقاید خاصّ خود را که ناسخ اسلام است، در آنها آورده است. اکنون نیز این فرقه ضاله در ایران و برخی مناطق دیگر فعالیت دارد.


فعالیت غیر قانونی

     در دهه های اخیر نیز مدعیان و گروه هایی خاصّ بروز کردند؛ از جمله گروه های مهمّ آن جریان ع.ی. است که به نوعی ادعای مستجاب الدعوه بودن و وساطت فیض در زمان غیبت را دارد و با شیوه تفسیر قرآن و نیز به اصطلاح عارف پروری کار کرده است. جریان نام بُردار به سید حسن الف. نیز تقریباً با همان جریان به اصطلاح عارف پروری، ادعای ارتباط خاصّ با امام زمان در زمان غیبت را عنوان کرده است. نمونه دیگر: جریان کاظمینی بروجردی است که مدعی زمینه سازی خاصّ ظهور، تطبیق علائم ظهور با حوادث مربوط به خانواده خود و به نوعی نیابت از امام یا ائمه بوده است. تفصیل مطالب در این مورد و نیز مدعیان دیگر خواهد آمد.


2. در هند و پاکستان

    غلام احمد قادیانی(1255- 1326ق) در قادیان (ایالت پنجاب هند) متولد شد. وی نیز علایق صوفیانه داشته؛ اهل ریاضت کشی های غیرشرعی و از ابتدا به تشنجات عصبی مبتلا بود. او در پنجاه سالگی ادعای خواب نما شدن و مورد الهام قرار گرفتن کرد و بر اثر سابقه نیکویش در مناظره های علمی با مسیحیان و دیگر افراد غیرمسلمان، مورد توجه مردم قرار گرفت. وی با طیّ چند مرحله، ادعای مهدویت و رجعت مسیح، مورد وحی قرار گرفتن، مظهر پیامبر اسلام بودن و سرانجام نبوت و آوردن شریعت جدید را مطرح و به نوعی خود را مظهر مسیح و حضرت محمد9  و نیز جلوه ای ازکریشنای هندوان معرفی کرد. او تألیفات متعددی اعم از کتاب و مجله داشت. پس از مرگ غلام احمد نیز انشعاب هایی واقع شد. البته گروهی از پیروان قادیانیه غلام احمد را فقط، مجدّد دین اسلام و نه نبی مستقل، می دانند. پس از این ادعاها، وی مورد حمایت استعمارگران قرار گرفت و مانند برخی مدعیان دیگر، جهاد اسلامی را منسوخ اعلان کرده، به حمایت از استعمار پرداخت.


3. در سودان

     محمد احمد سودانی در جزیره نبت در 1848 میلادی متولد شد. وی پس از طیّ دوران مدرسه و طرد شدن توسط اقوام خود، مانند سایر مدعیان، وارد جریان های صوفی مسلک شد که در سودان شهرت داشتند. او با زیرکی و قدرت بیان، پس از مدتی مردم را به بازگشت به اسلام اصیل و مبارزه با ظلم فراخواند. سپس براساس آمادگی مردم سودان برای ظهور مهدی موعود، تدریجاً خود را مهدی موعود خواند و با فراهم ساختن ارتشی از پیروان و یاران خود به تدریج خارطوم را تصرف کرد و حکومتی مقتدر تشکیل داد. وی نیز مورد بهره برداری سیاسی استعمار انگلستان در تفرقه افکنی بین مسلمانان و تخریب آموزه مهدویت واقع شد. پس از مرگش در سال 1885م براساس وصیت او خلیفه هایش حکومت کردند و تا مدتی حکومت مهدویون در آنجا برقرار بود. تفصیل مطالب و منابع آن در بخش سودانی خواهد آمد.

پی‌نوشت‌ها:

1.« فرق و مذاهب کلامی»، ص 338-352 با تلخیص و تصرف.

2. شیخی گری و بابی گری/73 و 75 و قصص العلما/ 44 و 50.

3. روضات الجنات، الخوانساری/ 285-287.

4. اعیان الشیعه، سید محسن امین، ج2، ص 589-590.

منبع: اسحاقیان، جواد؛ [بی تا]، پیچک انحراف (زمینه های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی گرایش برخی از مردم به مدعیان مهدویت و نیابت در دو قرن اخیر)، تهران: بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف، دوم



موضوع : مقالات بهائیت , 
ارسال شده در 1395/12/12 ساعت 08:06 توسط بابائی
نام کتاب: تبارشناسی بهائیت

نوشته: جمعی از نویسندگان
 
 

برای دریافت کتاب روی دریافت کلیک کنید.


download



موضوع : کتب ردیه بهائیت , 
ارسال شده در 1395/12/9 ساعت 08:14 توسط بابائی

                                         خدا ظاهر شد! 


    از ادعاهای مختلف و متضاد حسینعلی نوری معروف به بهاءالله می توان فهمید که وی یک فرد دروغگو و خودخواهیست که استعمارگران او را برای مردم قرن اتم جهت ضلالت و گمراهی آنان فرستاده است.


     عزیزالله سلیمانی از  مبلغین بهائی در کتاب مصابیح هدایت جلد 1 صفحه 226 سطر 7 می نویسد: «خانم (دخترحسینعلی نوری) اذن جلوس داده به عزیزالله (فرزند میرزا علی محمد ملقب به ورقاء) فرمودند: در ایران چه می کردید؟ برادرش روح الله به جواب مبادرت نموده عرض کرد تبلیغ می کردیم... و گفت شما خودتان تصدیق دارید».


    ملاحظه می کنید که دختر حسینعلی نوری ملقب به ورقه علیا از گفتار مبلغ بت پرستی مانند روح الله فرزند ورقاء در شگفت می ماند و بعد که در می یابد افرادی مانند روح الله عقلشان را از دست داده و اسیر نادانی و غفلت و پول شدند، می خندد. چرا ورقه علیا با داشتن مبلغانی مانند ورقا و پسرش نخندد؟ خنده به طرز فکر و خیال باطل و جهل آنها و پیروزی نقشه های استعمارگران.


    مطلب دیگری که می توان دریافت این است که چون ورقه علیا روح الله را از گفتن سخنان مزبور منع نکرد بنابراین یا به خدائی پدرش معترف بوده و یا حقیقة می خواسته او را در جهل مرکب نگه داشته یا سبب شود جاهلانی را بدور خود جمع نموده و دستگاه خدائی و دین سازی خاندان میزرا حسینعلی نوری رونق بیشتری داشته باشد و گرنه مسلم است که خدا را نمی توان دید، چون پروردگار متعال جسم نیست که قابل رؤیت باشد «لاتدرکه الأبصار و هو اللطیف الخبیر» او را هیچ چشمی درک ننماید و حال آنکه بینندگان را مشاهده می کند و او لطیف و نامرئی و به همه چیز خلق آگاه است. سوره انعام 103

به بینندگان آفریننده را     نبینی مرنجان دو بیننده را

 

برای دیدن کتاب مصابیح هدایت روی ادامه مطلب کلیک کنید.



موضوع : ادعاهای بهاءالله , 

                                     عوامل آزادی

 

    شوقی ربانی در بیان عوامل آزادی حسینعلی نوری از زندان شاهی در کتاب قرن بدیع صفحه 224 سطر 17 و صفحه 225 سطر 1 می نویسد: « عامل دیگری که اهمّیّت آن از انظار مستور ولی در معنی وحقیقت اثرعمیقی در آزادی آن وجود مبارک داشت شهادت و جانبازی جمع کثیری از یاران الهی و دوستان رحمانی است که در همان محبس با آن حضرت اسیر و گرفتار بودند . دراین مقام نبیل در تاریخ خویش مینویسد "دماء بریئه ای که درآن سال پر وبال از دلدادگان محبوب ابهی  که با آن وجود مقدّس در حبس بودند درارض طا بزمین ریخته شد بمنزلۀ فدیه ای بود که در راه آزادی و استخلاص آن حضرت از ید اعداء ایثار گردید ».

        

    معنای این عبارت این است که هم کیشانی که با حسینعلی در زندان بوده اند همگی خود را فدای او کرده اند تا او زنده بماند و در واقع خون آنها دیه وخونبهای حسینعلی بوده و او آزادی را به قیمت کشته شدن آنها بدست آورده است! واقعاً که چه آزادی شیزینی! وچه آرمان مقدسی!

      

    سؤالی که اینجا مطرح می شود این است که اگر زندانیان دیگرهم حمایت سفیر دولت بهیۀ روس را داشتند آیا بازهم کشته می شدند؟ اگر جواب مثبت است پس خونبهای حسینعلی چه می شد؟ آیا خونبهای وی قتل هم کیشان زندانی وی بود یا حمایت سفیر روس؟


برای دیدن کتاب قرن بدیع روی ادامه مطلب کلیک کنید.



موضوع : دخالت حسینعلی نوری در ترور ناصرالدین شاه قاجار , 
ارسال شده در 1395/12/3 ساعت 08:39 توسط بابائی

                                       مکتب خانه


    هرچند فرقه ضاله بهائیت تلاش می کنند تا امی و بی سوادی علی محمد شیرازی را اثبات کنند، اما در کتب این فرقه منابع و مدارکی وجود دارد که نشان می دهد علی محمّد شیرازی در دوران کودکی به مكتبخانه رفته و خواندن و نوشتن را فرا گرفتند.


   عبدالحمید اشراق خاوری در کتاب تلخیص تاریخ نبیل زرندی صفحه 59 سطر 6 سطر می نویسد:« خال حضرت باب ایشان (علی محمد) را برای درس خواندن نزد شیخ عابد بردند هرچند حضرت باب به درس خواندن میل نداشتند ولی برای آنکه به میل خال بزرگوار رفتار کنند، به مکتب شیخ عابد تشریف بردند».


برای دیدن کتاب تلخیص تاریخ نبیل زرندی روی ادامه مطلب کلیک کنید.



موضوع : علی محمد شیرازی ,