z
بهائیت شناسی
www.Baha9.ir
منوی اصلی
مطالب پیشین
موضوعات وبلاگ
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره ما

" بسم الله الرّحمن الرّحیم "
اینجانب تلاش می کنم با استفاده از کتابهای رهبران بهائی، احکام، اعتقادات و تناقضات بهاء و عبد البهاء و شوقی را از کتابهای آنها استخراخ کرده با سند و مدرک در اختیار این فرقه گمراه قرار دهم، تا حقیقت بر آنان روشن گشته به آغوش اسلام عزیز باز گردند.
وَ السّلَامُ عَلَی مَن اِتَّبَعَ الهُدَی.
« بابائی »
جستجو


دانشنامه مهدویت
مهدویت امام زمان (عج)
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان

ابزار و قالب وبلاگ

کاربردی
logo-samandehi
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
ارسال شده در 1396/02/31 ساعت 07:23 توسط بابائی

                              حسینعلی جواب می دهد


    از موارد دیگری که نشان دهنده آشنائی رهبر ضاله بهائیت و سواد خواندن و نوشتن و مطالعه وی کتاب های دیگران است، مطلبی است که خود حسینعلی مازندرانی در بسیاری از کتاب های خویش به آن اذعان و اعتراف می کند.


    حسینعلی در کتاب لوح خطاب به شیخ محمد تقی اصفهانی معروف به نجفی صفحه 122 سطر 8 می نویسد: «حق شاهد و گواه است که این مظلوم (حسینعلی نوری) کتاب بیان (علی محمد شیرازی) را تلاوت ننموده و مطالبش را ندیده است. این قدر معلوم و واضح و مبرهن است که کتاب بیان را أسّ کتب خود قرار فرموده ... » و در ادامه مطلب  صفحه 123 سطر 3 می نویسد: « این مظلوم (حسینعلی) لازال مبتلی بوده و مقر امنیکه در کتب حضرت اعلی و یا غیر نظر نماید نداشته».


    از این عبارت معلوم می شود که در زمان حیات حسینعلی نوری عده ای أمی بودن وی را نقض کرده و او را متهم به داشتن سواد و خواندن و نوشتن و مطالعه کتب دیگران نموده اند، اما حسینعلی نوری که از آن سخنان پریشان و مضطرب شده بود، با این عبارت به آنان جواب می دهد که من هیچگاه در کتب علی محمد باب و دیگران نظر نمی کردم؛ و این دروغی آشکار است.


برای دیدن کتاب لوح خطاب به شیخ محمد تقی نجفی روی ادامه مطلب کلیک کنید.



موضوع : تحصیلات حسینعلی بهاء , 
ارسال شده در 1396/02/28 ساعت 07:28 توسط بابائی

                                     تعلیم باب و بهاء


   از موارد دیگری که نشان از تحصیل علی محمد شیرازی دارد، اعتراف مبلغین این فرقه ضاله است که نتوانسته اند این حقیقت را پنهان داشته و به ناجار به آن اقرار و اعتراف نمودند.


    دکتر جی ای اسلمنت از بهائیان آمریکا و از میلغین این فرقه در کتاب بهاءالله و عصر جدید صفحه 283 سطر 17 در باره سواد آموزی علی محمد شیرازی معروف به باب و حسینعلی نوری معروف به بهاء می نویسد: «باب و بهاء .... سوای مختصر تعلیم ابتدائی به علوم و معارف غربی دسترسی نداشتند».


    این مختصر تعلیم ابتدائی چیست که دکتر اسلمنت به آن اقرار و اعتراف می کند، اما بهائیان زیر بار آن نمی روند؟ آیا اسلمنت یک فرد مسلمان و شیعه است که بر علیه علی محمد شیرازی و میرزا حسینعلی نوری این حرف را زده است یا از خود این فرقه گمراه است؟


برای دیدن کتاب بهاءالله و عصر جدید روی ادامه مطلب کلیک کنید.


موضوع : علی محمد شیرازی , 
ارسال شده در 1396/02/25 ساعت 07:08 توسط بابائی
به کانال تلگرامی بهائیت شناسی ما ملحق شوید.

http://s9.picofile.com/file/8292688776/%DA%A9%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%84_%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85%DB%8C.jpg

ارسال شده در 1396/02/23 ساعت 07:35 توسط بابائی

                                        تقیه در بهائیت


    یکی از احکامی که میرزا حسینعلی نوری برای پیروان خویش به ارمغان آورده است حرمت تقیه در این کیش باطل است که احدی از بهائیان حق ندارند مرام و مسلک خود را مخفی کنند. حتی عبدالحمد اشراق خاوری در کتاب گنینه حدود و احکام صفحه 456 باب هفتاد و دوم را در نهی از تقیه و کتمان عقیده بحث نموده است.


    شوقی ربانی در کتاب توقیعات مبارکه جلد 2 صفحه 45 سطر 5 در این باره می نویسد: «چندی قبل تلگرافی از ارض اقدس به عنوان آن محفل نورانی ارسال گردید و در آن تأکید گردید که راجع به سجل احوال و قید مذهب و آئین، احبای الهی در تمام نقاط امریه در آن سرزمین اگر چنانچه مجبور و مکلف بر تعیین و قید مذهب گردند، البته کتمان ننمایند و به تظاهر و تصنع متشبث نشوند. عقیده خویش را در کمال جرأت و وضوح اظهار نمایند و از عواقب و نتایج بیان حقیقت و ابراز ما فی الضمیر خائف و نگران نشوند».


    اما در تاریخ این فرقه گمراه می بینیم که خود رهبران این فرقه از ترس جان بی مقدارشان به آن عمل نمی کردند. طرازالله سمندری در کتاب طراز الهی جلد 1 صفحه 115 سطر 24 از خاطرات خویش در عکا می نویسد: «شبی دیگر در محضر عبدالبهاء به مسجد جامع کبیر رفتیم. شعاع و غلام هم آمدند. هنگامی که در صف نماز ایستاده بودیم، این دو نفر بسیار بی ادبی نمودند و خنده های زننده کردند. حرکات آنها فوق العاده باعث رنجش من شد و از آن روز به بعد از معاشرت و ملاقات با شعاع خودداری کردم».


    ملاحظه می کنید که عبدالبهاء از ترس اینکه مبادا مردم مسلمان عکا به آنها کافر و بی دین خطاب کنند، همیشه به مسجد جامع آن شهر می رفت و به همراه مردم نماز می خواند؛ هم نماز یومیه مسلمین را می خواند و هم در جماعت آنها شرکت می کرد؛ یعنی همان چیزی که پدرش حسینعلی نوری حکمش را تغییر داد و نمازی غیر از نماز مسلمان برای بهائیان وضع نمود و نماز جماعت را نیز ممنوع اعلام کرد!


برای دیدن کتاب گنجینه حدود و احکام و توقیعات مبارکه و طراز الهی روی ادامه مطلب کلیک کنید.



موضوع : تناقضات رهبران بهائی , 
ارسال شده در 1396/02/21 ساعت 07:21 توسط بابائی


      اعتراض بهائیان نسبت به پخش تبریک نیمه شعبان از تویزیون



    در زمان محمد رضا شاه پهلوی تلویزیون ایران، براساس هدف‌هائی از پیش تعیین شده برنامه‌ریزی شده بود و تشکیلات بهائیت هرگونه فعالیتی جز در چهارچوب دستورات تشکیلاتی را بر نمی‌تابید؛ از این رو بود که در سال 1342 شمسی در نامه‌ای به «محفل مقدس روحانی ملی بهائیان ایران» که حبیب ثابت نیز از اعضای آن بود، نوشته شد: « از قرار اطلاعاتی که به این هیئت رسیده، در شب نیمۀ شعبان از طرف مؤسسۀ تلویزیون، تبریک به عموم شیعیان جهان گفته شده است. چون این دستگاه منتسب به امرالله است، مایۀ کمال تأسف شد که چرا از طرف مؤسسۀ تلویزیون به چنین اقدامی مبادرت گردیده است؟ متمنی است از جناب آقای حبیب ثابت تحقیق شود که چگونه کارکنان آن مؤسسه به چنین عملی مبادرت ورزیده‌اند و برای جلوگیری از این قبیل اقدامات، چه رویّه‌ای را اتخاذ نموده‌اند؟».


    به دلیل همین ایرادهای تشکیلاتی بود که وی در اردیبهشت ماه سال 1344 شمسی، در نامه‌ای که برای «محفل» نوشت، توضیح داد که: « غرض اصلی و هدف اساسی بنده از تأسیس تلویزیون ایران، گذشته از فراهم نمودن موجبات اشتغال برای جمعی از یاران، آن بود که اولاً به نام یک فرد وطن‌دوست بهائی، خدمتی از لحاظ فرهنگی و اجتماعی نسبت به کشور مقدس ایران انجام گیرد و ثانیاً متدرجاً امکاناتی برای نشر افکار روحانی و معارف و حکم الهی و رفع تعصبات واهی به وجود آید و خوشبختانه در این منظور اساسی تا حد قابل توجهی موفقیت به دست آمده است.

    هنگام تصویب قانون تأسیس تلویزیون ایران ضمن مواد مختلفه، ماده‌ای مورد تصویب مجلس شورای ملی قرار گرفت مبنی بر اینکه تلویزیون ایران از لحاظ فنی تابع مقررات وزارت پست و تلگراف و از لحاظ تنظیم برنامه‌ها تابع دستورات اداره کل انتشارات و تبلیغات است. براساس همین ماده مصوبه، اولیاء دولت، گذشته از اخبار ایران و جهان که همه روزه توسط خبرگزاری پارس تنظیم می‌شود، گاهگاه اجرای بعضی از برنامه‌های مصاحبه را به وسیله وزارت اطلاعات که سابقاً اداره کل انتشارات و تبلیغات نامیده می‌شد، در برنامه‌ها منظور می‌کنند و تلویزیون ایران از نظر مقررات مملکتی مجبور به اجرای برنامه‌های مزبور می‌باشد. این قبیل برنامه‌ها حداکثر بیش از پنج درصد کل برنامه‌های تلویزیون ایران نیست و بقیه برنامه‌ها به وسیله یک شورای داخلی مرکب از مدیران برنامه‌های تلویزیون ایران، تهیه و تنظیم و به مرحله اجرا گذاشته می‌شود.

   این برنامه‌ها شامل قسمت‌های اخلاقی. اجتماعی. فرهنگی. هنری. تاریخی. تعلیم و تربیت. علوم و مسائلی از این قبیل است. توصیه‌های این بنده نیز در منظور نمودن مباحث اخلاقی و معنوی و عدم مداخله در امور سیاسی و مراحلی که برخلاف اصول و مصالح عالیه امر است، توسط همین شورا جامه عمل می‌پوشد و در برنامه‌ها منظور می‌شود. خوشبختانه آن قسمت از برنامه‌ها که حائز جنبه‌های مزبور نیست و به وسیله دستگاه‌های دولتی تنظیم و برای اجرا به تلویزیون ایران داده می‌شود، کاملاً مشخص است و همه بینندگان تلویزیون وقوف و اطلاع دارند که برنامه‌های مزبور جنبه مملکتی و دولتی دارد.

    با عرض مراتب بالا، تصور می‌کنم موضوع بر آن امنای الهی کاملاً روشن و مصرح است و اطمینان می‌دهم که هیچ‌گاه موجباتی پیش نخواهد آمد که مصالح عالیه امرالله ملحوظ نظر این بنده و متصدیان امر قرار نگیرد.   با تقدیم تحیات. حبیب ثابت»

    مراجع بزرگوار تقلید و روحانیون شیعه و به تبعیت از آنان، مردم متدین و مذهبی، که شاهد این حرکت حساب شده بودند، به انحاء مختلف با آن به مقابله می‌پرداختند؛ ولی این مخالفت‌ها راه به جائی نداشت، چرا که شاهِ مملکت و دیگر رجال حکومتی، که بخش قابل توجهی از آنان را بهائیان تشکیل می‌دادند، حامی تلویزیون ایران و حبیب ثابت بودند.

    حجت‌الاسلام و المسلمین فلسفی (ره) که در این ایام، در مقابله با تشکیلات بهائیت دارای تلاشی چشمگیر بود، درباره‌ی تلویزیون بهائیان و چگونگی فعالیت آنان، در دوم دی ماه سال 1341 شمسی، در یکی از سخنرانی‌های خود گفت: « الآن چند وقتی است که یک عده جاسوس ممالک دیگر درست شده به نام بهائی... دولت هم به آنها پر و بال می‌دهد و دست و بال ما را می‌بندد. الآن چهارصد نفر از تجار محترم و متدین هستند که تلویزیون و رادیو ملی درست کنند، دولت اجازه نمی‌دهد، اما به یک جاسوس مزدور [حبیب ثابت] اجازه داده می‌شود تلویزیون بیاورد و با بی‌ آبروئی در این مملکت مشغول جاسوسی باشد.»

منبع: روزنامه کیهان


موضوع : مقالات بهائیت , 
ارسال شده در 1396/02/20 ساعت 07:17 توسط بابائی

                               

                            حسینعلی بهاء یک دروغگوست!

 

    دلیل پنجمی که مخالفین حسینعلی نوری بر علیه او اقامه کردند که وی نمی تواند موعود کتاب بیان و من یظهره الله باشد این است که علی محمد شیرازی وصیّت کرده که میرزا یحیی صبح ازل برادر حسینعلی نوری کتاب بیان  او را تکمیل نماید و قلب او را مستعدّ الهام خداوند شمرده و خطاب به وی در کتاب بیان فارسی صفحه 330 سطر 13  نوشته است: « إذَا انقطع عن ذلک العرش تتلوا من آیات ربک ما یلقی الله علی فؤادک ذکراً من عند الله إنه هوالمهیمن القیوم»


    یعنی چون عرش ازآن منقطع شد (پیوند عرش با علی محمد قطع شد) آیات خدای خود را که بر قلب تو القاء می کند، بر می خوانی که تذکاری از سوی خدا بوده و او همان خدای گواه و کارگزار است.


   در اولین نقد ملاحظه کردید که میرزا یحیی نوری برادر حسینعلی نوری نخستین کسی بود که برادرش حسینعلی را تکذیب کرد. پس چگونه حسینعلی نوری می تواند موعود کتاب بیان و من یظهره الله باشد با آنکه تکمیل کننده کتاب بیان او را کاذب شمرده است؟

 

برای دیدن کتاب بیان فارسی روی ادامه مطلب کلیک کنید.   



موضوع : نقد ادعاهای بهاء , 
ارسال شده در 1396/02/19 ساعت 07:23 توسط بابائی
به کانال تلگرامی بهائیت شناسی بپیوندید.

http://s8.picofile.com/file/8294416700/%DA%A9%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%84_%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85.jpghttp://s8.picofile.com/file/8294416700/%DA%A9%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%84_%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85.jpghttp://s8.picofile.com/file/8294416700/%DA%A9%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%84_%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85.jpg
ارسال شده در 1396/02/16 ساعت 07:41 توسط بابائی

      تیمسار ایادی عامل پرورش بهائیان در ایران


   وی نقش مهمی در تحکیم مواضع فرقه بهائیت در نهادهای نظامی رژیم پهلوی داشت و با نفوذ نزد شاه بهائی ها را به مقامات عالی رساند.

    

    عبدالکریم ایادی فرزند محمد تقی در سال ۱۲۸۶ در تهران متولد شد. ۱ پدر وی از رهبران برجسته بهائی در ایران و جزء افراد نزدیک عبدالبهاء">عباس افندی به شمار می رفت. ایادی در فرانسه ابتدا دانشجوی دامپزشکی بود. پس از مدتی تغییر رشته داد و در پزشکی مشغول تحصیل گردید و پس از پایان تحصیلات راهی ایران شد و به خدمت ارتش درآمد. ابتدا پزشک مخصوص علیرضا پهلوی بود. سپس پزشک مخصوص محمدرضا پهلوی شد و در سالهای بعد یکی از دوستان بسیار نزدیک شاه بود.


    ایادی از چهره های مرموز دربار بود که به فساد اخلاقی و مالی شهرت داشت. پس از مرگ ارنست پرون در دربار همان نقشی را برعهده گرفت که قبلاً پرون عهده دار آن بود و به لقب راسپوتین ایران شهرت یافت. در زمان ثریا که پای بختیاریها به دربار باز شد موفق شد نظر مثبت ثریا را جلب کند و خود را در جمع بختیاریها جا دهد. پس از آن همواره در زندگی خصوصی محمد رضا و زنان و اطرافیانش رسوخ داشت. او در کلیه مسافرتهای خارجی به عنوان پزشک مخصوص همیشه در کنار شاه دیده می شد و در بسیاری موارد مورد مشورت شاه قرار می گرفت. بدین ترتیب ایادی یکی از بانفوذترین افراد دربار کشور شد.


    وی علاوه بر اینکه مدت ۲۵ سال پزشک مخصوص شاه بود مدیریت و مالکیت چند شرکت خصوصی ازجمله شرکت معدنی سنبل و شیلیت را عهده دار بود و در امور دولتی منصب بازرسی ویژه بهداری ارتش، ریاست شورای عالی پزشکی و ریاست سازمان اتکا را در اختیار داشت که بخش عمده ای از خریدهای ارتش از طریق او صورت می گرفت، همچنین سازمان دارویی کشور نیز تماماً تحت امر او اداره می شد. وی به مرد ۸۰ شغله در ایران مشهور بود. علاوه بر موارد ذکرشده سهامدار چندین شرکت ازجمله شرکت پاریس بود و از طرف شاه نیز امتیاز انحصار صید میگو به او داده شد.


    ایادی عامل اصلی جاسوسی انگلیس در ایران و مطلع ترین منبع اطلاعاتی سرویس های آمریکا و انگلیس در دربار و کشور بود. کلیه مقامات مهم مملکتی اعم از وزیر و نماینده مجلس دستورات او را که نخست به صورت خواهش بود و اگر اجرا نمی شد به صورت امر صادر می شد اجرا می کردند. وی نقش مهمی در تحکیم مواضع فرقه بهائیت در نهادهای نظامی رژیم پهلوی داشت و با نفوذ نزد شاه بهائی ها را به مقامات عالی رساند ازجمله در رساندن امیرعباس هویدا به نخست وزیری نقش اصلی را ایفا نمود، همچنین توسط وی صدها افسر بهائی توانستند در ارتش ایران درجه بگیرند و مقامات مهمی را اشغال کنند. در زمان نخست وزیری هویدا تا توانست وزیر بهائی وارد کابینه کرد، این وزرا بدون اجازه او حق هیچ کاری را نداشتند. در این دوران تعداد بهائیهای ایران به سه برابر رسید و اکثریت آنها در مشاغل مهم قرار داشتند. به طور کلی در دوران محمدرضا پهلوی و نفوذ ایادی در دربار؛ بهائیهای ایران بسیار ترقی کردند و ثروتمند شدند و ایادی هرچه از دستش برآمد در کمک و حمایت از آنها کوتاهی نکرد، آنها هم در اقتصاد ایران نفوذ فراوانی یافتند. ۲


   سال ۱۳۴۴ آقای فلسفی در پی حملات شدید به بهائیت خواستار برکناری ایادی از کار شد. محمدرضا پهلوی برای آرام کردن مردم دستور داد ایادی از ایران خارج شود. وی مدت نه ماه به ایتالیا رفت و زمانی که اوضاع آرامتر شد مجدداً بازگشت و در سفری که شاه به مکه داشت او را همراه برد و لباس احرام پوشاند تا افکار عمومی را فریب دهد.۳


    بنابر گزارش بانک مرکزی ایران مقامات دولتی تنها در چند ماه میلیاردها تومان ارز از کشور خارج نموده اند که از این مبلغ ۲۷۵ میلیون تومان توسط ایادی از ایران خارج شد. با اوجگیری تظاهرات مردم در سال ۱۳۵۷ رژیم شاه در مهر همان سال به بهانه اصلاحات، ایادی را از کار برکنار و وی را بازنشسته نمود. وی پس از برکناری به سوئیس رفت و در بیمارستان ژنو به علت بیماری سرطان بستری شد. عبدالکریم ایادی سرانجام از ژنو به پاریس رفت و نزد برادرش که سالیان دراز در آنجا زندگی می کرد، رفت ۳ و در همان جا در سال ۱۳۵۹ درگذشت. ۴

--------------------------------------------------------------------------------------------------------

پی نوشت:

۱. اسناد موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران.

۲. حسین فردوست. ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، ج ۲، تهران: اطلاعات، ۱۳۷۰، ص ۱۹۹- ۲۰۴ و ۳۷۴ .

۳. مصطفی الموتی، ایران در عصر پهلوی، ج ۵، لندن: بی نا، ۱۳۶۸، ص ۳۱۴ .

۴. محمود حکیمی، مسابقه غارتگری، تهران، سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی، انتشارات مدرسه، ۱۳۸۳، ص ۹۱


منبع: مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر- رجال



موضوع : مقالات بهائیت , 
ارسال شده در 1396/02/13 ساعت 07:12 توسط بابائی
عباس عبدالبهاء رهبر بهائیان در میان پیروانش

http://s8.picofile.com/file/8292286634/148.jpg



موضوع : تصاویررهبران بهائی , 
ارسال شده در 1396/02/10 ساعت 07:23 توسط بابائی
نام کتاب: بابیگری، بهائی گری و کسروی گرائی

نوشته: یوسف فضائی
 
 

برای دریافت کتاب روی دریافت کلیک کنید.


download


موضوع : کتب ردیه بهائیت , 
ارسال شده در 1396/02/7 ساعت 07:17 توسط بابائی

                                  جان دادن بفرمان مبارک است!       


    از موارد دیگری که بهائیان و پیروان میرزا حسینعلی نوری مازندرانی قائل به الوهیت و خدائی او هستند و تمام کارهای الهی از جمله میراندن و زنده کردن را نیز به او نسبت می دهند، خاطراتی است که میرزا باقر خوشمشرب فرزند ملاعباس بهائی نقل می کند و نام آن را مجذوب باده عشق می گذارد.


    در مجله آهنگ بدیع که از توسط موسسه ملی مطبوعات امری و برای جامعه بهائی چاپ شده است، در صفحه 199 به قلم فریبرز صهبا می نویسد:« جناب ملاعلی شهید یادش بخیر باد... بخاطر دارم شبی به پدرم می گفت جناب ملاعباس اگر مرا بردند شهید کنند، من تا جمال مبارک (حسینعلی نوری) امر نفرماید جان نخواهم داد. چه دنیائی داشت دیری نپائید روزی پدرم را دیدم کتاب ایقان می خواند و اشک می ریزد موضوع را پرسیدم، گفت او را همانطور که خواسته بود کشتند و بی شک او به فرمان جمال مبارک جان سپرده است».


    آیا هیچیک از بهائیان در برابر این ادعاها از مبلغین خود توضیح خواسته اند؟ آیا تا کنون از محفل روحانی محل که این مجلات را از تهران دریافت می کند و در اختیار اغنام (1) می گذارد تقاضا کرده اند مقصود از نوشتن این همه اباطیل چیست؟ مگر می شود میراندن و زنده کردن را جز به فرمان دارنده جهان و راننده چرخ و زمان خداوند حی توانا دانست که خود را چنین معرفی می نماید؟ "قل الله یحییکم ثم یمیتکم ثم یجمعکم الی یوم القیامة لاریب فیه و لکن اکثر الناس لا یعلمون" ای رسول ما در جواب آنها بگو خدا بمیراند و باز زنده کند سپس تمام شما را جمع گرداند برای روز قیامت که آن روز بی شک و ریب بیاید ولی اکثر مردم نمی دانند. (سوره مبارکه جاثیه آیه شریفه 26)


    آیا جان دادن به فرمان کسی است که به سقارت روس پناه می برده و آیا جان دادن به دستور موجودی است که امانت سفیر روس بوده است؟ وقتی عده ای از مردم زحمتکش ایران حتی معدودی از روستا نشینان که تحت تأثیر تبلیغات سوء ریاست طلبان قرار گرفته و یا ندانسته در این راه قدم گذاشته اند، مبالغی از درآمد خود را به محفل و به اصطلاح بیت العدل بهائیان تقدیم می دارند و افرادی که محتاج تر از هر کس دیگر برای مصرف دست رنجشان می باشند، پول هائی به عناوین مختلف از جمله مهاجرت برای خوشگذرانی می پردازند، مسلماً سود جویانی پیدا خواهند شد تا از این موقعیت بهره ها ببرند.


1- اغنام جمع غنم یعنی گوسفند. شخص حسینعلی نوری پیروانش را اغنام خطاب می کرد و مخالفی خود را گرگ اغنام خود نامید. (مجموعه الواح صفحه 380)


برای دیدن مجله آهنگ بدیع روی ادامه مطلب کلیک کنید.



موضوع : ادعاهای بهاءالله , 
ارسال شده در 1396/02/6 ساعت 07:08 توسط بابائی
با کانال بهائیت شناسی در تلگرام ما را همراهی فرمائید.

http://s9.picofile.com/file/8292688776/%DA%A9%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%84_%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85%DB%8C.jpg


                 قونسول روس در مجلس محاکمه حسینعلی!

 

    در اسناد قبل مشاهده کردید که به اعتراف شوقی ربانی امام دوم فرقه گمراه دخالت پرنس دالگورکی سفیر روس بجمیع وسائل در آزادی حسینعلی از زندان کوشید و سعی بلیغی را در این زمینه مبذول داشت که به آزادی حسینعلی انجامید. برای اینکه شما خواننده محترم نقش اساسی وزیر مختار روس در آزادی این خائن به دین و میهن را بیشتر درک کنید به گزارش مجلس تحقیق و استنطاق که در حضور شخص ناصر الدین شاه تشکیل شده توجه کنیم.


     عبدالحسین آواره از مبلّغین بهائی در کتاب الکواکب الدریّه جلد 1 صفحه 336 سطر 18 و صفحه 337 سطر2 می نویسد: « چون حضرتش را  در حضور سلطان استنطاق کردند فرمود بر هر عاقلی مبرهن است که جسارتی که بر حضرت شهریاری واقع شده کار مردان جاهل و بی تدبیرهای کاهل است نه مرد عاقل و انسان کامل ... و چون شطری از این بیانات را اظهار فرمود قونسول روس بر صحت بیان و استحکام برهان آن حضرت تصدیق نمود و خود ناصر الدین شاه از قوّت قلب و حسن تقریر و عظمت شأن آن حضرت در شگفت شد ».


در این گزارش چند نکته حائز اهمیت است:

   1 -  بازجوئی و تحقیق حسینعلی در حضور ناصر الدین شاه بوده! آیا سایر متهمان هم در حضور شاه، محامکه می شده اند یا خون وی رنگین تر بوده؟ آیا ویژگی خاصی در او وجود داشته که باید در حضور سلطان استنطاق شود؟ یا اعمال فشار جناب سفیر روس موجب تشکیل چنین مجلسی گشته؟


    2-  شوقی در سند پنجمی که نقل کردیم گفته بود آخرین عاملی که باعث آزادی حسینعلی از زندان شد تأئید بی گناهی حسینعلی از سوی « مراجع و مجامع تحقیق » بود که همان نمایندگان دولت روسیه بودند اما در اینجا می بینیم که سخنی از مراجع و مجامع تحقیق وجود ندارد جز تصدیق عالیجناب دالگورکی.


    3-  در مورد شگفت زدگی ناصر الدین شاه جای سؤال است که این شگفتی از چه بابت بوده؟ از جهت قوّت قلب یا حسن تقریر و عظمت شأن حسینعلی که قطعاً نبوده، بلکه تعجب ناصر الدین شاه از این جهت بوده که حسینعلی چه خدمات شایانی به دشمن انجام داده و ارزش آن خدمات در چه حدّی بوده که با این شدّت و فشار از او دفاع می شود؟


    بین او و سفیر چه مناسبات عمیقی است که چنین بی باکانه دولت را بخاطر او تهدید می کند؟ اکنون که وابستگی حسینعلی لو رفته و به اصطلاح به یک مهرۀ سوخته تبدیل شده، چرا هنوز باید با چنگ و دندان از او دفاع کنند؟


    حسینعلی چه اسرار پنهانی را می داند که مأموران سفارت به هیچ وجه وی را تنها نمی گذارند؟ برای آیندۀ حسینعلی چه نقشه هائی ریخته شده که حاضر نیستند حتّی به خاطر شخص شاه و روابط دو کشور ایران  روسیه او را قربانی کنند؟


     و از همه مهمتر اینکه روسیه تزاری چند مهرۀ دیگر در این کشور دارد که در آب نمک خیسانده  است تا در موقع لازم آنها را رو کند؟ آری اگر شاه دچار شگفتی شده باشد به خاطر سر درگمی وی در پاسخ به چنین سؤالات بی پاسخی است که او را رنج می داد و نمی توانست با تمام قدرتی که دارد چنین مرتد خائنی را کیفر دهد.



برای دیدن کتاب الکواکب الدریّه روی ادامه مطلب کلیک کنید.



موضوع : دخالت حسینعلی نوری در ترور ناصرالدین شاه قاجار , 
ارسال شده در 1396/02/1 ساعت 07:14 توسط بابائی

                                     عید رضوان بهائیان

 

   هر سال بهائی ۹ روز به نام روزهای حرام وجود دارد که یاد بود مهمترین روزها و وقایع تاریخی در این آئین باطل می باشد‌ و فرقه ضالّه کارهای اداری، مالی و تجاری خود را در این ایام تعطیل می کنند‌. یکی از این ایام، امروز اول اردیبهشت ماه است که از آن به عنوان عید رضوان یا عید گُل نام می برند و از آن به سلطان اعیاد نیز تعبیر می کنند.

 

    حسینعلی نوری که به اتهام دخالت و دست داشتن در ترور ناصرالدین شاه قاجار دستگیر و زندانی شد، با دخالت های پرنس دالگورکی سفیر روس تبرئه و در ۲۲ دی ۱۲۳۲ شمسی از ایران تبعید می شود. وی به همراه چند تن از خانواده خویش و مأمور دولت ایران و نماینده سفارت روس به طرف بغداد حرکت می کند و در ۱۹ فروردین ۱۲۳۳ شمسی وارد بغداد می شود .مدت نُه سال حسینعلی و دیگر بابیان در بغداد به حالت تبعید بسر می برند اما در تمام این مدت بین حسینعلی نوری و برادرش یحیی با پیروانشان درگیری و منازعه برقرار بود. دولت عثمانی نیز بدنبال این درگیری و کشمکشها تصمیم به تبعید آنان از بغداد می گیرد و بهمین جهت دراول اردیبهشت سال ۱۲۴۲ شمسی حسینعلی و همراهانش را به مدت ۱۲ روز دربیرون شهربغداد و در باغی به نام نجیبیه اسکان می دهد.


    حسینعلی نوری در همان روز ورود به باغ نجیب پاشا خود را من یظهره الله مینامد ومدعی می شود که من همان موعودی هستم که علی محمد شیرازی (باب) و جمیع انبیاء پیشین به ظهور وی بشارت داده اند. به همین خاطر فرقه ضالّه بهائیت چنین روزی را مبعث میرزا حسینعلی نوری دانسته و با تعطیلی کسب و کار، به جشن و پایکوبی می پردازند و این روز را اوّل عید اعظم رضوان می نامند. نخستین کسی در مقابل ادعای حسینعلی نوری ایستاد و به شدّت ادعایش را تکذیب و باطل دانست، میرزا یحیی نوری برادر حسینعلی است. وی معتقد بود که علی محمد شیرازی او را بعنوان جانشین خود برگزیده است. یحیی نوری با مخالفت خود نسبت به ادعای برادرش مورد نفرت و غضب او و پیروانس قرار گرفته و به «اَوَّلُ مَن اَعرَضَ عَنِ الله» نیز ملقب گردید.



    هرچند برخی از مورخین بهائی، اول اردیبهشت ۱۲۴۲ را شروع ادعای میرزا حسینعلی نوری و آغاز بعثت وی قلمداد می کنند، اما بعضی نیز شروع نبوت او را سال ها قبل از این تاریخ می دانند، زمانی که وی به اتهام ترور ناصرالدین شاه قاجار دستگیر و در زندانی در تهران بسر می برد.

    
محمد علی فیضی یکی از مبلغین بهائی درکتاب حضرت بهاءالله صفحه ۹۳ می نویسد: « تاریخ دقیق نزول وحی در اولین بار معلوم نیست، و در آثار آن حضرت نیز تصریح به این موضوع نشده است. ولی قدر مسلّم آن است که دو ماه پس از مسجونیت، یعنی ماه محرم سال ۱۲۶۹ قمری (۱۲۳۲ شمسی) سنه تسع شروع می گردد». فیضی از خود حسینعلی نوری در مورد کیفیت نزول وحی در زندان تهران نیز نقل کرده می نویسد: « در ایام و لیالی درسجن مذکور در اعمال و احوال و حرکات حزب بابی تفکر می نمودیم که .... شبی از شبها در عالم رؤیا از جمیع جهات این کلمه علیا اصغا شد إنَّا نَنصُرُکَ بِکَ وَبِقَلَمِکَ لَاتَحزَن عَمَّا وَرَدَ عَلَیکَ وَ لَا تَخَف اِنَّکَ مِنَ الآمِنِینَ؛ سَوفَ یَبعَثَ اللهُ کُنُوزَ الاَرض ... حسینعلی در اینجا مدعی است که ابتدای نزول وحی در همان زندان تهران اتفاق افتاد، اما آن چیزی که باعث تعجب همگان است زمان دقیق بعثت وی است که مجهول مانده و تا امروز هم کسی از بهائیان نتوانسته روز خاصی را برای بعثت حسینعلی بیان کند!


     آیا ممکن است که خداوند متعال کسی را مبعوث کند اما وی خودش ازاین موضوع بی خبرباشد وبعد از۱۰ سال ادعای پیامبری نماید!؟ در حالی که تاریخ بعثت پیامبراعظم صلّی الله علیه وآله وسلّم بر همگان روشن و معلوم است و در بین شیعه و سنی اختلافی نیست که بعثت آن وجود نازنین روز ۲۷ رجب، سیزده سال قبل از هجرت آن حضرت از مکه به مدینه منوّره اتفاق افتاد.


برای دیدن کتاب حضرت بهاءالله روی ادامه مطلب کلیک کنید.



موضوع : باغ رضوان ,