z
بهائیت شناسی
www.Baha9.ir
منوی اصلی
مطالب پیشین
موضوعات وبلاگ
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره ما

" بسم الله الرّحمن الرّحیم "
اینجانب تلاش می کنم با استفاده از کتابهای رهبران بهائی، احکام، اعتقادات و تناقضات بهاء و عبد البهاء و شوقی را از کتابهای آنها استخراخ کرده با سند و مدرک در اختیار این فرقه گمراه قرار دهم، تا حقیقت بر آنان روشن گشته به آغوش اسلام عزیز باز گردند.
وَ السّلَامُ عَلَی مَن اِتَّبَعَ الهُدَی.
« بابائی »
جستجو


دانشنامه مهدویت
مهدویت امام زمان (عج)
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان

ابزار و قالب وبلاگ

کاربردی
logo-samandehi
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
ارسال شده در 1396/05/30 ساعت 07:18 توسط بابائی

                     خاتمیت پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله


    در صدر اسلام بانوان زیادی بودند که پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم می توانست با آنان ازدواج کند، اما خداوند متعال پیامبرش را مامور ازدواج با دخترعمه اش می نماید، تا بدبن طریق با حکم جاهلیت مبارزه کند.


     خداوند متعال با چنین دستوری می خواست نشان دهد که همسر فرزند خوانده، عروس انسان به حساب نمی آید. لذا با انقضای عده طلاق چنین زنی، وی می تواند با هرکسی که خواست ازدواج نماید حتی با پدرخوانده همسرسابقش. بدین ترتیب بود که پیامبر اعظم به دستور الهی با زینب ازدواج کرد.


    اما دشمنان پرکینه پیامبر اعظم صلوات الله علیه و آله و سلم هم بهانه خوبی بدست آوردند تا با استهزاء و منزوی کردن پیامبر، جایگاه اجتماعی او را پائین بیاورند، لذا در جامعه آن روز این حرف را پخش نمودند که پیامبر خدا با عروسش ازدواج کرده است و داستان های عشقی نیز برای آن جعل کردند که سلمان رشدی مرتد نیز آن داستان ها را در کتاب آیات شیطانی خویش نقل کرده است که روزی پیامبر از کوچه زید بن حارثه عبور می کرد، در خانه زید هم باز و همسرش در حال استحمام بود که چشم پیامبر به زینب افتاد،  بدین ترتیب زید همسرش را طلاق داد تا پیامبر با او ازدواج نماید.


    خداوند متعال در مقام دفاع از پیامبرش آیه 40 سوره احزاب را نازل فرمود: "ما کان محمد ابا احد من رجالکم" پیامبر پدر هیچ کدام از مردان شما نیست. یعنی زید بن حارثه فرزند صلبی پیامبر نیست و حکم فرزندی بر او پیاده نمی شود، در نتیجه همسر سابق زید نیز عروس پیامبر نیست و ازدواج پیامبر با او در حکم ازدواج شخص با عروسش نخواهد بود.


    قرآن کریم در ادامه آیه شریفه می فرماید: "و لکن رسول الله" یعنی پیامبر اعظم در ازدواج با زینب ماموریت الهی داشت و ازدواجش عشقی نبوده و پیامبر دلداده دخترعمه اش نشده بود بلکه این یک دستور الهی بود چون پیامبر رسول الله است و در این ازدواج رسالت الهی داشت.


    طبق آیه شریفه قرآن، پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم خاتم النبیین و خاتم انبیاست؛ یعنی این حکم (که فرزند خوانده فرزند نیست و ازدواج با همسر سابق او نیز مانعی ندارد)، یک حکم ابدی است و قابل تغییر نیست؛ زیرا پیامبری بعد از او نخواهد آمد تا این حکم را تغییر دهد.



موضوع : خاتمیت پیامبر اعظم (ص) , 
ارسال شده در 1396/05/26 ساعت 07:32 توسط بابائی
                                     حضرت موعود!


    بعد از فوت سید کاظم رشتی رهبر فرقه شیخیه در کربلا و دفن جسدش در اطراف حرم‌ مطهر امام حسین علیه السلام، شاگردانش چند روزی به عزاداری و سوگواری برای استادشان پرداختند. بعد از پایان عزاداری، ملّا حسین بشرویه ای که از بزرگ ترین شاگرد سید کاظم رشتی محسوب می شد، دیگر شاگردان سیّد کاظم را جمع کرد و از آنان پرسید: استاد ما در آخر عمر چه وصیّتی داشت و آخرین نصیحتش چه بود؟ گفتند: وی چند مرتبه این حرف را تکرار کرد که بعد از وفات وی ترک خانه و کاشانه کنیم و در بلاد پخش شویم و به جستجوی حضرت موعود بپردازیم چرا که ظهور موعود نزدیک است، لذا باید خود را آماده کنید.


     سید کاظم حتّی می گفت حضرت موعود الان در میان شماست، ظاهر و آشکار است. اما میان شما و آن بزرگوار حجاب هائی مانع است؛ قیام کنید و جستجو کنید تا حُجُب مانعه را از میان خود بردارید و بدانید که تا نیّت خود را خالص نکنید و بدعا و مناجات نپردازید و استقامت را شعار خود نسازید، به مقصود خود نخواهید رسید.
وقتی ملّاحسین این کلام را از شاگردان سیّد شنید، به آنها گفت: با وجود این همه تأکیداتی که از استاد بزرگوار شنیده‌اید، پس چرا تا کنون در کربلا مانده‌اید و به جستجوی حضرت موعود نپرداخته‌اید؟


    گفتند: همه ی ما مقصّریم و اقرار و اعتراف به تقصیر خود داریم، اما شخص تو را صاحب رتبه ی عظیم و مقام عالی می شماریم؛ اینک هرچه شما بگوئی ما اطاعت می کنیم حتّی اگر خودت را حضرت موعود معرّفی کنی، ما از تو قبول می کنیم. خلاصه هر چه بگوئی ما حاضریم و به اطاعت از تو کمر بسته ایم. ملّا حسین گفت: ما همه بندهء آستانیم، هرگز من چنین ادّعائی نمی کنم، ولی اوّلین چیزی که بر من و شما واجب است این است که به اجرای وصایای سیّد رشتی اقدام کنیم و آنچه که وی گفته قولاً و عملاً بکار بندیم.

     ملّاحسین پس از این گفتار جهت ملاقات با میرزا حسن گوهر و میرزا محیط کرمانی که از شاگردان مشهور سیّد کاظم بودند و در نجف اقامت داشتند رفت و سفارش‌های استادش را به آنها گوشزد کرد و گفت: برخیزید تا در جستو جوی موعود به اطراف بلاد برویم. اما آن دو به سفارش سید رشتی اعتنائی نکرده بهانه ای برای همراهی اش آوردند.



    
ملّاحسین به همراه برادر و پسر دائی خود به طرف کوفه حرکت کرد و مدّت چهل شبانه روز در مسجد کوفه معتکف شد و به عبادت و راز و نیاز پرداخت و آرزوی دیدار حضرت موعود را طلب می کرد.
بعد از سپری شدن چهل شبانه روز اعتکاف، ملاحسین به طرف ایران حرکت کرد. ابتدا به بوشهر رفت (جائی که علی محمد شیرازی مدت چهار سال در آنجا به تجارت مشغول بود) وقتی از پیدا کردن فرد مورد نظرش در آن شهر ناامید شد، به طرف شیراز حرکت کرد.

    
    
پس از ورود به شیراز، از همراهان خود جدا شده به آنها گفت: شما به مسجد ایلخانی شهر بروید و در آنجا منتظر من بمانید و من نیز هنگام غروب نزد شما خواهم آمد.
با رفتن آن دو، ملّاحسین مدتی در خارج شهر به گشت زدن پرداخت تا اینکه جوان بیست و پنج ساله ای را دید که عمّامه سبزی بر سر‌ گذاشته جلو آمد، وقتی به ملّا حسین رسید به او سلام کرد.

منابع:
۱- تلخیص تاریخ نبیل زرندی، عبدالحمید اشراق خاوری. صص ۳۶ تا ۴۱ نشر ۱۳۴ بدیع

۲- حضرت نقطه اولی، محمد علی فیضی، صص ۱۰۹ تا ۱۱۱ نشر ۱۴۳ بدیع، آذر ۱۳۵۲ 

آرامگاه سید کاظم رشتی

http://s9.picofile.com/file/8303855068/%D9%82%DB%8C%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%B1%D8%B4%D8%AA%DB%8C.jpg


موضوع : تاریخچه بهائیت , 
ارسال شده در 1396/05/23 ساعت 07:36 توسط بابائی
               برای ارائه تسهیلات بیشتر به بهائیان رئیس گمرک شد!


    هرمز ثابت، پس از جدائی از ایران خسرو شاهی، برای بار دوم در سال 1350 شمسی، با فردی به نام «والری ایرن اسپرینگر اوزبون» که انگلیسی بود، ازدواج کرد و این ازدواج، در هشتم مهرماه در دفتر فرقه ضاله بهائیت ثبت شد: «باسم ربنا الاعلی امضا کنندگان ذیل، حبیب ثابت و باهره ثابت والدین هرمز ثابت بدین وسیله موافقت خود را با ازدواج هرمز ثابت و بانو والری ایرن اسپرینگر اعلام می‌داریم. حبیب ثابت».

    نام همسر ایرج، فرزند بزرگتر حبیب ثابت، در فرم بیوگرافی مورخه 1347/4/20 شمسی «نیکارنری» نوشته شده است و این درحالی است که حبیب ثابت در خاطرات خود می‌گوید: «ایرج با فائقه رمزی در سنه 1957 میلادی (1336 شمسی) در تهران ازدواج کرد.»

    یکی از نکات قابل توجه در وابستگی‌های سببی و نسبی حبیب ثابت، که از نگاه تمامی افرادی که در باره‌ی وی مطلبی نوشته اند، مغفول مانده است و خودِ او نیز در نقلِ خاطرات خود به آن هیچ اشاره‌ای ننموده، «قرابتِ» با خانواده‌های: «شریف امامی. علاء و پیرنیا» می‌باشد، که در فرم استعلامیه‌ای که در ساواک تنظیم گردیده، به آن اشاره شده است.

حبیب ثابت و جایگاه تشکیلاتی در بهائیت
     حبیب ثابت از جمله بهائیانی بود که در آغاز سلطنت رضاخان، در سازماندهی تشکیلات بهائیت تلاش قابل توجهی داشت. ترددهای مکرر او به حیفا و ملاقات با سران بهائیت در سرزمین اشغالی فلسطین، او را به عنوان یکی از سرانِ اصلی بهائیت در ایران مطرح کرد، تا جایی که پس از مرگ شوقی افندی و تبدیل رهبری فردی به رهبری شورایی تحت عنوان «بیت‌العدل»، زمانی که در سال 1337 شمسی شرکتی به نام «امناء» برای رتق و فتق امور اقتصادی بهائیت در ایران شکل گرفت، حبیب ثابت به عنوان رئیس‌ هیئت مدیره‌ی آن منصوب شد.

     در راستای همین فعالیت‌های سازمان یافته بود که در سال 1320 شمسی که تصمیم به خروج از کشور گرفت، از سویِ تشکیلات بهائیت مأموریت یافت تا با فردی به نام «اگنس الکساندر» دیدار نماید: «دیدار یک خانم بهائی به نام «آگنس الکساندر» که از طرف حضرت شوقی ربانی به مقام ایادی امرالله به مفهوم معاونت و اجرای وظائف خطیرۀ آن آئین روحانی انتخاب شده بودند. ما نشانی مسکن این خانم را در تهران به دست آورده و همراه داشتیم و اینک با اشتیاق تمام در جستجوی او بودیم.»

     حبیب ثابت، تا سال 1328 شمسی در آمریکا بود و با بهائیان ساکن آنجا ارتباط گرفت و با استفاده از موقعیت آنان، فعالیت های اقتصادی خود را با هدف آماده نمودنِ بازار برای محصولات آمریکائی، در خیابان راکفلر پلازا آغاز کرد، که تأسیس شرکت فیروز و ارسال لوازم آرایشی و بهداشتی به ایران یکی از اقدامات او بود: «بهترین راهی که به نظرم آمد، گشایش شرکتی شخصی و خصوصی در تهران به نام شرکت فیروز با همراهی و مواظبت پدرم عبدالله بود... جوراب‌های زنانه و مردانه و لوازم آرایش... به تهران فرستادیم. این کار توسعه یافت و تشکیلات گسترده تری نیاز داشتیم، بنابراین شرکتی بزرگتر به نام ثابت پاسال تشکیل گردید... علی اصغر پناهی، امیل عبود، الکساندر سافیان و محسن لک در تهران شرکتی به نام پاسال تأسیس نمودند و از ترکیب حروف اول نام فامیل خود، کلمه پاسال را برای نام شرکت انتخاب کرده... در تماس با من نظر دادند که شرکتی در ایران به نام ثابت پاسال تشکیل دهیم.»

     به واسطه‌ی همین شراکت بود که بازار ایران، به بازار مصرف کالاهای آمریکائی تبدیل گردید و حبیب ثابت نیز، به عنوان «ثابت پاسال» مشهور شد.

     در سال 1341 شمسی، که برنامه‌ ریزی تشکیلات فرقه ضاله بهائیت برای برگزاری مراسم جشنی تحت عنوان صدمین سال میرزا حسینعلی نوری در لندن آغاز گردید، قرار شد تعدادی از بهائیان ایران نیز در این مراسم شرکت نمایند. گزارش این اقدام به شرح زیر به ثبت رسید: «بهائیان در نظر دارند جشن صدمین سال بهاء را در لندن برپا کنند. ضمناً از ایران هم تعدادی در حدود 2 الی 3 هزار نفر از بهائیان جهت شرکت در این جشن دعوت خواهند شد که این دعوت از طرف حبیب ثابت به عمل خواهد آمد و ایاب و ذهاب این عده، به عهده نامبرده است. ضمناً جهت تسهیلات بیشتر برای رفت و آمد این اشخاص، با اِعمال نفوذ از طرف حبیب ثابت، اخیراً رئیس‌ گمرک مهرآباد تعویض گردیده و یک نفر بهائی به نام حصار امیری به این سمت منصوب شده است.»

منبع: روزنامه کبهان


موضوع : مقالات بهائیت , 
ارسال شده در 1396/05/21 ساعت 07:44 توسط بابائی
کانال تلگرامی بهائیت شناسی را از دست ندهید.

http://s8.picofile.com/file/8294416700/1.jpghttp://s8.picofile.com/file/8294416700/1.jpghttp://s8.picofile.com/file/8294416700/1.jpg
ارسال شده در 1396/05/19 ساعت 07:32 توسط بابائی
میرزا محمد قلی نوری برادر کوچک حسینعلی نوری

http://s9.picofile.com/file/8302267700/%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D9%82%D9%84%DB%8C_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D8%B1_%DA%A9%D9%88%DA%86%DA%A9_%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87.jpg



موضوع : تصاویررهبران بهائی , 
ارسال شده در 1396/05/16 ساعت 07:26 توسط بابائی
نام کتاب: کتاب الفاضلیه - جلد 3

نوشته: سید یوسف فاضل
 
 

برای دریافت کتاب روی دریافت کلیک کنید.


download

موضوع : کتب ردیه بهائیت , 
ارسال شده در 1396/05/13 ساعت 07:48 توسط بابائی

                         سال تولد خدائی که خالق کائنات است


    محمد زرندی معروف به نبیل که به قول خودش چوپانی بود که مختصر سوادی داشت و بیشتر نتوانست درس بخواند، افسانه هائی جمع آوری کرده که مقداری از آن به نام تلخیص تاریخ نبیل در دسترس بهائیان است. این کتاب با نظر و موافقت میرزا حسینعلی نوری نوشته شده و از معتبرترین تاریخ بهائی بشمار می آید. مندرجات تاریخ مذکور شامل تناقضات و دروغ ها و اهانت ها به بزرگان اسلام است. محمد زرندی با وجود اینکه ادعا کرده سواد و معلوماتی ندارد، همه مجتهدین اسلام را دروغگو پنداشته است!


    عبدالحمید اشراق خاوری در کتاب تلخیص تاریخ نبیل زرندی صفحه 403 سطر 16  می نویسد: «پای منبر مجتهدین که از نجف وارد می شدند می نشستم و به مجلس درس آنها می رفتم و به سخنان آنها و مجادلاتشان گوش می دادم و به تدریج فهمیدم که هرچه می گویند دروغ می گویند».


    محمد نبیل زرندی اشعاری در تولد و عظمت حسینعلی نوری سروده و در یک رباعی تاریخ تولد میرزا حسینعلی نوری را چنین ذکر می کند که اشراق خاوری در کتاب گنجینه حدود و احکام، صفحه 403 و محمد علی فیضی در کتاب حضرت بهاءالله، پاورقی صفحه 10 آن را نقل کرده اند:

در اول غربال زسال فرقان                   دوم سحر محرم اندر تهران

از غیب قدم بملک امکان بگذاشت        شاهی که بود خالق من فی الامکان


     غربال به حساب ابجد 1233 می شود و مقصود از سال فرقان سنه هجری قمری است. در باره اشعار فوق دقت فرمائید تا بهتر بتوانید این فرقه گمراه را بشناسید.

 

برای دیدن کتاب تلخیص تاریخ نبیل زرندی و گنجینه حدود و احکام و حضرت بهاءالله روی ادامه مطلب کلیک کنید.



موضوع : ادعاهای بهاءالله , 
ارسال شده در 1396/05/10 ساعت 07:42 توسط بابائی

                                   تبعید حسینعلی به بغداد!

 

    با آزادی حسینعلی مازندرانی از زندان، ناصرالدین شاه هم همان مزه تلخی را تجربه کرد که پدرش محمد شاه قاجار و دو صدراعظم پیشین، (حاج میرزا آقاسی و امیرکبیر) چشیده بودند و ناصرالدین شاه قدر قدرت قوی شوکت! تنها کاری که توانست انجام دهد تبعید حسینعلی ازایران بود که البته بعد از کسب اجازه و مشورت با حامی قدرتمند حسینعلی نوری یعنی دولت روسیه تزاری!

      

    عبدالحمید اشراق خاوری در کتاب تلخیص تاریخ نبیل صفحه 588 سطر 7 و صفحه 589 سطر 1 می نویسد: « حکومت ایران بعد از مشورت به حضرت بهاء اللّه امر کرد که تا یک ماه دیگر ایران را ترک نماید و به بغداد سفر کنند. قنسول روس چون این خبر شنید از حضرت بهاء اللّه تقاضا کرد که به روسیّه بروند و دولت روس از آن حضرت پذیرائی خواهند نمود. حضرت بهاء اللّه قبول نفرمودند و توجّه به عراق را ترجیح دادند».

       

    ظاهر عبارت نبیل نشان می دهد که مکان تبعید چندان مورد قبول دولت روسیه نبوده است چون سفیر می دانست که امپراطوری عثمانی زخم خورده دولت روسیه و دائم در حال جنگ و جدال با آن بوده است پس همین که بداند این تبعیدی عنصر روسیه است، کار را بر او سخت خواهد گرفت لذا سفیر روسیه پیشنهاد کرد که حسینعلی به روسیه برود.

     

    اما حقیقت مطلب این است که دولت روسیه از تبعید حسینعلی به خاک عراق راضی است چرا که می داند جاسوس کهنه کار و ورزیده ای چون حسینعلی نوری در هر کجا که باشد با جذب و سازماندهی نیرو به خدمت در راستای اهداف این امپراطوری بپردازد ولی لازم نیست دولت ایران این مطلب را بداند لذا در ظاهر مخالفت می کند تا اوّلاً حساسیت دولت عثمانی برانگیخته نشود و ثانیاً مکان تبعید عوض نشود چون ممکن است دولت عثمانی وی را به مکان دوری مثلاً به آفریقا تبعید کند ویا به جزیره ای که امکان تماس و آزادی عمل از وی سلب شود. بنابراین سفیر روسیه پیشنهاد خاک روسیه را به حسینعلی می دهد.


برای دیدن کتاب تلخیص تاریخ نبیل روی ادامه مطلب کلیک کنید.



موضوع : تبعید حسینعلی بهاء از ایران , 
ارسال شده در 1396/05/9 ساعت 07:38 توسط بابائی
به کانال تخصصی بهائیت شناسی ملحق شوید.

http://s9.picofile.com/file/8293293542/%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85_13.jpg

ارسال شده در 1396/05/7 ساعت 07:28 توسط بابائی

                                 اقرار مورخین بهائی


    عبدالحمید اشراق خاوری از مبلغین و مولفین فرقه ضاله بعد از ابوالفضل گلپایگانی در میان بهائیان از اهمیت بالائی برخوردار است. وی از لحاظ  نوشتن کتاب در باره فرقه ضاله دومین فرد به حساب می آید. خاوری تالیفات فراوانی دارد که از جمله آنها کتاب تلخیص شده تاریخ نبیل زرندی می باشد.

 

     اشراق خاوری در مقدمه کتاب تلخیص تاریخ نبیل زرندی می گوید: شکر خداوند را که مرا به نگارش این اوراق تایید فرمود و آن را به این موهبت متبارک و مشرف ساخت که حضرت بهاءالله بنفسه الجلیل تفضّل و عنایت فرمودند و این اوراق را مراجعه نمودند، میرزا آقاجان کاتب وحی در حضور مبارک این اوراق را قرائت نمود و به رضا و قبول هیکل مقدسش فائض و مفتخر گشت.


    بنابراین ارزش این کتاب در این است که حسینعلی نوری صحت این کتاب را از اول تا به آخرش را امضا کرده است. اشراق خاوری در صفحه 85 سطر 1 می نویسد:« اسم مبارکش حسینعلی است خط شکسته نستعلیق را خوب می نویسد و اوقات خود را در میان جنگلهای زیبا به گردش می گذراند».


    بنابراین طبق گفته مورخ این فرقه ضاله که از حسینعلی نوری شناخت کامل دارد اعتراف می کند که وی سواد خواندن و نوشتن را داشت و حتی خط نستعلیق را نیز همانند پدرش به خوبی و زیبائی می نوشت.


برای دیدن کتاب تلخیص تاریخ نبیل روی ادامه مطلب کلیک کنید.



موضوع : تحصیلات حسینعلی بهاء ,