z
بهائیت شناسی
www.Baha9.ir
منوی اصلی
مطالب پیشین
موضوعات وبلاگ
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره ما

" بسم الله الرّحمن الرّحیم "
اینجانب تلاش می کنم با استفاده از کتابهای رهبران بهائی، احکام، اعتقادات و تناقضات بهاء و عبد البهاء و شوقی را از کتابهای آنها استخراخ کرده با سند و مدرک در اختیار این فرقه گمراه قرار دهم، تا حقیقت بر آنان روشن گشته به آغوش اسلام عزیز باز گردند.
وَ السّلَامُ عَلَی مَن اِتَّبَعَ الهُدَی.
« بابائی »
جستجو


دانشنامه مهدویت
مهدویت امام زمان (عج)
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان

ابزار و قالب وبلاگ

کاربردی
logo-samandehi
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
ارسال شده در 1398/04/25 ساعت 08:38 توسط بابائی

                                      مدعی بابیت در مکه

 

    در آخرین روزهای ایّام حجّ حضرت باب پهلوی حجرالاسود با میرزا محیط کرمانی روبرو شد، دست او را گرفت و فرمود: ای محیط تو خودت را از رجال معروف شیخیّه وعالم به حقایق تعالیم شیخ مرحوم (شیخ احمد احسائی) می‌پنداری و باطناً مدعی هستی که وارث آن دو کوکب تابان و جانشین نورین نیّرین (شیخ احمد و سید کاظم) هستی، اینک نگاه کن من و تو در محترم ‌ترین نقاط حاضریم.

 

    در چنین مکان مقدّسی انسان می تواند بین حقّ و باطل را تمیز دهد و هدایت را از ظلالت ممتاز سازد. اکنون من به تو می گویم هیچکس بجز من در شرق و غرب عالم نیست که خود را باب معرفت اللّه معرّفی کند، برهان من همان برهان جدّم رسول الله است. هر چه می خواهی ازمن بپرس تا من جواب تو را در ضمن آیات مبارکه که مثبت صحّت ادعایم است بدهم.

 

    اینک تو را مخیّر قرار می دهم که یا امر مرا از دل و جان پذیرا شوی و یا علناً اعراض کنی و ردّ ادعایم نمائی، شق ثالثی ندارد. اگر شق ثانی را اختیار می کنی، علناً اعراض خود را ازحقّ اعلان نما تا حصول سعادت و شقاوت متّکی ببرهان باشد و راه راست و حقّ برای همه آشکار شود.

 

    میرزا محیط چون این بیان را شنید و اتمام حجت را کامل دید، دست و پای خود را گم کرد خود را در مقابل آن جوان مانند گنجشکی ضعیف در چنگال شاهبازی قوی اسیر و زبون یافت و با آنکه شخصی پیر و دانشمند و توانا بود، خود را در نهایت درجهء ضعف مشاهده کرد و گفت: " آقای من اولین روزی که در کربلا شما را زیارت کردم احساس نمودم که مطلوب اصلی و محبوب واقعی من شما هستید، ولی خواهشی دارم که مرا عفو کنید و به ناتوانی من مرحمت فرمائید.

 

    حضرت باب به او فرمودند: "ای محیط هر چه می خواهی بپرس، من به فضل الهی جواب تو را می دهم، لسان من به عنایت خداوند حلّال مشکلات است، بپرس تا بعظمت مقام من واقف شوی و بدانی که هیچ کس را نمیسزد که مانند من مشکلات را حلّ کند و لب به حکمت گشاید. میرزا محیط ناچار چند سؤالی به محضر مبارک عرض کرد و گفت: من مجبورم به مدینه ی منوّره بروم. آنگاه از حضور مبارک مرخّص شد و با نهایت ترس و وحشت دور شد.

 

    حضرت باب وقتی مناسک حجّ را تمام کردند توقیعی برای شریف مکّه به ضمیمه ی بعضی از آیات و آثار دیگر بواسطه ی جناب قدّوس ارسال داشتند. توقیع مزبور شامل معرّفی مقام عظیم خودشان و دعوت شریف به ایمان و قیام به خدمت بود. به قدّوس فرمودند: می روی و به دست خود این توقیع را به شریف می دهی. شریف مکّه در آن ایّام به امور دنیوی سرگرم بود و بمقاصد مادّی توجّه داشت از این جهت گوش به ندای الهی نداد.

 

    حاجی نیاز بغدادی گفت: من در سال هزار و دویست شصت و هفت هجری بمکّه معظّمه رفتم و با شریف مکه ملاقات کردم. دراثنای مذاکرات بمن گفت: یادم می آید درسال شصت جوانی در اثنای حجّ نزد من آمد و نامه‌ای سر به مهر مختوم به من داد. من کتاب را گرفتم ولی از شدّت گرفتاری و کثرت کار فرصت نکردم آن را بخوانم.

 

     بعد از چند روز همان جوان آمد و جواب خواست. من چون زیاد کار داشتم و در آن وقت فرصت نداشتم که آن کتاب را بخوانم جوابی ننوشتم تا وقتی که ایّام حجّ گذشت. یک روز ‌من اوراق خود را جستجو می کردم غفلةً چشمم به آن کتاب افتاد، چون خواندم دیدم در مقدّمه ی آن کتاب به نهج آیات قرآن پند و اندرز موثر و جالبی نوشته شده بود.

 

    من از قرائت آن کتاب این طور فهمیدم که جوانی از اولاد حضرت فاطمه و از بنی هاشم به دعوت تازه‌ای از ایران قیام نموده و جمیع اقوام جهان را به ظهور موعود بشارت داده؛ دیگر نفهمیدم که نگارنده ی آن کتاب کیست و کار آن دعوت به کجا رسیده است.


اشکالات این داستان

 

    از آنجائی که در تمام روایات معصومین علیهم السلام امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در مکه ظهور می کند و اعلام می فرمایند:" ألا یا أهل العالم أنا القائم المنتظر المهدی. أنا بقیّة الله و بقیة الله خیر لکم ان کتنم مؤمنین". بدین جهت فرقه ضاله نیز تلاش نموده تا بگویند که علی محمد شیرازی نیز به مکه رفته و در آنجا ادعای نیابت امام زمان علیه السلام را مطرح کرده است.

 

    در حالی که ما در هیچ منبع حدیثی، روایتی نداریم که امام زمان علیه السلام در شهر دیگری ظهور می کند و بعد به مکه می روند. و همچنین در هیچ روایتی نداریم که امام زمان عج در مکه ادعای نیابت می کند. زیرا نوّاب خاص حضرت در زمان غیبت صغری چهار نفر بودند که به پایان رسید؛ اگر بنا باشد کسی نائب خاص حضرت شود، لازم نیست که به مکه برود و برگردد. علاوه بر اینکه در روایتی هم نداریم یک "نائب خاص" از مکه خواهد آمد!

 

    سابقاً گفتیم که علی محمد شیرازی تا چهار سال تنها ادعای بابیت داشت نه مهدویت اما بعد از چهار سال، در مجلس محاکمه اش در تبریر، ادعای مهدویت و قائمیت نمود. با تمام این احوال رفتن علی محمد شیرازی به مکه محل بحث و گفتگوی زیاد است.

 

    اگر قبول کنیم که وی به مکه رفته باشد، فقط به میرزا محیط گفته: من باب معرفت الله هستم و اسم "مهدی" (عج) را هم بر زبان نیاورده، در حالیکه حضرت مهدی سلام الله علیه در حضور عالم و آدم ادعایش را مطرح می کند و صدای "انا المهدی" سر می دهد که همه خلق آن را می شنوند؛ علاوه بر نشانه های ظهور که واقع می شود. اما در مورد علی محمد شیرازی هیچ واقعه و خبری اتفاق نیفتاد!

 

    "میرزا محیط" نامش میرزا محمد حسین کرمانی است وی از شاگردان معروف سید کاظم رشتی بود که تربیت دو فرزند سید کاظم یعنی سید حسین و سید احمد را بر عهده داشت و بعد از وفات سید کاظم او نیز همانند علی محمد شیرازی از مدعیان نیابت و جانشینی سید کاظم رشتی بود.

 

     اینکه می گویند: "او نامه ای به شریف مکه نوشت". در هیچ منبعی روائی ما نیست که امام زمان عجل الله تعالی فرجه نامه ای به حاکم مکه یا شخص دیگر ی بنویسد، چون با آمدن حضرت حجت بر همگان تمام می شود و هیچ عذر و بهانه ای برای کسی باقی نمی ماند.

 

    حاکم مکه گفت "آن جوان به ظهور موعود بشارت داد. دیگر نفهمیدم آیا آنکه بشارتش را داده بود، بالاخره آمد یا نیامد"؟ حضرت موسی به آمدن حضرت عیسی بشارت داد. و عیسی بن مریم به آمدن پیامبر اسلام ص بشارت داد. پیامبر أعظم صلی الله علیه و آله و سلم و امامان معصوم نیز به آمدن امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بشارت دادند که او خواهد آمد.

 

    به عقیده فرقه ضاله بهائیت علی محمد شیرازی همان مهدی موعود است که ظهور کرد و بعد هم کشته شد! آیا ما اعتقاد به چنین امام زمانی داریم؟


شریف مکه در زمان علی محمد شیرازی

http://s8.picofile.com/file/8366810984/%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D9%81_%D9%85%DA%A9%D9%87.jpg



موضوع : تاریخچه بهائیت , 
ارسال شده در 1398/04/19 ساعت 08:32 توسط بابائی
عبدالبهاء رهبر فرقه ضاله بهائیت در حال سوار شدن بر کروسه
              
http://s8.picofile.com/file/8365521700/%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%A1_%D8%AF%D8%B1_%D8%AD%D8%A7%D9%84_%D8%B3%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D8%AF%D9%86_%D8%AF%D8%B1%D8%B4%DA%A9%D9%87.jpg


موضوع : تصاویررهبران بهائی , 
ارسال شده در 1398/04/15 ساعت 08:51 توسط بابائی
                                            و إن کان چاپاً

   علی محمد شیرازی مؤسس فرقه ضاله بابیه  که مدعی عدم تحصیل خودش است، کتاب های زیادی از خود به یادگار گذاشته که هر کدام نسبت به دیگری از اغلاط بیشتری برخودار بوده و هست و این نشان از تحصیل مؤلف آن به صورت پراکنده در دوران نوجوانی و جوانی حکایت دارد. وی که در سن بیست و پنج سالگی ادعاهای خویش را آشکار نمود و به مرور آن را افزایش داد، با استفاده از جهل و نادانی مردم، عده ای را دور خویش جمع کرد تا اینکه توسط حکومت مرکزی دستگیر و سپس در قلعه ماکو زندانی گردید.

 

    مدعی بابیت در قلعه ماکو بیکار نبوده و به نوشتن کتاب بیان همت گماشت. وی ابتدا کتاب بیان عربی را به رشته تحریر در آورد که در آثارش از آن به کتاب الجزاء نام می برد. این کتاب هرچند به زبان عربی معروف است، اما عبارت هائی نیز به زبان فارسی در باب اول از واحد اول نیز نوشته است.


    علی محمد بیان فارسی را پس از بیان عربی و در شرح و تفصل آن نگاشته که مخزن عمده عقائد دینی و احکام بابی شمرده می شود. این کتاب به اعتقاد بهائیان بزرگترین اثر تشریعی علی محمد باب می باشد که همانند بیان عربی به صورت ناقص نازل شده است. چرا که مدعی بابیت فرصت اتمام آن را پیدا نکرد.

 

    کتاب بیان فارسی تا باب دهم از واحد نهم بیشتر نوشته نشد، همچنانکه بیان عربی نیز ناقص بوده و تا باب نوزده از واحد یازده بیشتر نوشته نشده است. ‌در حالی که علی محمد شیرازی خود در ابتدای بیان فارسی ابواب این کتاب را به ۳۶۱ باب (۱۹ واحد و هر واحد ۱۹ باب) یا به اصطلاح «عدد کلّشی» بخش نموده ‌است. همانطور که می گوید: «و به عین یقین نظر کن که ابواب دین بیان مترتب گشته به عدد کلّشی».


   کتاب بیان عربی مطابق کتاب بیان فارسی بوده هر چند مختصرتر نگاشته شده اما محتوای هر دو کتاب یکیست. یکی از چیزهائی که در کتاب بیان عربی زیاد به چشم می خورد، کلمات فارسی است که در لابلای عبارات عربی گنجانیده شده است. مانند خط الشکسته و کلمه چاپ به جای طبع در بیان عربی!


   علی محمد شیرازی در باب دهم از واحد نهم کتاب بیان عربی صفحه 45 سطر12 می نویسد: «ثم العاشر، انتم اذا استطعتم کل آثارالنقطة تملکون و ان کان چاپاً فان الرزق ینزل علی من یملکه مثل الغیث». یعنی اگر شما قدرت و توانائی پیدا کردید، تمام آثار نقطه (منظور از نقطه خود علی محمّد است) را مالک شوید هرچند كه آن آثار چاپ شده باشند (نه خطی) كه البته رزق و روزی بر مالک آن همچون باران بر او فرو می ریزد.


    در اینجا علی محمد باب از یاد برده كه در زبان فصیح عربی، چهار حرف فارسی (گ، چ، پ،‍ ژ) وجود نداشته و عرب زبان ها در کتاب های خویش به جای "چاپ" از واژه "طبع" استفاده می کنند. از این رو كلمه «چاپاً» در کتابی که مؤلف آن ادعای نزول آن را از طریق وحی می پندارد، خطای روشنی به شمار می آید که از زبان مدعی بابیت و مهدویت جاری شده است و ضمناً در ادامه آن معلوم می گردد كه بهترین تجارت در مذهب بابی! كدام تجارت است؟

 

برای دیدن کتاب بیان عربی روی ادامه مطلب کلیک کنید. 



موضوع : غلط املائی رهبران بهائی ,