تبلیغات
بهائیت شناسی - مطالب مرداد 1398 z
بهائیت شناسی
www.Baha9.ir
منوی اصلی
مطالب پیشین
موضوعات وبلاگ
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره ما

" بسم الله الرّحمن الرّحیم "
اینجانب تلاش می کنم با استفاده از کتابهای رهبران بهائی، احکام، اعتقادات و تناقضات بهاء و عبد البهاء و شوقی را از کتابهای آنها استخراخ کرده با سند و مدرک در اختیار این فرقه گمراه قرار دهم، تا حقیقت بر آنان روشن گشته به آغوش اسلام عزیز باز گردند.
وَ السّلَامُ عَلَی مَن اِتَّبَعَ الهُدَی.
« بابائی »
جستجو


دانشنامه مهدویت
مهدویت امام زمان (عج)
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان

ابزار و قالب وبلاگ

کاربردی
logo-samandehi
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
ارسال شده در 1398/05/15 ساعت 08:32 توسط بابائی

                                                لوح احمد


    خداوند متعال از میان مردم کسانی را برای رسالت خویش انتخاب نموده که از ویژگیهای ممتازی برخوردار بودند، مهمترین این ویژگی ها صداقت و امانتداری است. همچنانکه در روایات اهلبیت علیهم السلام نیز به این امر اشاره شده: إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَمْ یَبْعَثْ نَبِیّاً قَطُّ إِلاَّ بِصِدْقِ اَلْحَدِیثِ وَ أَدَاءِ اَلْأَمَانَةِ إِلَى اَلْبَرِّ وَ اَلْفَاجِر. ِامام صادق علیه السّلام فرمود: خداى متعال هرگز پیغمبرى را مبعوث نفرمود، جز با راستگوئى و اداء امانت به نیكوكار و بدكار.


    انبیای الهی سعی و تلاششان داشتند مردم را از جهل و گمراهی نجات بخشیده به شاهراه روشنائی و سعادت رهنمون گردند. اما رهبران ضلالت برخلاف پیامبران الهی نه تنها با جهل و گمراهی مبارزه نکردند، بلکه با عربی های غلط و سخنان پوچ، لاف خدائی زده غلط بافی های پوچ بیشماری ساختند و به خورد مردم دادند. از جمله این رهبران ضلالت باب و بهاء می باشند که جز دروغگوئی چیزی به مردم یاد ندادند.


    علی محمد شیرازی و میرزا حسینعلی نوری در قانونگزاری (یا به گفته خودشان احکام) نیز بی خردی های زیادی از خود نشان داده اند. نوشته های علی محمد باب چندان بی خردانه است که حسینعلی مازندرانی وقتی غلط بافی و پوچ گوئیش را مایه رسوائی دانسته، دستور داد تا آنها را از میان برداشته و از مردم پوشیده دارند تا به دست مردم نیفتد.

 

   کتاب های میرزا حسینعلی نوری نیزعلیرغم اصلاح فراوان بیت العدل از غلط بافی و پوچ گوئی خالی نبوده و نیست. یکی از این نوشته های میرزا حسینعلی لوحیست که به نام لوح احمد معروف است. وی در سطر آخر صفحه 8 و سطر 1 صفحه 9 به احمد یزدی دستوراتی می دهد و سفارش می کند تا آن را از برنماید: "فاحفظ یا احمد هذا اللوح ثم أقرأها فی ایامک و لا تکن من الصابرین فان الله قد قدر لقارئها أجر مأة شهید ثم عبادة الثقلین... فوالله من کان فی شدة أو حزن و یقرأ هذا اللوح بصدق مبین یرفع الله حزنه و یکشف ضرّه و یفرّج کربه". ای احمد این لوح را حفظ کن و در روزهایت آن را بخوان و نشکیب. زیرا خداوند به خواننده آن مزد صد شهید و ثواب عبادت جن و انس را خواهد داد.

اما نکات این عبارت


    واژه شهید در اسلام به کسی اطلاق می شود که در میدان نبرد حق علیه باطل جان فشانی کرده و در راه خدا کشته شود. اسلام به چنین شخصی ارج نهاده و ثواب بزرگی را برای او مژه داده چرا که او زنده است و نزد پروردگارش روزی می خورد.


    حسینعلی نوری می گوید: هر کس یک بار لوح احمد را بخواند، خدا به او اجر صد شهید خواهد داد! نخست باید پرسید چرا؟ مگر خواندن یک لوح چه سختی دارد و چه نتیجه ای از آن برمی آید که چنین مزد بزرگی به خواننده آن داده می شود؟ آیا این سخن از کسی که دعوی برانگیختگی دارد، نشان هوسبازی و بیخردی نیست؟

 

    ثانیاً، چنین سخنی در واقع بنیاد گذاشتن ریشه دین خود را کندن است. زیرا وقتی مردم بتوانند با خواندن یک لوح اجر صد شهید را ببرند و در زندگی خویش به جایگاه بلندی دست یابند، چه نیازی دارند که به کارهای خیر دیگری رغبت نشان داده یا از بدیها و گناهان دوری کنند؟

 

    پیروان فرقه ضاله بهائیت به کسانی که در جنگ های بابیگری در قلعه طبرسی مازندران، فتنه زنجان، نیریز فارس و دیگر جاها کشته شدند، ارج بسیاری می نهند. ولی باید گفت آنها فریب خورده و زیان بسیار برده اند. زیرا بیچارگان پس از آنکه جنگها کرده و آدمها کشته و خود نیز کشته شده اند، نزد بهائیان بیش از یک شهید نبوده و مزد یک شهید بیشتر دریافت نمی کنند ولی فلان جوان خوشگذران بهائی روزی یک بار لوح احمد بخواند وقتی پیر شود و بمیرد، مزد صدها هزار شهید را خواهد برد!


    این سخن حسینعلی همانند آن است که کسی کارخانه ای برپا کند و به کارگران مزدهائی در برابر کارشان بپردازد. ولی یک روز نیزهوس به سرش زده یک رباعی شعر بسراید و به کارکنان آگاهی دهد که هر کس رباعی مرا حفظ کند و جلوی من بخواند، مزد صد کارگر به او خواهم داد. پیداست که چنین آگهی درِ این کارخانه را خواهد بست زیرا کارگران بجای اینکه هشت ساعت به سختی کار و تلاش کنند و آخر ماه مزد یک کارگر را بگیرند، هر زمان که اراده نمایند نزد صاحب کارخانه رفته و رباعی او را خوانده، مزد صد کارگر گرفته پی خوشی های خود خواهند رفت.


    میرزا حسینعلی نوری در ادامه عبارت خویش به خدا سوگند یاد می کند که اگر کسی در فشار و سختی باشد یا دچار اندوهی گردد و این لوح را بخواند خدا او را از سختی و از اندوه رها گرداند. جای بسیار تعجب است از کسی که خود را خدای خدایان می خوانده و قائل بود که عالم را من آفریدم و خودم آن را می گردانم، این اندازه از علم و دانش تهی بوده و آگاهی نداشته که با خواندن لوح احمد کسی از سختی یا اندوه بیرون نمی آید بلکه چاره سختی را باید از راهش برطرف کرد؟

 

برای دیدن لوح احمد روی ادامه مطلب کلیک کنید.



موضوع : دروغگوئی رهبران بهائی , 
ارسال شده در 1398/05/10 ساعت 08:47 توسط بابائی

 

                                                                      تبعید متهم اصلی!

  

    بعد از محاکمه میرزا حسینعلی نوری پیامبر خود خوانده بهائیت به خاطر دست داشتن در ترور ناصرالدین شاه قاجار و زندانی شدن او و دخالت های پرنس دالگورکی سفیر روس در آزادی وی، دولت ایران وقتی عاجز شد از اعدام وی، بناچار دستور اخراج او و خانواده اش را از ایران صادر کرد و میرزا حسینعلی به همراه زن و فرزندان خود ایران را به قصد عراق ترک کرد.

  

    محمد علی فیضی از عناصر فرقه ضالّۀ بهائیّت و از مولفین این فرقه در مورد تبعید میرزا حسینعلی نوری در کتاب حضرت بهاءالله صفحه 98 سطر 14 می نویسد: « پس از یک ماه مهلت در اواسط زمستان ماه ربیع الثانی از سال 1269 مطابق با 12 ژانویۀ سال 1853 میلادی در سن 36 سالگی با جمعی از عائله و منتسبین و اطفال خردسال به معیت و همراهی مأمورین ایران و روس به عراق عرب حرکت فرمودند ».


   فیضی همانند اشراق خاوری و دیگر مورخین این فرقه برای عظمت بخشیدن به مقام نداشته میرزا حسینعلی نوری مازندرانی در این تبعید از همراهی مأمورین ایران و روس سخن راندند، اما مأمورینی که به همراه آنان فرستاده شدند چه کسانی بودند و چه درجه ای داشتند، نامی برده نشد. ولی شما کاربران گرامی در آینده خواهید دید که این مأمورین کسی نبود جز یک سرباز ایرانی و یک مأمور سفارتخانه روس!


http://s9.picofile.com/file/8368451442/%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D9%86%D9%88%D8%B1%DB%8C.jpg

                

برای دیدن کتاب حضرت بهاء الله روی ادامه مطلب کلیک کنید.



موضوع : تبعید حسینعلی بهاء از ایران , 
ارسال شده در 1398/05/5 ساعت 08:30 توسط بابائی
     سربازگیری حزب صهیونیستی بهائیت در پوشش آموزش مجازی

   یک رسانه آمریکائی از فعالیت پنهانی آموزشی حزب صهیونیستی بهائیت در داخل ایران خبر داد. پایگاه اینترنتی کوارتز مدیا با اشاره به «فعالیت و مبارزه زیر زمینی بهائیت» تصریح کرد که این حزب آموزشگاه پنهانی به شکل غیر قانونی راه انداخته است. براساس گزارش سایت آمریکائی، بهائیت مؤسسه بی‌آی‌اچ‌ئی را به عنوان آموزش عالی غیر رسمی راه‌ انداخته و از برخی افراد اخراجی استفاده می‌کند هر چند که غیر مجاز است اما شبکه‌ای جهانی از فعالان و فارغ‌التحصیلان و برخی مدرسان دانشگاه فراهم کرده است. این شبکه با برخی دانشگاه‌های آمریکائی نظیر برکلی، کلمبیا، شیکاگو و جان هاپکینز در ارتباط و همکاری است.

   کلاس های این دانشگاه به صورت غیر حضوری از طریق اینترنت و ویدئو کنفرانس و نیمه حضوری در مکان‌ هائی مانند خانه‌ های بهائیان برگزار می‌شود و افراد عضوگیری شده (سالانه 450 نفر) برای گذراندن چند جلسه آموزش فشرده به تهران می‌آیند.

   طبق این گزارش گرچه همکاری با این مؤسسه از نظر دولت ایران غیر مجاز و غیر قانونی است، اما برخی مدرسان غیر بهائی نیز با این شبکه همکاری می‌کنند.

   یادآور می‌شود در حرمت‌ شکنی عاشورای سال 1388، گروهک صهیونیستی فرقه ضالّه بهائیت فعالیت گسترده داشت و برخی اعضای آن دستگیر شدند و در همین وبسایت فیلم دادگاه آنان به نمایش گذاشته شده است.


موضوع : مقالات بهائیت , 
ارسال شده در 1398/05/1 ساعت 08:52 توسط بابائی

                                 آیات خاتمیت پیامبر أعظم (ص)

 

   از آیات دیگری که در مورد خاتمیت پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله در قرآن کریم سخن به میان آمده، آیه شریفه ۱۴۳ سوره مبارکه بقره است."و کذلک جعلناکم امة وسطا لتکونوا شهداء علی الناس و یکون الرسول علیکم شهیدا".

 

    این آیه شریفه به روشنی دلالت می کند بر اینکه امت پیامبر اسلام امت وسط است، امت معتدل است، بالاترین امت هاست. امت کامل و معتدل، امتی که دیگر امتی بالاتر از آن نمی تواند در دنیا وجود داشته باشد. این هم خودش ختم نبوت را می رساند.

 

    اگر پیامبری بعد از این پیامبر بیاید، آن پیامبر و آن امت نمی تواند ناقص تر از این امت و پیامبرش باشد. و اگر بعد بخواهد امتی بیاید و پیامبری، باید کاملتر باشند. ولی قرآن می فرماید: دیگر امتی بالاتر از امت اسلام که تربیت شده به تعالیم اسلام باشد، فرض نمی شود. بنابراین پیامبر اسلام آخرین پیامبد الهیست.

 

اما چرا امت اسلام امت وسط و معتدل نامیده شده است؟

 

   کلمه وسط در لغت هم‌ به معنی حد متوسط در میان دو چیز آمده، و هم به معنی جالب، زیبا، عالی و شریف، و این هر دو ظاهراً به یک حقیقت باز می گردد، زیرا معمولا شرافت و زیبائی در آن چیزی است که از افراط و تفریط دور باشد و در حد اعتدال قرار گیرد.

 

    در آیه مورد بحث به قسمتى از فلسفه و اسرار تغییر قبله اشاره شده است. نخست می ‏گوید: همانگونه (كه قبله شما یك قبله میانه است) شما را نیز یك امت‏ میانه قرار دادیم، امتى كه از هر نظر در حد اعتدال باشد، نه كندرو باشد و نه تندرو، نه در حد افراط باشد و نه تفریط، یک امتی الگو و نمونه.

 

    امتی که می تواند از هر نظر الگو باشد، اگر آنچه را در معنی امت وسط بیان شده در ملتی جمع باشد، بدون شک طلایه داران حقند؛ و شاهدان حقیقت. زیرا برنامه های آنها میزان و معیاری است برای بازشناسی حق از باطل.

 

    اما چرا قبله مسلمانان، قبله میانه است؟ زیرا مسیحیان تقریبا به سمت مشرق می ‏ایستادند، به خاطر اینكه بیشتر ملل مسیحى در كشورهاى عربى زندگى می كردند و براى ایستادن به سوى محل تولد حضرت عیسى (ع) كه در بیت المقدس بود، ناچار بودند به سمت مشرق بایستند و به این ترتیب جهت مشرق قبله آنان محسوب می ‏شد. ولى یهود كه بیشتر در شامات و بابِل و مانند آن به سر می بردند، رو به سوى بیت المقدس كه براى آنان تقریبا در سمت غرب بود می ‏ایستادند، و به این ترتیب نقطه غرب قبله آنان بود. اما امت اسلامى یك امت میانه‏ است.

 

   چه تعبیر جالبى قرآن در باره امت اسلامى كرده است، آنها را یك امت میانه و معتدل نامیده. معتدل از" نظر عقیده" كه نه راه "غلو" را می پیمایند و نه راه "تقصیر و شرك"، نه طرفدار"جبرند" و نه"تفویض"، نه در باره صفات خدا معتقد به"تشبیهند" و نه"تعطیل". معتدل از نظر ارزشهاى معنوى و مادى، نه به كلى در جهان ماده فرو می ‏روند كه معنویت به فراموشى سپرده شود، و نه آن چنان در عالم معنى فرو می ‏روند كه از جهان مادّه به كلى بى خبر گردند، نه همچون گروه عظیمى از یهود جز گرایش مادى چیزى را نشناسند، و نه همچون راهبان مسیحى به كلى ترك دنیا گویند.

 

    معتدل از نظر علم و دانش، نه آن چنان بر دانسته‏ هاى خود جمود دارند كه علوم دیگران را پذیرا نشوند، و نه آنگونه خود باخته ‏اند كه به دنبال هر صدائى برخیزند. معتدل از نظر روابط اجتماعى، نه اطراف خود حصارى می كشند كه از جهانیان به كلى جدا شوند، و نه اصالت و استقلال خود را از دست می ‏دهند كه همچون غرب‏ زدگان و شرق ‏زدگان در این ملت و آن امت ذوب شوند.

 

    تعبیر به حد وسط، تعبیرى است كه از یك سو مسئله شاهد و گواه بودن امت اسلامى را مشخص می ‏سازد، زیرا كسانى كه در خط میانه قرار دارند می ‏توانند تمام خطوط انحرافى را در چپ و راست ببینند! و از سوى دیگر تعبیرى است كه دلیل مطلب نیز در آن نهفته است، و می گوید: اگر شما گواهان خلق جهان هستید به دلیل همین اعتدال و امت وسط بودنتان است‏.

 

    جالب اینكه در روایات متعددى كه از ائمه اهلبیت علیهم السلام براى ما نقل شده می ‏خوانیم: "نحن الامة الوسطى، و نحن شهداء اللّه على خلقه و حججه فى ارضه ... نحن الشهداء على الناس ... الینا یرجع الغالى و بنا یرجع المقصر" مائیم امت میانه، و مائیم گواهان خدا بر خلق، و حجت هاى او در زمین، مائیم گواهان بر مردم غلوّ كنندگان باید به سوى ما باز گردند و مقصران باید كوتاهى را رها كرده و به ما ملحق شوند.


http://s8.picofile.com/file/8366814942/%D8%A2%DB%8C%D9%87_143_%D8%A8%D9%82%D8%B1%D9%87.jpg



موضوع : خاتمیت پیامبر اعظم (ص) ,