z
بهائیت شناسی
www.Baha9.ir
منوی اصلی
مطالب پیشین
موضوعات وبلاگ
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره ما

" بسم الله الرّحمن الرّحیم "
اینجانب تلاش می کنم با استفاده از کتابهای رهبران بهائی، احکام، اعتقادات و تناقضات حسینعلی بهاء، عبدالبهاء و شوقی را از کتاب های آنها استخراخ نموده با سند و مدرک در اختیار این فرقه گمراه قرار دهم تا حقیقت بر آنان روشن گشته، به آغوش اسلام باز گردند.
وَ السّلَامُ عَلَی مَن اِتَّبَعَ الهُدَی.
« بابائی »
جستجو


دانشنامه مهدویت
مهدویت امام زمان (عج)
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان

ابزار و قالب وبلاگ

کاربردی
logo-samandehi
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
ارسال شده در 1399/01/30 ساعت 08:49 توسط بابائی

                              اعترافات بهائیان به خاتمیت پیامبر اسلام


    فرقه ضالّه بهائیت از علی محمد شیرازی تعبیر به نقطه أولی و ذکر کرده همچنین او را حضرت ذکر خطاب می کنند به نظر آنان علی محمد، امام دوازدهم شیعیان است که شریعت جدید به نام‌ شریعت بیان آورده است. (زیرا نام کتاب وی بیان می باشد) بعد از علی محمد، میرزا حسینعلی نوری مازندرانی معروف به بهاءالله پیامبر اولوالعزم بعدی بهائیان محسوب می شود.

 

    به اعتقاد این فرقه گمراه، حسینعلی مازندرانی با آوردن کتاب ایقان، کتاب بیان را نسخ کرده است زیرا با آمدن حسینعلی بهاء، علی محمد باب و شریعت او مورد عمل نخواهد بود. بعد از حسینعلی نوری فرزندش عباس افندی معروف به عبدالبهاء و بعد از او نیز شوقی ربانی (نوه دختری عبدالبهاء) معروف به ولیّ أمرالله (اولین ولی أمر فرقه ضالّه) جانشین حسینعلی نوری شد، و بنا بود بعد از شوقی پسر بعد از هر پسری ولی امر بهائیان شوند، که این امر محقق نشد. چرا که شوقی عقیم بود و صاحب فرزند نشد، لذا بعد از او تشکیلات بیت العدل (واقع در فلسطین اشغالی) رهبری جامعه بهائیان را بعهده دارد.

 

    در آثار رهبران فرقه ضالّه بهائیت اعتقاد به خاتمیت پیامبر اسلام (ص) فراوان دیده می شود. در آثار مبلغین بهائی مانند عبدالحمید اشراق خاوری (که فرد حوزوی بود ولی به بهائیان پیوست و کتاب های زیادی نیز در باره بهائیان و رهبرانش به رشته تحریر در آورد) در کتاب رحیق مختوم جلد ۱ صفحه ۱۰۶ ذیل کلمه خاتمیت چنین می نویسد:

 

     «در قرآن سورة الاحزاب (آیه ۴۰) "محمّد رسول الله" را "خاتم النبیّین" فرموده، جمال مبارک (حسینعلی) جلّ جلاله در ضمن این جمله مزبور می فرمایند: مقام این ظهور عظیم و موعود کریم از مظاهر سابقه بالاتر است زیرا نبوت بظهور "محمّد رسول الله" که خاتم النبیین بود ختم گردید. و این دلیل است که ظهور موعود عظیم (یعنی ظهور حسینعلی) ظهورالله است و دوره نبوت منطوی گردید زیرا رسول الله خاتم النبیین بودند».

 

 

    به نظر اشراق خاوری ظهور حسینعلی از انبیای گذشته نیز بالاتر است. چرا که نبوت و خاتمیت به پیامبر اعظم صلوات الله علیه و آله به پایان رسید، بنابراین ظهور بعد از پیامبر اسلام (ص) ظهور نبوتی نیست و نمی تواند باشد، چون رسول الله خاتم النبیین بود. بلکه ظهور بعد از پیامبر اعظم ظهورالله است. بنابراین اشراق خاوری همانند دیگر پیروان فرقه ضاله خاتمیت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم را قبول دارد.

 

    حسینعلی بهاء نیر در کتاب "اشراقات" که توسط مؤسسه أمری (متعلق به فرقه ضاله) چاپ گردیده، به خاتمیت پیامبر أعظم صلی الله علیه و آله و سلم تصریح کرده و در صفحه ۲۹۳ می نویسد: "الصلاة و السلام علی سیّد العالَم و مربّی الامم الذی به انتحت الرسالة والنبوّتة و علی آله و اصحابه دائماً ابداً سرمداً". درود و سلام بر آقای جهان و مربی همه امت ها آن شخصی که رسالت و نبوت به او ختم و پایان گرفته است.

 

    مبلغین فرقه ضالّه که نتوانستند جمله حسینعلی نوری را نفی کنند، به توجیه آن اقدام کرده می گویند: منظور از "خاتم النبیین" ختم نبوت است و ختم رسالت را شامل نمی شود در حالی که [ما در خاتمیت پیامبر اعظم (ص) قسمت ۳ گفتیم] نبوت أعم از رسالت است. وقتی ختم نبوت باشد، قطعاً ختم رسالت نیز شده است. بنابراین خاتمیت هم شامل نبوت است و هم شامل رسالت. در نتیجه پس از پیامبر اعظم (ص) از طرف خداوند متعال نه امکان آمدن نبی وجود دارد و نه رسول.



موضوع : خاتمیت پیامبر أعظم (ص) , 
ارسال شده در 1399/01/25 ساعت 08:37 توسط بابائی

                            رطب خورده منع رطب می کند!

 

    بنابر آنچه در تاریخ فرقه ضاله بهائیت و مورخین و مبلغین بهائی امثال حسن موقر بالیوزی در کتاب بهاءالله شمس حقیقت صفحه 20 آمده است، میرزا عباس نوری پدر مؤسس و پیامبر خود خوانده میرزا حسینعلی نوری دارای هفت عیال بود که چهار نفر از آنان دائمی و بقیه صیغه ای بودند و جناب حسینعلی از دومین همسر میرزا بزرگ نوری بنام خدیجه خانم متولد شد.

 

    خود میرزا حسینعلی مازندرانی نیز همانند پدرش دارای چهار همسر دائمی بود که در طول عمر با آنان ازدواج کرد. وی مجموعا چهارده فرزد داشت که تنها هفت نفر از آنها به سن بلوغ رسیدند. اما طبق آنچه که پیامبر خود خوانده در کتاب اقدس برای پیروانش بیان داشته ازدواج بیش از دو همسر برای هر بهائی در آن واحد را جایز ندانسته هرچند خود به چنین حکمش عمل ننموده است.


    فاضل مازندرانی از مبلغین این فرقه در کتاب رهبران و رهروان جلد 2 صفحه 533 و ریاض قدیمی از مؤلفین فرقه ضاله بهائیت در کتاب حضرت بهاءالله صفحه 19 و 20 در مورد همسران و فرزندان پیامبر خود خوانده بهائیان جناب میرزا حسینعلی نوری چنین می نویسند: همسر اول، آسیه خانم دختر میرزا اسماعیل وزیر نام داشت که حسینعلی در مهر ماه 1214 شمسی در سن 18 سالگی با وی ازدواج نمود و او را به نواب خانم، ورقه علیا و أمّ الکائنات لقب داد. حاصل این ازدواج هفت فرزند بود، پنج  پسر و دو دختر که فقط سه تن از آنان زنده ماندند که عبارتند از: عباس که از طرف پدر غصن أعظم لقب گرفت. هرچند وی بعد از نشستن بر جای پدر لقب عبدالبهاء را بر خود برگزید. مهدی که از طرف پدر به غصن أطهر ملقب شد و فاطمه که به بهائیه خانم و ورقه علیا ملقب گشت.


    دومین همسر حسینعلی، فاطمه نام داشت که مشهور به بی بی و ملقب به مهدعلیا اهل نور مازندران بود و در ایران با وی ازدواج کرد و صاحب شش فرزند شد چهار پسر و دو دختر بنام های میرزا محمد علی غصن أکبر (که حسینعلی بهاء در کتاب عهدی یا وصیت نامه خود پس از عباس وی را به جانشینی برگزید)، میرزا بدیع الله، میرزا علی محمد، میرزا ضیاءالله، سازجیه خانم و صمدیه خانم.

 

    سومین همسر حسینعلی، گوهر خانم اهل کاشان بود که در بغداد با وی ازدواج کرد و از او صاحب دختری بنام فروغیه شد و چهارمین همسر میرزا حسینعلی هم جمالیه خانم نام داشت که دختر خادم مسافرخانه ای در عکا بود که از سیزده سالگی در خانه حسینعلی نوری بعنوان خدمتکار مشغول بکار شد و چون به سن شانزده سالگی رسید، میرزا که خود هفتاد سال از عمرش می گذشت با داشتن سه همسر، او را نیز به همسری خود برگزید تا همانند پدرش در همسران دائمی تساوی را رعایت کرده باشد. اما با کمال تعجب در کتاب أقدس به پیروان فرقه ضاله بهائیت سفارش می کند که بیش از دو همسر در آن واحد برای یک مرد بهائی جایز نیست.

 

    حسینعلی بهاء در کتاب أقدس صفحه 57 سطر 6 می نویسد: «قد کتب علیکم النکاح ایاکم ان تجاوزوا عن الاثنتین والذی اقتنع بواحدة من الإماء استراحت نفسه و نفسها». یعنی خدا چنین امر کرده که بیش از دو زن به همسری نگیرید و اگر کسی به یک زن قناعت کرد، موجبات آسایش خود و همسرش را ایجاد نموده است.


    سوالی که اینجا مطرح می شود این است که اگر تعدد زوجات خوب نیست، چرا خود میرزا مرتکب شد؟ اگر اول نمی دانست و بعداً متوجه ضرر و زیان آن شده، یعنی اول نسبت به بدی آن جاهل بوده است! این چه پیامبری است که اول جاهل است و مرتکب عملی می گردد، اما وقتی عالم به بدی هایش می شود، آن را نه برای خود که برای دیگران منع می کند! به قول معروف رطب خورده منع رطب کی کند؟ کسی که خودش چهار همسر اختیار کرده، نباید آن را برای دیگران منع کند، بخصوص که خودش را پیامبر هم بداند!

 

برای دیدن کتاب رهبران و رهروان، حضرت بهاءالله و کتاب أقدس روی ادامه مطلب کلیک کنید.



موضوع : احکام بهائیّت ,  تناقضات رهبران بهائی , 
ارسال شده در 1399/01/20 ساعت 08:54 توسط بابائی

                                              خلف وعده باب


   بعد از واقعه اجتماع عامّه ناس در مسجد وکیل شیراز و احضار حضرت باب در مسجد و شنیدن خطابه آن حضرت، چندی آن حضرت از معاشرت و رفت و آمد مردم در منزل حاج سید علی خال عزلت اختیار نموده و فقط با عائله ی مبارکه خود بسر می بردند، تا اوّلین عید نوروز بعد از اعلان امر حضرتش فرا رسید.

 

    روز نوروز سال ۱۲۲۴ شمسی مطابق بود با روز دهم ربیع الاوّل سال ١٢٦١ هجری، حضرت باب قبلاً در ضمن توقیعی به پیروان خویش فرموده بودند که پس از سفر مکّه، هیکل مبارک به عتبات تشریف خواهند برد. لذا جمعی از مؤمنین در آن اقلیم منتظر ورود هیکل مبارک بودند‌.

 

    مدّت قلیلی که از نوروز ۱۲۲۴ شمسی سپری شد، توقیعی از حضرت أعلی از طریق بصره برای أحبّائی که در عتبات منتظر بودند، رسید؛ وی در آنجا تصریح فرمودند که آمدن من به عتبات ممکن نیست و به أحباء فرمودند بروند در اصفهان بمانند تا تعلیمات لازمه به آنها برسد. از جمله فرمودند: اگر مصلحت شد شما را به شیراز خواهیم خواست و الّا در اصفهان بمانید تا ارادهء خداوندی بوقوع پیوندد.


    وصول این توقیع منیع که امتحانی شدید برای اهل ایمان بود، اثرات عجیبی در مؤمنین ایجاد کرد. بعضی در این امتحان لغزیدند و گفتند: چطور شد که سید باب به وعدهء خود وفا نکرد؟ آیا این خلف وعده خود را هم به امر خدا می داند؟ عده‌ای از مؤمنین در این امتحان ثابت قدم ماندند و اطاعت أمر مولای خود را فرض و واجب شمرده گوش به اغراض متمرّدین ندادند و حسب الأمر مبارک به طرف اصفهان عزیمت نمودند.


    خلاصه اینکه ثابتین بر أمر مبارک، حسب الأمر حضرت باب از عتبات به اصفهان توجّه نمودند. چون به کنگاور رسیدند، جناب ملّاحسین و برادر و همشیره زاده‌اش را در آنجا ملاقات کردند و خیلی از این ملاقات خوشحال شدند. این سه نفر نیز به کربلا می رفتند که جزء منتظرین باشند و در کنگاور چون از أمر مبارک مطّلع شدند، با سایرین همراه و عازم اصفهان گردیدند. چون نزدیک اصفهان رسیدند، ملاحسین به اصحاب فرمود:

 

    همه یک مرتبه با هم داخل شهر نشوید زیرا موجب خوف اهالی می گردد، هر چند نفر با هم از یک دروازه وارد شوید. پس از ورود به اصفهان، خبر ممنوع بودن حضرت أعلی از ملاقات مؤمنین و مشکلاتی که در شیراز بوقوع پیوسته بود، در اصفهان به اصحاب رسید. بنابراین رفتن آنها به شیراز ممکن بود بر شدّت بلیّات بیفزاید؛ لکن ملاحسین به این اخبار اعتنائی نکرده عازم شیراز شد.

 

    وی مقصود خود را با چند نفر از همراهان در میان نهاد و سپس عبا و عمامه را بیرون آورده و مثل افراد ایل هزارهء خراسان جبّه و کلاه پوشیده و به جانب مدینهء مولای محبوب خویش روانه گشت. هر که او را می دید خیال می کرد از ایل هزاره و مردم قوچان است. برادر و همشیره زاده‌اش نیز با او همراه بودند. جناب ملا حسین چون به دروازهء شهر نزدیک شد، شبانه برادرشان را به شهر فرستادند تا به منزل جناب خال رفته و ورود او را به وسیلهء خال به حضور مبارک عرض کند.


    روز دیگر به او خبر رسید که هنگام غروب آفتاب حاجی میرزا سیّد علی خال در خارج دروازه قرآن منتظر ملاقات او است. باب الباب در ساعت معین به آن نقطه شتافتند و با مصاحبت خال به منزل او رفتند. شب ها حضرت باب به منزل خال تشریف می آوردند و تا طلوع صبح باب الباب در خدمت حضرتش بسر می بردند.


    پس از مدّتی حضرت باب به عدّه ا‌ی از اصحاب که در اصفهان منتظر دستور بودند، اجازه فرمودند که به تدریج عازم شیراز شوند و به آنها دستور فرمودند که نهایت حکمت را مراعات کرده از دروازهء شهر با هم وارد نشوند. پس از ورود به شیراز در کاروانسراها دور از هم منزل کنند و به کاری مشغول شوند مبادا ورودشان جلب نظر اهالی کند و موانعی ایجاد گردد.


    چون مردم مسلمان از ورود ملاحسین به شیراز مطّلع شدند، آشوب و غوغای جدیدی در شهر برپا شد. زیرا می دانستند که ملاحسین از پیروان صمیمی سید باب است و می گفتند: این شخص بار دیگر به شیراز آمده تا بنیان اسلام را متزلزل سازد و شریعت مقدسه را از بنیان براندازد.

 

    لذا از والی فارس خواستند تا آنان را از شهر بیرون کند. از این جهت مشکلات بسیار ایجاد شد و کار بر حضرت باب به اندازه‌ای سخت گردید که به ملاحسین امر فرمودند از راه یزد به خراسان برود. سایر اصحاب را نیز فرمودند که به اصفهان مراجعت نمایند.


دروازه قرآن در دوران قاجار

                                                


http://s7.picofile.com/file/8391915776/%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%B2%D9%87_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86.jpg



موضوع : تاریخچه بهائیت , 
ارسال شده در 1399/01/18 ساعت 08:08 توسط بابائی
کانال "بهائیت شناسی" را در ایتا ملاحظه فرمائید.
                                                                                        
http://s7.picofile.com/file/8381981018/%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D8%A7.jpg
                                                                        

ارسال شده در 1399/01/14 ساعت 08:49 توسط بابائی

                                          انکار قیامت

 

   یکی از پایه ها و اساس همه ادیان الهی، معاد و برانگیخته شدن انسان ها در روز قیامت است چرا که در این دنیا، پاداش و جزای افراد بطور کامل داده نمی شود و نمی تواند داده شود چون محدودیت های عالم ماده اقتضای پاداش کامل در این عالم مُلک را ندارد.

 

   انسان های جنایتکاری همانند صدّام با کشتن قریب به یک میلیون نفر صفحات تاریخ را با ظلم و جنایتش سیاه کرده است، درمقابل آن فقط جزای یک قتل را دریافت نمود وآن هم یک بار کشته شدن بود، اما بقیه جنایات او در این دنیا داده نشد چرا که هر کسی یک بار به دنیا می آید و یک بارهم از دنیا می رود.

 

    همینطور انسان نیکوکار و مومن نیز پاداش کامل اعمالش به او داده نمی شود، چون دنیا و ما فیها پاداش یک عمل حسنه آنها نیست چه رسد به کلّ پاداش اعمال آنان. بنابراین لازمه عدال و حکمت خداوند متعال این است که باید پس از مرگ روز دیگری در میان باشد تا به حساب و کتاب اعمال بندگان الهی بطور کامل رسیدگی شود.

 

    آنچه در فوق گفته شد مربوط به دین مبین اسلام نیست بلکه همه آئین الهی وادیان حَقّه اعم از یهودیت و مسیحیت از چنین روزی سخن رانده اند و یوم قیامت را یکی از اصول اولیه دین خود محسوب داشته اند.

 

    در این میان قرآن کریم بیش از همه کتب آسمانی در باره معاد و رستاخیز و برانگیختن مردگان از قبر و کیفر و پاداش انسان ها و چگونگی بهشت و دوزخ و حساب و میزانی  که در سنجش اعمال بکار خواهد رفت سخن گفته است و نشانه های قیامت را که عبارت است از بهم خوردن نظم این جهان،  گرفتن خورشید، تیرگی ماه، کنده شدن کرات از جای خود، زلزله سخت زمین، فرو ریختن ستاره ها و... در قرآن کریم مانند سوره مبارکه شمس بیان نموده است، تا حدی که مفسرین قریب یک سوم آیات قرآن کریم را مربوط به قیامت و معاد دانسته اند.


    خداوند متعال در قرآن مجید مانند سوره مبارکه واقعه آیات شریفه 47 تا 50 می فرماید: «و کانوا یقولون أئِذا متنا و کنا تراباً و عظاماً أءِنا لمبعوثون. اوآباونا الأولون. قل إن الأولین و الآخرین. لمجموعون إلی میقات یوم معلوم». دوزخیان می گویند آیا ما پس از مردن و خاک شدن دوباره برانگیخته می شویم؟ و آیا پدران گذشته ما محشور می شوند؟ بگو که همه مردم از گذشتگان و آیندگان در وقت معلوم و روز موعود در صحرای محشر جمع خواهند شد. در منابع روائی ما نیز آمده است که هر کس ضروری دین را نپذیرد و انکار کند، از قلمرو دین خارج است.


    مدعیان حُقه امثال رهبران فرقه ضالّه بابیت و بهائیت به پیروان خویش چنین القا می کنند که با مرگ انسان ها همه چیز به پایان می رسد و کتاب زندگی آنان بسته می شود و چیزی به نام رستاخیز قیامت و زنده شدن انسان ها بعد از مرگ وجود ندارد. در واقع این همان عقیده ماتریالیست هاست که مرگ را فنا و نابودی دانسته و به حیات پس از مرگ اعتقادی ندارند. در حقیقت می شود گفت که آنان در این عقیده با زنادقه مشترکند.


   علی محمد شیرازی مؤسس فرقه بابیه و مدعی بابیت و قائمیت و میرزا حسینعلی نوری مؤسس فرقه بهائیت برخلاف تعالیم الهی و گفته های انبیاء و پیامبران در مورد معاد و زنده شدن انسان ها پس از مرگ را باور نداشته می گویند قیامت یعنی قیام مظهر امر(ظهورپیامبر)، و مردم بعد از ظهور هر پیامبری دو دسته می شوند یا به او ایمان می آورند و یا کفر می ورزند. آنهائی که ایمان آوردند در ناز و نعمت بسر می برند و خوشحال هستند و آن دسته از کسانی که به پیامبر خویش ایمان نیاوردند، در کفر خود معذبند.


    مدعیان دروغین در عین اینکه منکر قیامت و رستاخیز هستند، با کمال جهل و نادانی اظهار می دارند احدی از شیعیان حتی بزرگان و دانشمندان اسلام و تمام مفسرین قرآن نیز تا کنون معنای قیامت را نفهمیده و کسی از جهان پس از مرگ اطلاعی ندارد.


    علی محمد باب در کتاب بیان فارسی، باب هفتم از واحد دوم، صفحه 30 سطر 8 در باره روز قیامت می گوید: «مراد از یوم قیامت یوم ظهور شجره حقیقت است و مشاهده نمی‌شود که احدی از شیعه یوم قیامت را فهمیده باشد. بلکه همه موهوماً امری را توهّم نموده که عندالله حقیقت ندارد؛ و آنچه عندالله و عند عرف اهل حقیقت مقصود از یوم قیامت است اینست که از وقت ظهور شجره حقیقت در هر زمان بهر اسم الی حین غروب آن یوم قیامت است. مثلاً از یوم بعثت عیسی تا یوم عروج آن، قیامت موسی بود که ظهورالله (حضرت عیسی) در آن زمان ظاهر بود به ظهور آن حقیقت که جزا داد هرکس مؤمن به موسی بود بقول خود و هر کس مؤمن نبود جزا داد بقول خود. زیرا که ما شهدالله در آن زمان ما شهد الله فی الإنجیل بود؛ و بعد از یوم بعثت رسول الله تا یوم عروج آن (حضرت)، قیامت عیسی بود که شجره حقیقت (پیامبر اسلام) ظاهر شده در هیکل محمدیّه و جزا داد هر کس که مؤمن به عیسی بود و عذاب فرمود بقول خود هر کس که مؤمن به آن نبود؛ و از حین ظهور شجره بیان (علی محمد باب) الی ما یغرب (فوت باب) قیامت رسول الله هست که در قرآن خداوند وعده فرموده (است)».

 

    مدعی بابیت و مهدویت تمام آیات قرآن کریم که مربوط به قیامت، بعث و حشر، بهشت و دوزخ و کیفر و پاداش است را تأویل نموده می گوید: قیامت یعنی ظهور پیامبر جدید همانطور که با ظهور حضرت عیسی قیامت پیروان حضرت موسی شروع شد و با ظهور پیامبر اسلام قیامت پیروان حضرت عیسی شروع شد و ­با آمدن من قیامت اسلام نیز شروع شد و تا وقتی من زنده هستم، قیامت اسلام باقیست. آن روزی که  من از دنیا رفتم، قیامت اسلام نیز به پایان می رسد. با این حساب آنچه خداوند متعال در باره بهشت و اوصاف بهشتیان در قرآن مجید (مانند سوره مبارکه الرحمن) بیان فرموده یا در مورد عذاب دوزخیان بیان فرموده، تمام این حرف ها کشک بوده و مطلقا از این خبرها نیست.


برای دیدن کتاب بیان روی ادامه مطلب کلیک کنید.



موضوع : اعتقادات بهائیان , 
ارسال شده در 1399/01/9 ساعت 08:35 توسط بابائی
تناقضات حسینعلی بهاء در مورد نسخ کتاب بیان

[https://www.aparat.com/v/H6mRT]


موضوع : فیلم ,  تناقضات رهبران بهائی , 
ارسال شده در 1399/01/4 ساعت 08:32 توسط بابائی
عبدالبهاء پیشوای دوم فرقه ضالّه بهائیت در حیفا (فلسطین)
                                                                                     
http://s6.picofile.com/file/8389730484/%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%A1_%D9%88_%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4.jpg


موضوع : تصاویر رهبران بهائی , 


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic