بهائیت شناسی " بسم الله الرّحمن الرّحیم " اینجانب تلاش می کنم با استفاده از کتابهای رهبران بهائی، احکام، اعتقادات و تناقضات حسینعلی بهاء، عبدالبهاء و شوقی را از کتاب های آنها استخراخ نموده با سند و مدرک در اختیار این فرقه گمراه قرار دهم تا حقیقت بر آنان روشن گشته، به آغوش اسلام باز گردند. وَ السّلَامُ عَلَی مَن اِتَّبَعَ الهُدَی. « بابائی » tag:http://baha9.mihanblog.com 2020-03-31T13:35:49+01:00 mihanblog.com نسخ بیان 2020-03-28T04:05:54+01:00 2020-03-28T04:05:54+01:00 tag:http://baha9.mihanblog.com/post/842 بابائی تناقضات حسینعلی بهاء در مورد نسخ کتاب بیان[https://www.aparat.com/v/H6mRT] تناقضات حسینعلی بهاء در مورد نسخ کتاب بیان

[https://www.aparat.com/v/H6mRT]
]]>
تصاویر رهبران بهائی - 77 2020-03-23T04:02:56+01:00 2020-03-23T04:02:56+01:00 tag:http://baha9.mihanblog.com/post/839 بابائی عبدالبهاء پیشوای دوم فرقه ضالّه بهائیت در حیفا (فلسطین)                                                                        & عبدالبهاء پیشوای دوم فرقه ضالّه بهائیت در حیفا (فلسطین)
                                                                                     
http://s6.picofile.com/file/8389730484/%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%A1_%D9%88_%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4.jpg
]]>
مقالات بهائیت - 64 2020-03-18T05:11:44+01:00 2020-03-18T05:11:44+01:00 tag:http://baha9.mihanblog.com/post/841 بابائی                                  نو بهائی ها و نو کشمیری ها 1   - برای انگلیس و آمریکا و اسرائیل چه فرقی می‌کند مأمورانش طاهره قرة العین‌ها باشند یا اشرف پهلوی‌ها، پری‌ بلنده‌های کودتای 28 مرداد 32 و شیرین عبادی‌های کشف حجاب کرده روزگار ما باشند و یا ساندویچ خورهای سال 88 و کشف حجابی‌های مدل


                                 نو بهائی ها و نو کشمیری ها


1  
- برای انگلیس و آمریکا و اسرائیل چه فرقی می‌کند مأمورانش طاهره قرة العین‌ها باشند یا اشرف پهلوی‌ها، پری‌ بلنده‌های کودتای 28 مرداد 32 و شیرین عبادی‌های کشف حجاب کرده روزگار ما باشند و یا ساندویچ خورهای سال 88 و کشف حجابی‌های مدل 94. معدل که بگیری از این بد کاره‌های سیاسی از دلش بی‌غیرتی و بی‌وطنی در‌ می‌آید. برای انگلیس چه فرقی می‌کند از فرخ نگهدار و نوری‌زاده پذیرایی کند یا از مهاجرانی و کدیور و شبه اصلاح‌ طلبان جدید. برای جریان استعمار خیلی تفاوت نمی‌کند که وهابیت را در میان سنی‌ها راه بیندازد و بعد به نسخه القاعده و داعش ارتقا دهد یا بابیت و بهائیت را در ایران شیعه تأسیس کند و سپس به انجمن حجتیه و اسلام نهضت آزادی و سروش و خاتمی و کدیور توسعه دهد تا آن جا که یکی مثل سروش مدعی شعر بودن نبوت شود!

 
2   
- اگر کلاهی و کشمیری کار ویژه ترور فیزیکی داشتند، «نوکشمیری»ها کارهای پیچیده‌تری باید انجام دهند و اگر بهائیت در سده پیش از انقلاب اسلامی یک مأموریت داشته، «نوبهائی»ها مأموریت به روز رسانی شده‌ای دارند که باید در نقشه بزرگ مقابله با انقلاب و جمهوری اسلامی دیده شود. بنابراین بی خود نیست در حالی که واقعیت فتنه 88 هر روز بیشتر آشکار می‌گردد و کار به حرمت‌شکنی بی‌سابقه روز عاشورا رسیده بود، میرحسین موسوی آفتابی ‌شد و بازداشتی‌های عضو شبکه انگلیسی _ صهیونیستی بهائیت را «مردمان خداجو« نامید. نه این اظهار نظر تصادفی بود، نه آن سخنان مدیر کل مطبوعات داخلی دولت اصلاحات که گفت: «ب
هائیان باید بتوانند در انتخابات نامزد شوند» و «اغلب اصلاح‌طلبان، برخلاف سال های اول انقلاب دیگر علاقه‌ای به آقای خمینی ندارند» و نه عضو حزب کارگزاران سازندگی با یکی از سران بازداشتی باند فرقه ضاله بهائیت.


3   - خانم کذا به سادگی آب خوردن آمریکا و انگلیس می‌رود. خبرنگار شبکه بی‌بی‌سی فارسی بر سر موضوع ویزا با آمریکا به مشکل برمی‌خورد اما این خانم نه. درست چند روز قبل از انتخابات عازم سفر آمریکا می‌شود. که چه؟ فکر بد نکنید. شاید هوس ساندویچ مک‌دونالد کرده است. و مرداد 91 به سادگی آب خوردن عازم انگلیس می‌شود. چنانچه خودش می‌گوید: «می‌روم تا مسابقات المپیک را ببینم» اما وکیل او به باشگاه خبرنگاران می‌گوید: «این یک سفر خانوادگی است و خانم ...رفته تا به فرزندش که در انگلیس مشغول تحصیل است سر بزند». دری به تخته می‌خورد برادرش هم چند سال به بهانه سرکشی به فلان مجموعه دانشگاه بهمان، سر از لندن در می‌آورد اما بعدها خبرهائی منتشر می‌شود حاکی از اینکه همین جناب پیگیر تشدید تحریم‌ها علیه ایران به عنوان سوخت فتنه سبز بوده است. روزنامه شرق (31 مرداد 94) به همین خانم می‌گوید: دوره اصلاحات در انگلیس چه می‌کردی؟ می‌گوید: «در انتخابات مجلس ششم رأی نیاوردم، فرصت خوبی بود تا زبان انگلیسی یاد بگیرم. فکر کردم بروم انگلیس تا زبانم تقویت شود. یک سال و نیم رفتم بیرمنگام. با پسرم رفتم. دختر و همسرم هم می‌آمدند و می‌رفتند «.تقویت زبان انگلیسی با یک سال و نیم اقامت در انگلیس، انگار که شما تا سر کوچه‌تان بروید و برگردید!


4    - این تعابیر از مولی الموحدین امیر المؤمنین علیه‌ الصلاة و السّلام است: «از جایگاه‌های تهمت و مجالسی که گمان بد به آن می‌رود. بپرهیز؛ چرا که هم‌نشین بد، هم نشین خود را تغییر می‌دهد». «هم نشینی خوبان، اشرار را به خوبان ملحق می‌کند و هم‌نشینی خوبان با فاجران، آنها را به فاجران می‌رساند. پس اگر وضعیت کسی بر شما مبهم است و از دین او آگاه نیستید، به دوستان و هم‌نشینان او نگاه کنید، اگر با دوستان خدا هم‌نشین است، او را از مؤمن بدانید و اگر با دشمنان حق هم‌نشین است، هیچ بهره‌ای از دین خدا ندارد» و «هرکس خود را در موضع تهمت قرار دهد (و متهم شود) نباید کسی را جز خود سرزنش کند». یا به تعبیر امام صادق علیه‌ السلام «سزاوارترین مردم به تهمت کسی است که با متهمان هم‌نشینی کند».

 

    به ویژه در طول دو دهه اخیر با جماعتی روبرو هستیم که هم‌نشینی با فاسقان و فاجران و جفاپیشگان و خیانتکاران در حق اسلام و انقلاب و ایران تبدیل به خط مشی آنها شده است؛ ابتدا دزدکی و با تأئید و تکذیب و انکار و به تدریج؛ هم‌پیمانی آشکار سیاسی و فرهنگی و اقتصادی. نهضت آزادی کجا (که امام خمینی ره فرمود: اگر سرکار می‌ماندند سیلی به اسلام و قرآن می‌زدند که کشور تا قرن‌ها سربلند نمی‌کرد) و برخی مدعیان خط امام که تدریجاً مدعی اصلاح‌طلبی و اعتدال شدند کجا؟! ادعای ارادت به امام کجا و دوستی با متهم‌کنندگان حاج سید احمد آقا ره کجا؟ مدعی دوستی با امام کجا و پیوند با دشمنان ولایت فقیه کجا؟ ادعای اسلام و انقلاب کجا و پیوند دامنه‌دار با طیفی از عناصر چپ و راست گروهکی کجا؟ در اینجا نه با یک اتفاق بلکه با فساد و افساد سازمان یافته روبرو هستیم که حرف اول آن را بی‌غیرتی و خودفروشی و دین‌فروشی و وطن‌فروشی می‌زند. شاید فلان خانم نامزد حتی بی‌خبر باشد که کجای بازی بی‌غیرتی است؟ اما آنها که عکس کشف حجاب وی در یک جمع عمومی در خارج کشور در حضور مرد نامحرم را دسترسی دارند چرا همین عکس حرمت‌ شکنانه را تا پس از انتخابات نگه می‌دارند و بعد به خیال اینکه او به مجلس راه یافته و نمی‌شود مانع رفتنش به مجلس شد، منتشر می‌کنند؟ آیا این بخشی از پروژه قداست‌زدائی و قبح‌ شکنی نقض احکام مسلم اسلامی نیست؟


5  
- در ماجرای دیدار اخیر عضو مرکزیت حزب کارگزاران سازندگی با یکی از سران شبکه صهیونیستی بهائیت، آقای هاشمی رفسنجانی در اظهار نظری (خطی و نه بیشتر) گفت «فائزه اشتباه بدی کرده و باید آن را تصحیح و جبران کند». او هم پاسخ داد اشتباهی نکرده‌ام و پشیمان نیستم! «فرقه ضاله بهائیت یک فرقه استعمار ساخته و منحرف است که همیشه با همین انحراف شناخته شده و ما همیشه از این فرقه تبری جسته و می‌جوییم». اکنون مجال آن نیست که بپرسیم پس چگونه این فرقه استعماری ضاله با سران فتنه سبز در یک پروژه مشترک به هم رسیدند و کدام «سنخیت» علت آن «تجانس» شد؟ اما می‌توان پرسید که آیا اکنون زمان اعلام برائت از بهائیت است که آوازه نحوست و نجاست، خباثت و خیانت و جنایت‌های آن عالمگیر است یا وقت اعلام برائت از پیوند خوردگان ارگانیک با بهائیت؟


   آیا امثال محسن کدیور و فاضل میبدی و مجمع محققین و مدرسین حوزه و برخی اعضای باند مهدی هاشمی در دفتر آقای منتظری نبودند که گام اول برای تبرئه بهائیت و تراشیدن حقوق و امنیت برای این شبکه اصالتاً جاسوس و تحریف‌گر دین را برداشتند و برخی از همان‌ها از تل‌آویو و لندن سردر آوردند؟ اگر بهائیت منکر خاتمیت و مهدویت است مگر نه اینکه آقای سروش به انکار رسالت پیامبر اعظم (ص) پرداخت و هم‌ مسلکانش منکر وجود امام عصر (عج) شدند؟ و آیا همین جماعت در لندن اتاق فکر جنبش سبز را راه‌اندازی نکردند؟ «بهائیت یک فرقه ضاله و استعمار ساخته است». همین و تمام؟! باید بررسی کرد که اگر کشمیری‌ها و کلاهی‌ها و زهره عطریانفرها و فهیمه اروانی‌های سازمان تروریستی منافقین (که این روزها صحبت تعقیب آنهاست)، بهشتی و باهنر و رجائی را ترور کردند، نوکشمیری‌ها و نوبهائی‌ها و نوحجتیه‌ای‌ها دقیقاً مشغول چه کاری هستند، از کدام مراکز حساس سربازگیری کرده‌اند و کدام نقشه‌ها را عملیاتی می‌کنند؟


6    - خداوند به اندوخته معارف حضرت آیت‌الله جوادی آملی دام‌ظله برکت دهد. ایشان کسی نیست که به سادگی قضاوت کند یا حکم و هشدار دهد. باید احساس خطر کرد وقتی ایشان در دیدار با آقای عارف هشدار صریح می‌دهد: «در فرهنگ قرآنی غیرت را سه عنصر معرفت، هویت و غیر زدائی تشکیل می‌دهند؛ غیر زدائی به این معنا است که اجازه ندهیم بیگانه به حریم ما نفوذ کند و خودمان هم در کار دیگران تجسس نکنیم. بیگانه را در حریم خود راه دادن و وارد حریم غیر شدن با غیرت سازگار نیست. کشور غنی و برخوردار از نعمات و مواهب الهی است، با وجود این همه منابع غنی در داخل کشور، واردات برخی کالاها که در کشور امکان تولید آن وجود دارد، دلیلی جز سوء مدیریت و در برخی موارد بی‌غیرتی ندارد... کسانی که راه نفوذ بیگانگان را در فضای اقتصادی و یا سیاسی به روی کشور می‌گشایند، از غیرت اقتصادی و یا سیاسی برخوردار نبوده و دیوث هستند«

   

    اکنون سؤال مهم که به همه ارادتمندان اسلام و انقلاب بلکه حتی دوستداران وطن برمی‌گردد این است: با جریان بی‌غیرت فرهنگی، سیاسی و اقتصادی که مشغول شبکه‌ سازی و حزب‌ سازی و سرمایه‌ اندوزی است، چه باید کرد؟ یعنی همین که ما جزو آن بی‌غیرت‌ها نباشیم و عملگی‌شان را نکنیم (که متأسفانه برخی رجال غفلت می‌کنند) کافی است یا اینکه همه صاحبان غیرت انقلاب و اسلام و کشور، مسئولیتی بزرگ متوجهشان است که به سینه بی‌غیرت‌ها بکوبند و مانع انتقال عفونت آنها به جامعه و سیاست و مدیریت و فرهنگ و اقتصاد شوند؟ شاید یک مفهوم انقلابی بودن و انقلابی ماندن که طی 7-8 ماه اخیر از سوی رهبر معظم انقلاب مورد تأکید قرار می‌گیرد و سخنان آیت‌الله جوادی آملی نیز در تداوم آن است، همین مسئله است.


7    - وقوع برخی اتفاقات ضد فرهنگی و ضد ارزشی در ماه‌های أخیر که چند مورد آن ذکر شد، فرع بر واقعیت مهمتری است و آن اینکه در میانه یک جنگ فرهنگی، سیاسی و اقتصادی تمام عیار با دشمنان تاریخی ملت ایران هستیم. حمیت، در وسط میدان بودن، تشخیص مسئولیت مواجهه با هجوم ناتوی فرهنگی _ سیاسی دشمن و اقدام و عمل به هنگام، همان مسئولیت بزرگی است که از قاطبه دل سپردگان به اسلام و انقلاب (فارغ از تقسیم‌ بندی‌های مبتذل و نارسای سیاسی) انتظار می‌رود. امیر المؤمنین سلام الله علیه چندین جا تصریح می‌کنند که هر کس به مسئولیت جهاد و امر به معروف و نهی از منکر) در سلسله مراتب قلب و زبان و دست) عمل نکند، «مرده‌ای میان زندگان» و کسی است که فضیلت‌ها و رذیلت‌ها (شخصیت) در او زیر و رو شده و بالای او جای پائینش و پائین او جای بالای وی نشسته است. (فمن لم یعرف بقلبه معروف و لم ینکر منکرا، قُلِبَ فَجُعِلَ أعلاه أسفله و أسفله أعلاه. کلمه قصار 375 نهج‌البلاغه). اسلام، باغیرت بی‌طرف و بی‌تفاوت را سراغ ندارد و به رسمیت نمی‌شناسد.


8   - اقدام و عمل را باید در تراز فهم امیر المؤمنین علیه السّلام شناخت و انجام داد که مدام می‌فرمود: «قلت لکم اُغزوهم قبل ان یُغزوکم... یُغار علیکم و لا تُغیرون، و تُغزون و لاتَغزون ... به شما گفتم با دشمنان بجنگید پیش از آن که با شما بجنگند، به شما حمله می‌کنند و می‌جنگند اما شما حمله نمی‌کنید» (خطبه 27 نهج البلاغه) و «برای شما نقشه می‌کشند اما نقشه نمی‌کشید و مرزهای شما را در می‌نوردند اما ناراحت نمی‌شوید. چشم از شما بر نمی‌دارند و در غفلت غوطه‌ورید» (خطبه 34). گویا خطاب آن حضرت در بحبوحه نبرد صفین خطاب به ما هم هست: «از جا کنده شدن و فرار شما را دیدم. فرومایگانی گمنام و بادیه‌نشینان از شام شما را عقب می‌راندند در حالی که شما از بزرگان و سرشناسان و شرافتمندان پیشرو هستید... و لقد شَفی و حاوَحَ صدری أن رأیتکم بأخرة تحوزونهم کما حازوکم... و همانا سوز سینه فرو نشست آن هنگام که دیدم آنان را هزیمت دادید و صفهایشان را در هم شکستید و راندید همانگونه که شما را رانده بودند...» (خطبه 106نهج البلاغه) دشمن بی‌محابا به میدان آمده است. منظور، آدم‌های دم دستی و تفاله‌های سیاسی و فرهنگی غیر قابل بازیافت نیستند. مقصود دیدن آن اتاق فرماندهی دشمنان است که صف‌آرائی و نقشه‌ چینی می‌کند. اگر منطق «اِرمِ ببصرک أقصی القوم، عمق سپاه دشمن را ببین» حق است که همین هم هست، باید فهمید دشمن مشغول کدام طراحی و عملیات است و بی‌معطلی و رودربایستی به میانه میدان آمد. مرز «مروت» و ناجوانمردی و بی‌غیرتی، همین بودن یا نبودن امروز در میانه میدان است.


فائزه رفسنجانی در بین دوستان بهائی اش

                                                                               
http://s7.picofile.com/file/8390335492/%D9%81%D8%A7%D8%A6%D8%B2%D9%87.jpg

]]>
ادعاهای بهاءالله - 39 2020-03-14T04:59:09+01:00 2020-03-14T04:59:09+01:00 tag:http://baha9.mihanblog.com/post/836 بابائی                                        ریمی ریم رم       هر کدام از انبیای الهی که زندگی آنان مورد مطالعه قرار گیرد، برای خواننده ثابت می گردد که آنان قبل از بعثتشان فردی راستگو، مورد قبول عموم مردم و مورد اعتماد آنان بوده و همچنین در کارشان انسان های خداترسی بودن

                                       ریمی ریم رم

 

    هر کدام از انبیای الهی که زندگی آنان مورد مطالعه قرار گیرد، برای خواننده ثابت می گردد که آنان قبل از بعثتشان فردی راستگو، مورد قبول عموم مردم و مورد اعتماد آنان بوده و همچنین در کارشان انسان های خداترسی بودند که جز بندگی خدا و اعتقاد به قیامت و رفاه زندگی مردم در زندگی آنان نمود نداشت و خداوند نیز چنین انسان های صادق، امین و دلسوز را برای هدایت انسان ها برگزید.

 

    در این میان اما کسانی بودند که جز به فکر منفعت خویش به چیز دیگری فکر نمی کردند و اینان نه تنها ادعاهای متعدد و متضادی داشتند، بلکه دائماً در صدد بودند تا در وحله اول منافع مادی خود و خانوادشان را مد نظر قرار دهند و از عوام الناس در جهت مطامع دنیوی بیگاری بکشند.


    یکی از این مدعیان حُقه میرزا حسینعلی نوری مازندرانی ملقب به بهاءالله می باشد که ادعاهای خویش را از من یظهره اللهی کتاب بیان علی محمد شیرازی (باب)، رجعت حضرت عیسی و امام حسین علیه السلام گرفته تا ادعای نبوت و الوهیت به پیش برده است و پیروان گمراه او نیز نسبت به وی چنین ادعائی را قائل بوده و پذیرفته بودند.

 

   فضل الله صبحی از منشیان مخصوص عبدالبهاء که مدت 12 سال نزد وی مشغول بکار بود و بعد از مرگ عبدالبهاء و روی کار آمدن شوقی بخاطر شناخت کامل از رهبر جدید بهائیان و انحراف وی از این فرقه بیزاری جست و به دامان پاک اسلام روی آورد و کتاب هائی در این زمینه به رشته تحریر در آورد که یکی از آنها پیام پدر می باشد. وی در این کتاب به مناسبتی در مورد میرزا عنایت علی آبادی بهائی چنین می نویسد:

    «روزی میرزا عنایت به پیشگاه بهاء رفت و با آنکه می بایستی چون دیگران در نزد او فروتن و خاموش باشد، گستاخی کرد و این (شعر) را خواند:

ای بار خدائی که خدائی ست ترا کم        آنان که خدایند تو را بنده محکم

حالا که چنین است من بندهء بی غم       گاهی ریمی ریم ریم کنم و گه ریمی ریم رم

    بهاء خنده اش گرفت و دیگران که نزدش بودند لب گزه رفتند. بهاء گفت: میرزا عنایت چه می خواهی بگوئی؟ ریمی ریم رم چیست؟ گفت: می خواهم بگویم که از شکوه و بزرگی خدائی تو من رم می کنم».

 

    کاربران نکته سنج و  دقیق ملاحظه می فرمائید که مسئله خدائی میرزا حسینعلی نوری مازندرانی موضوع جا افتاده ای در بین بهائیان بود و آنان میرزا حسینعلی را خدای خود می دانستند بگونه ای که آن را در همه جا مخصوصاً نزد خود میرزا بیان می کردند و او نه تنها آنان را از این کار منع نکرد، بلکه برای تأئید کلامشان به چهره أغنام (پیروان حسینعلی بهاء) تبسم می کرد و می خندید!

 

برای دیدن کتاب پیام پدر روی ادامه مطلب کلیک کنید.

]]>
کانال پیام رسان 2020-03-09T04:37:35+01:00 2020-03-09T04:37:35+01:00 tag:http://baha9.mihanblog.com/post/838 بابائی کانال بهائیت شناسی را در ایتا تجربه کنید.                                                       eitaa.com/Baha9_ir کانال بهائیت شناسی را در ایتا تجربه کنید.
                                                      
http://s7.picofile.com/file/8381981018/%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D8%A7.jpg
eitaa.com/Baha9_ir
]]>
کتب ردیه بهائی- 68 2020-03-05T04:44:12+01:00 2020-03-05T04:44:12+01:00 tag:http://baha9.mihanblog.com/post/837 بابائی نام کتاب: چگونه بهائیت پدید آمد؟مؤلف: نورالدّین چهاردهی برای دریافت کتاب روی دریافت کلیک کنید. نام کتاب: چگونه بهائیت پدید آمد؟

مؤلف: نورالدّین چهاردهی

برای دریافت کتاب روی دریافت کلیک کنید.


download
]]>
نقد تعالیم دوازده گانه - 5 2020-03-01T04:57:33+01:00 2020-03-01T04:57:33+01:00 tag:http://baha9.mihanblog.com/post/835 بابائی                                       نقض تحرّی حقیقت   رهبران فرقه ضاله بهائیت با وجود اینکه تأکید بسیار زیادی بر نو و جدید بودن تعالیم دوازده گاه خویش خصوصاً تحری حقیقت بعنوان بهترین آوردگاه خود اعلام می کنند، اما این اصل مهم در آثار و گفته­ های خودشان و همچنین در احکامی که برای اغنام ا

                                      نقض تحرّی حقیقت


   رهبران فرقه ضاله بهائیت با وجود اینکه تأکید بسیار زیادی بر نو و جدید بودن تعالیم دوازده گاه خویش خصوصاً تحری حقیقت بعنوان بهترین آوردگاه خود اعلام می کنند، اما این اصل مهم در آثار و گفته­ های خودشان و همچنین در احکامی که برای اغنام الله وضع نموده اند، اصلاً جایگاهی ندارد، با مطالعه آثار رهبران فرقه در کمال تعجب شاهد تناقضات فراوانی در این زمینه هستیم که طی روزها و ماه های آینده به سمع و نظر شما کاربران محترم گذاشته می شود. اما به عنوان نمونه به یکی از این تناقضات فرقه ضاله اشاره می کنیم.


    عباس عبدالبهاء در کتاب الواح وصایای خود صفحه 12 و 13 می­ گوید: «ایادی امراللّه (جانشینان ما) باید بیدار باشند به محض اینکه نفسی بنای اعتراض و مخالفت با ولی امرالله گذاشت، فوراً آن شخص را اخراج از اهل بها نمایند و ابداً بهانه ئی از او قبول ننمایند چه بسیار که باطل محض به صورت خیر در آید تا القای شبهات کند».


    اگر تحری حقیقت راه وصول به حقیقت و واقعیت است، همانطور که خود عبدالبهاء و پدرش میرزا حسینعلی نوری بیان نموده اند، حتماً در ابتدای راه شبهاتی برای شخص متحرّی پیش می آید که باید رهبرانش آن را حل و فصل نمایند. اگر کسی به صرف داشتن سؤال یا ارائه شبهه ای مرتد شناخته شود، چگونه راه وصول به حق را پیدا کرده آن را طی نماید؟ زیرا مقدمه رسیدن به حق، وجود شک و شبهه و بدنبال آن تحقیق و جستجو و رسیدن به حقیقت است. ضمن اینکه این سخن عبدالبهاء یک تهدیدی برای تک تک بهائیان است تا کسی با وصول به حق و بطلان بهائیت، از ترس اخراج از جمع بهائیان و خانواده اش، به دنبال حقیقت نرود.


   در واقع رهبر دوم فرقه ضالّه بهائیت با کهولت سنش نفهمیده کسی که مسبت به مسئله یا حکمی اعتراض می کند، شاید واقعاً قصدش تحری حقیقت است و می خواهد با یقین و خاطر جمع به آن ایمان آورد. پس چرا هر کسی که بنای اعتراض و مخالفت با ولی امرالله را گذاشت، باید فوراً او را از جمع اهل بها اخراج کرد و هیچ توجیهی را از او قبول نکرد؟ آیا مصداق تحری حقیقت بستن راه تحقیق و تفحص بر حقیقت جو و جلوگیری از پرسش و اعتراض است؟


برای دیدن کتاب الواح وصایا روی ادامه مطلب کلیک کنید.

]]>
تحصیلات حسینعلی بهاء - 37 2020-02-26T05:09:19+01:00 2020-02-26T05:09:19+01:00 tag:http://baha9.mihanblog.com/post/834 بابائی                                 بهاء و خط شکسته نستعلیق       با مطالعه کتاب های پیروان فرقه ضاله بهائیت به نکاتی برمی خوریم که مؤلف آن کتاب بی اختیار مطالبی را بیان کرده که دانش پژوه مطمئن است که نویسنده قطعاً فکر نمی کرد این جمله بر خلاف معتقدات و باورهای آنان باشد. از جمله این مطلب، تحصیل میرزا

                                بهاء و خط شکسته نستعلیق

 

    با مطالعه کتاب های پیروان فرقه ضاله بهائیت به نکاتی برمی خوریم که مؤلف آن کتاب بی اختیار مطالبی را بیان کرده که دانش پژوه مطمئن است که نویسنده قطعاً فکر نمی کرد این جمله بر خلاف معتقدات و باورهای آنان باشد. از جمله این مطلب، تحصیل میرزا حسینعلی نوری مؤسس و پیامبر خود خوانده بهائیت است.

 

    عبدالحمید اشراق خاوری از مؤلفین این فرقه در کتاب تلخیص تاریخ نبیل زرندی صفحه 84 و 85 به نقل از ملاحسین بشرویه ای می نویسد: «... در مسافرت به تهران در مدرسه میرزا صالح معروف به مدرسه پامنار در گفتگوئی که با ملامحمد معلم نوری داشت، از او در مورد فامیل میرزا بزرگ نوری (پدر حسینعلی نوری) و از فرزندان او پرسید، ملا محمد در جواب گفت: در میان پسران او یکی از همه ممتازتر و در رفتار شبیه پدرش است... اسم مبارکش حسینعلی است. خط شکسته نستعلیق را خوب می نویسد».

 

   کاربران نکته سنج و دقیق، این مواردی که از لابلای کتاب های رهبران و پیروان این فرقه گمراه در مورد تحصیلات میرزا حسینعلی مازندرانی می بینید، که مؤلف آن با اشاره ای از آن عبور کرده، جای هیچ شک و شبهه برای احدی باقی نمی گذارد که رهبر فرقه ضاله بهائیت در دوران کودکی و نوجوانی سواد خواندن و نوشتن را در مکتب خانه ها کسب نموده و با تمرین و پشتکار فراوان خط نستعلیق را همانند پدرش به خوبی رسم می کرد.

 

برای دیدن کتاب تلخیص تاریخ نبیل روی ادامه مطلب کلیک کنید.

]]>
تحصیلات باب - 14 2020-02-20T04:50:16+01:00 2020-02-20T04:50:16+01:00 tag:http://baha9.mihanblog.com/post/833 بابائی                                     تحصیل باب تا سیزده سالگی     از اموری که به روشنی بر این مطلب صحه می گذارد که رهبر فرقه ضاله بابیت علی محمد شیرازی در سنین کودکی در مکتب خانه به کسب علم و دانش مشغول گردید و چند سال نیز در آن مکتب رفت و آمد داشت، این است که کتب پیروان این فرقه بر این موضوع گواهی می دهد.   &nbsp

                                    تحصیل باب تا سیزده سالگی


    از اموری که به روشنی بر این مطلب صحه می گذارد که رهبر فرقه ضاله بابیت علی محمد شیرازی در سنین کودکی در مکتب خانه به کسب علم و دانش مشغول گردید و چند سال نیز در آن مکتب رفت و آمد داشت، این است که کتب پیروان این فرقه بر این موضوع گواهی می دهد.

 

    ویلیام هاچر و دوگلاس مارتین کتاب را به رشته تحریر درآوردذند به نام دیانت بهائی که پریوش سمندری (خوشبین) و روح الله خوشبین آن را به فارسی ترجمه کردند. این دو مؤلف در صفحه 19 سطر 4 می نویسند: «اگر چه ایشان (علی محمد باب) فقط مقدمات خواندن و نوشتن را که معمول اقلیت مختصری از ایرانیان بود و اکثریت مردم از این مقدار تحصیل نیز محروم بودند، فراگرفتند... حضرت باب مدرسه را قبل از وصول به سن سیزده سالگی ترک فرمودند».

 

    ملاحظه می فرمائید با آن همه تلاشی که فرقه ضاله بهائیت در امّی نشان دادن رهبران خود دارد، اما این حقیقت همانند خورشیدی که هیچگاه پشت ابر مخفی نخواهد ماند، خود را بروز داد و پیروان این مکتب و آئین من درآوردی نیز به آن تصریح می کنند که علی محمد شیرازی مثل حسینعلی نوری در سنین کودکی و نوجوانی همانند دیگر کودکان این مرز و بوم به مکتب رفت و مقدمات خواندن و نوشتن را فراگرفتند و تا سن سیزده سالگی نیز به مدرسه و مکتب رفتن پایبند بود.

 

برای دیدن کتاب دیانت بهائی روی ادامه مطلب کلیک کنید.

]]>
تناقضات رهبران بهائی - 58 2020-02-15T05:19:28+01:00 2020-02-15T05:19:28+01:00 tag:http://baha9.mihanblog.com/post/826 بابائی                                  حرف های زشت شوقی ربانی       اعضای فرقه ضاله بهائیت بنابر دستور رهبران بهائی موظف به رعایت ظواهر و حُسن برخورد با دیگران هستند چرا که میرزا حسینعلی نوری پیامبر خود خوانده بهائیان و فرزندش عبدالبهاء به پیروان خود امر کردند با مردم به نیکی رفتار کنند هرچند خود ح

                                 حرف های زشت شوقی ربانی

 

    اعضای فرقه ضاله بهائیت بنابر دستور رهبران بهائی موظف به رعایت ظواهر و حُسن برخورد با دیگران هستند چرا که میرزا حسینعلی نوری پیامبر خود خوانده بهائیان و فرزندش عبدالبهاء به پیروان خود امر کردند با مردم به نیکی رفتار کنند هرچند خود حسینعلی بهاء و عبدالبهاء با خانواده و برادرانش مانند یک دشمن خونی برخورد کردند و با آنها به نزاع و دعوا پرداخته و انواع رذالت ها را در حقشان به خرج دادند.

 

    عبدالحسین آواره از مبلغین و مؤلفین این فرقه که بعد از سپری کردن عمری در این فرقه به آغوش اسلام بازگشت. در کتاب الکواکب الدریه که به دستور مستقیم رهبر بهائیان عبدالبهاء آن را تنظیم و تالیف نمود، در صفحه 498 سطر 6 می نویسد: "بر حسب فرمان حضرت مؤسس یعنی بهاءالله این طایفه در حق احدی بد نمی گویند حتی در حق اعدای خویش چه که سبّ و لعن و زشت گوئی حرام قطعی است تا چه رسد به بزرگان شیعه که در جلالت قدر و علو شأن ایشان شبهه ای نیست".

 

    اما شوقی ربانی سومین و آخرین ولی امر بهائی که به گفته فضل الله مهتدی صبحی مفعول نیز واقع شده است، در توقیع 101 بدیع به احبای شرق که آن را لوح قرن نامید، خود را از انسانیت به زیر آورده و در سطح یک فرد عامی دانسته، در جای جای این لوح به همه بزرگان ایران و علمای شیعه ناسزا گفته و حرف زشت و قبیح از او صادر شده و سبّ و لعنی نمانده که از لسان این مرد وقیح هتاک که پیروان فرقه ضاله او را ولی امر خود می دانند، خارج نشده باشد.


    شوقی ربانی آخرین ولی امر بهائی در صفحه 181 لوح قرن میرزا تقی خان أمیرکبیر صدرأعظم ایران را "تقی سفاک بی باک" می نامد که حکم اعدام علی محمد باب را صادر کرد، "وی در حمام فین به اسفل السافلین راجع شد".


    در صفحه 182 سعیدالعلماء بارفروش را "اشقی الأشقیاء" لقب داد که حکم جهاد با پیروان علی محمد باب در قلعه شیخ طبرسی را صادر نمود. "وی به مرض عجیب مبتلا گشت و از برد شدید به حدی متألم که فریاد و فغانش مرتفع گشت و در این حال پر و بال به اشد حرمان و خذلان به سقر راجع شد".


     در صفحه 182 میرزا علی اصغر شیخ الإسلام از علمای شیخیه تبریز را که علی محمد شیرازی (مدعی بابیت و مهدویت) را در تبریز تعزیر کرد، "شیخ الاسلام خبیث" می نامد.

   

     در صفحه 185 شیخ عبدالحسین تهرانی معروف به شیخ العراقیین از علمای شیعه و از شاگردان برجسته مرحوم صاحب جواهر و مورد اعتماد امیرکبیر و از مبارزین علیه بابیت و بهائیت و نماینده ناصرالدین شاه قاجار در بازسازی عتبات عالیات در عراق را "شیخ خبیث و مردود دارَین و مبغوض ثقلین" یاد کرده که از دشمنی عمیق وی حکایت می کند.

    

     در صفحه 187 در مورد برادر حسینعلی نوری، میرزا یحیی که دعوی حسینعلی نوری را باطل دانسته بود، "یحیی بی شرم و حیا و وسواس خناس" نامید.


     در صفحه 187 ناصرالدین شاه قاجار را "ظالم عجم ناصر جائر و رئیس الظالمین" نامید.


     در صفحه 188 سلطان عبدالحمید پادشاه عثمانی را "عبدالحمید پلید خصم الد" نامید.


     در صفحه 187 سید محمد اصفهانی را که به دست بهائیان درعکا کشته شد، "سید لئیم خبیث اصفهانی" نامید.


     در صفحه 189 در مورد سید جمال الدین اسدآبادی نیز می گوید: "سید افغانی عدو لدود و حقود به مرض سرطان مبتلا شد و زبانش مقطوع گشت".


     شوقی همچنین در صفحه 179 سطر 7 ایرانیان را مردمی قسی القلب و شقی یاد کرده می گوید: "افراد ملت ایران که به قساوتی محیرالعقول و شقاوتی مبین به تنفیذ احکام ولاة امور و رؤسای شرع اقدام نمودند و ظلم و اعتسافی مرتکب گشتند که به شهادت قلم میثاق در هیچ تاریخی از قرون أولی و اعصار وسطی از ستمکارترین اشقیاء حتی برابره آفریقا شنیده نشد، به جزای اعمالشان رسیدند و در سنین متوالیه آسایش و برکت از آن ملت متعصب جاهل ستمکار بالمرّه مقطوع گشت و آفات گوناگون از قحطی و وباء و بلیات أخری کل را از وضیع و شریف احاطه نمود و ید منتقم قهار چندین هزار نفس را به باد فنا داد..."

 

برای دیدن کتاب الکواکب الدریه و لوح قرن روی ادامه مطلب کلیک کنید.

]]>
کانال پیام رسان 2020-02-12T04:43:16+01:00 2020-02-12T04:43:16+01:00 tag:http://baha9.mihanblog.com/post/825 بابائی بهائیت شناسی را در کانال ایتا متفاوت ببینید.                                             بهائیت شناسی را در کانال ایتا متفاوت ببینید.
                                            
http://s7.picofile.com/file/8381981018/%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D8%A7.jpg
]]>
خاتمیت پیامبر اعظم (ص) - 13 2020-02-08T05:11:47+01:00 2020-02-08T05:11:47+01:00 tag:http://baha9.mihanblog.com/post/824 بابائی                              اعتراف باب به خاتمیت پیامبر اسلام    از نظر فرقه ضالّه بهائیت، کتب رهبران بهائی و همچنین آثار مبلغین بهائی در صورتی که موسسه مطبوعات امری (زیر نظر بیت العدل) چاپ کرده باشد، اعتبار الهی داشته و مورد قبول آنها می باشند.       فرقه ضاله معتقد است، کتب الهی و آسمانی قابل تحریف نیست. از نظر آنان تورات، انجیل، قرآن و آثار بیان تحریف نشده همچنین آثار شریعت

                             اعتراف باب به خاتمیت پیامبر اسلام


    از نظر فرقه ضالّه بهائیت، کتب رهبران بهائی و همچنین آثار مبلغین بهائی در صورتی که موسسه مطبوعات امری (زیر نظر بیت العدل) چاپ کرده باشد، اعتبار الهی داشته و مورد قبول آنها می باشند.

 

    فرقه ضاله معتقد است، کتب الهی و آسمانی قابل تحریف نیست. از نظر آنان تورات، انجیل، قرآن و آثار بیان تحریف نشده همچنین آثار شریعت حسینعلی نوری نیز تحریف ناپذیر است. مراد آنان از تحریف، تحریف لفظی (کم و زیاد کردن) نبوده بلکه معنوی می باشد. یعنی کسی نمی تواند کتب  آسمانی را توجیه و تفسیر کرده و به دلخواه خود معنا کند.

 

   بهائیان معتقد هستند در برداشت از آثار الهی باید مدلول لفظ و آنچه که ازظاهر لفظ به دست می آید، گرفته شود و کسی حق توجیه و تاویل آن را ندارد. زیرا توجیه و تاویل آثار الهی منحصر به رهبران الهی بوده و بهائیان و مبلّغین بهائی حق توجیه و تفسیر ندارند و باید به ظاهر لفظ متعبّد باشند.

 

   آنان همچنین معتقدند از آنجائی که رهبران الهی از طرف خدا فرستاده شده اند، نباید در کار خود تقیه نمایند زیرا تقیه بر آنها حرام وممنوع می باشد. فرقه ضاله از تقیه تعبیر به حکمت کرده میگویند تقیه در شریعت ما حرام می باشد چون بواسطه آن مردم گمراه شده مطلب را بر خلاف‌ دستور آن می فهمند.

 

   علی محمد شیرازی (باب) از سال۱۲۶۰ تا ۱۲۶۴ قمری یک فرد شیخی مذهب بود و معتقدات شیخیه را نیز درآثارش مطرح کرده است. اما از سال ۱۲۶۴ قمری در مجلس ولیعهد تبریز ادعای مهدویت کرد و از شیخیگری فاصله گرفت. لهذا بهائیان آثار او را چاپ نمی کنند، چون بر خلاف معتقدات آنها می باشد.

 

   در آثار علی محمد شیرازی مدعی بابیت، قائمیت و نبوت همانند آثار شیخ احمد احسائی و سید کاظم رشتی اعتقاد به خاتمیت پیامبر اعظم فراوان دیده می شود؛ مانند صحیفه عدلیه و رساله ابلاغیه الف که مربوط به قبل از سال ۱۲۶۴ قمری است که علی محمد شیرازی یک فرد شیخی مذهب بوده و تا آن زمان ادعائی نداشت.

 

    کتاب صحیفه عدلیه چاپ شده و در آثار مبلغین بهائی نیز گاهی از آن نسخه مطالبی نقل می کنند، اما رساله ابلاغیه الف به طور مستقل چاپ نشد، اسدالله فاضل مازندرانی مبلغ بهائی در کتاب اسرارالآثار جلد اول صفحه ۱۷۹ سطر 18 به نقل از علی محمد شیرازی (باب) در رساله ابلاغیه الف می نویسد: "لا اعتقد فی شان الّا بما نزلت فی القرآن علی حبیبک محمّد رسول الله و خاتم النبیبن" خداوندا من در هیچ شانی اعتقادم جز این نیست که تو در قرآن بر حبیبت حضرت محمد (ص) که خاتم النبیین است نازل کردی. من معتقدم که قرآن و احکام پیامبرت تا قیامت ادامه دارد و شریعت او نسخ نشده و راه پیامبر تبدیل نمی شود. کسی که از شریعت پیامبر چیزی را کم و زیاد کند، بلافاصله از دین تو بیرون خواهد رفت. وحی که بر پیامبر (ص) نازل می شد، آن وحی بعد ازپیامبر قطع شد.

 

    طبق این عبارات، آمدن پیامبر بعدی ممکن نمی باشد، و توجیه و تفسیر کلام نیز جایز نیست. بنابراین پیامبر أعظم (ص) خاتم النبیین است و شریعت و قرآن او نیز ابدی بوده و کسی حق آوردن کتاب جدید و شریعت جدیدی را ندارد. بنابر این آنچه علی محمد شیرازی و حسینعلی نوری ادعا کرده اند، کذب محض بوده و کتابی که آورده اند، از طرف شیطان می باشد.


برای دیدن کتاب اسرارالآثار روی ادامه مطلب کلیک کنید.

]]>
تاریخچه بهائیت - 13 2020-02-01T05:03:05+01:00 2020-02-01T05:03:05+01:00 tag:http://baha9.mihanblog.com/post/823 بابائی                                     لعنت های باب به خودش    صبح روز جمعه مردم دسته دسته در مسجد وکیل حاضر شدند، به قسمی جمعیت در مسجد زیاد شد که شبستان و صحن و پشت بام ها حتی گلدسته های مسجد از مخلوق پُر بود. شخص حکومتی و علما و تجار و محترمین داخل شبستان نزدیک منبر سنگی نشسته بودند.  

                                    لعنت های باب به خودش


    صبح روز جمعه مردم دسته دسته در مسجد وکیل حاضر شدند، به قسمی جمعیت در مسجد زیاد شد که شبستان و صحن و پشت بام ها حتی گلدسته های مسجد از مخلوق پُر بود. شخص حکومتی و علما و تجار و محترمین داخل شبستان نزدیک منبر سنگی نشسته بودند.

 

    شیخ ابوتراب امام جمعه شیراز بالای منبر رفت و به وعظ مشغول بود، ناگهان حضرت باب به همراهی جناب خال با کمال عظمت و جلال قدم به مسجد گذاشت، تمام دیده ها به چهره مبارک دوخته شده و بی اختیار جمعیت را برای ورود آن حضرت به طرف داخل شبستان مسجد و جلوی منبر باز می کردند.

 

   چون امام جمعه آن حضرت را دید، با کمال خوش روئی و احترام از حضرت در خواست نمود بالای منبر تشریف برده و بیاناتی بفرمایند. حضرت باب نیز به درخواست امام جمعه به پله اوّل منبر که از سنگ مرمر یک پارچه و دارای چهارده پله اشاره به چهارده معصوم است، قرار گرفتند ولی به اصرار امام جمعه به آخرین پله بالای منبر تشریف برده ایستادند و شروع به بیانی فرمودند که یک دفعه تمام مخلوق ساکت وصامت شدند مثل آنکه احدی در مسجد وجود ندارد.

 

   حضرت باب ابتدا شروع به خطبه کرده فرمودند: "ألحَمدُ لِلّهِ الَذِّی خَلَقَ السَّمَوَاتِ وَ الأرضَ بِالحَقّ" ناگهان سیّد شش پَری که عصا دار امام جمعه بود، فریاد برآورد: این کلمات بی ‌معنی را کنار بگذار و آنچه را باید بگوئی بگو. امام جمعه از جسارت سیّد شش پری خشمناک گردیده و او را امر به سکوت نمود. آنگاه از حضرت باب درخواست کرد که برای تسکین هیجان عموم مردم بیان خود را مختصر بفرمایند.


    حضرت باب روی به جمعیّت کرده فرمود: لعنت خدا بر کسی که مرا وکیل امام غائب بداند. لعنت خدا بر کسی که مرا باب امام بداند. لعنت خدا برکسی که مرا منکر نبوّت "حضرت رسول" بداند. لعنت خدا برکسی که مرا منکرانبیاء الهی بداند. لعنت خدا بر کسی که مرا منکر امامت امیر المؤمنین وسایرائمّه اطهار بداند.

 

    پس از این گفتار امام جمعه به حضرت باب گفت بهتر آن است که به منزل تشریف ببرید و نماز را در منزل بخوانید زیرا عائله ی شما با نهایت بی‌صبری انتظار دارند که فوراً مراجعت کنید تا از سلامتی شما مطمئنّ شوند. بعد به حاجی میرزا سیّد علی خال گفت که ایشان را به منزل خود برسانید، این بهتر است و آن حضرت به اتفاق جناب خال به همان نحو که تشریف آورده بودند به منزل مراجعت فرمود.

 

    مقصود امام جمعه این بود که مبادا مردم شورش کنند! و پس از خاتمه ی نماز به حضرت باب اذیّتی برسانند و بطور قطع اگر امام جمعه حضرت باب را به منزل بر نمی گرداند پس از ختم نماز، مفسدین سبب می شدند تا مردم نادان شورش کنند و به حضرت باب اذیّت و آزار وارد نمایند! در حقیقت امام جمعه به منزلهء ید غیبی الهی بود که در آن روز به حفظ شخص حضرت باب قیام کرد.

 

    (این است آن مهدی موعود فرقه ضالّه بهائیت که از ترس جان بی مقدارش و با یک تَشَر، پنج مرتبه به خودش لعنت کرد تا مردم کاری به او نداشته باشند. پس چرا بعدها بر خلاف اعتراف و لعنت هایش مدعی قائمیت و مهدویت شد؟ فرقه ضالّه بهائیت در این مورد روزه سکوت گرفته اند).


مسجد وکیل شیراز که علی محمد باب بر فراز آن بر خود لعنت فرستاد

                             

http://s6.picofile.com/file/8385043626/%D9%85%D9%86%D8%A8%D8%B1%D9%85%D8%B3%D8%AC%D8%AF_%D9%88%DA%A9%DB%8C%D9%84.jpg

]]>
تصاویر رهبران بهائی - 76 2020-01-25T04:53:53+01:00 2020-01-25T04:53:53+01:00 tag:http://baha9.mihanblog.com/post/822 بابائی عبدالبهاء و پیروان فرقه ضالّه بهائی در حیفا، سال 1298 شمسی عبدالبهاء و پیروان فرقه ضالّه بهائی در حیفا، سال 1298 شمسی

http://s6.picofile.com/file/8383176726/%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%A1_%D8%B3%D8%A7%D9%84_1298_%D8%B4%D9%85%D8%B3%DB%8C.jpg
]]>
تبعید حسینعلی بهاء - 8 2020-01-18T05:16:51+01:00 2020-01-18T05:16:51+01:00 tag:http://baha9.mihanblog.com/post/816 بابائی                                          تابعید حسینعلی به بغداد!       حسن موقر بالیوزی پایه گذار و مدیر بخش فارسی رادیوی استعماری «بی بی سی» که خود از معروف ترین عناصر صد درصد سیاسی و در خدمت استعمار این فرقه ضالّه است به ارتباط سیاه اربابش میرزا حسینعل

 

                                       تابعید حسینعلی به بغداد!

 

    حسن موقر بالیوزی پایه گذار و مدیر بخش فارسی رادیوی استعماری «بی بی سی» که خود از معروف ترین عناصر صد درصد سیاسی و در خدمت استعمار این فرقه ضالّه است به ارتباط سیاه اربابش میرزا حسینعلی نوری پرداخته و بهتر از دیگران در مورد تبعید حسینعلی مازندرانی و خانواده اش پرداخته است.


     وی در کتاب بهاء الله شمس حقیقت صفحه 134 سطر 3 می نویسد: « در معیّت یک نماینده از طرف دولت شاهنشاهی ایران و یک مأمور رسمی از طرف سفارت روس طهران را ترک فرمودند».


     اما چرا مقامات روس تا این حد به حسینعلی علاقه دارند که تا بغداد هم او را همراهی می کنند و از این معیّت چه اهدافی را دنبال می کنند؟ مگر نمی توانند به دولت ایران امر کنند که باید حسینعلی را صحیح و سالم به بغداد برسایند؟ تبعاً دولت ایران توان مقابله با اولتیماتوم روسیه را ندارد و در رساندن وی به بغداد کوتاهی نخواهد کرد؟


    پس سفیر روس در فرستادن نماینده امپراطوری تزار چه اهدافی را دنبال می کند؟ شاید بتوان موارد ذیل را به عنوان برخی از اهداف سفیر روس بر شمرد:

1- دلگرمی دادن به به حسینعلی نوری و همراهان وی

2- مطمئن کردن بقیّه مهره ها و عناصر خود فروخته به حمایت تزار روس در بالاترین حد و اندازه!

3- حفظ جان این مهرۀ کلیدی با ارزش، چون ممکن بود میرزا حسینعلی بدون هیچگونه مداخله دولت ایران، در بین راه بغداد بر اثر بیماری جان ناقابل خویش را از دست دهد یا مادر شاه دستور دهد او را مسموم کنند که گرچه احتمالی ضعیف است، ولی در صورت وقوع، سفیر روسیه نزد دولت تزار مؤاخذه خواهد شد.

4- نشان دادن موقعیّت و قدرت میرزا حسینعلی در بین هم مسلکانش در عراق

5- نشان دادن اوج حمایت دولت روسیه از میرزا به امپراطوری عثمانی

 

برای دیدن کتاب بهاء الله شمس حقیقت روی ادامه مطلب کلیک کنید.

]]>