بهائیت شناسی " بسم الله الرّحمن الرّحیم " اینجانب تلاش می کنم با استفاده از کتابهای رهبران بهائی، احکام، اعتقادات و تناقضات بهاء و عبد البهاء و شوقی را از کتابهای آنها استخراخ کرده با سند و مدرک در اختیار این فرقه گمراه قرار دهم، تا حقیقت بر آنان روشن گشته به آغوش اسلام عزیز باز گردند. وَ السّلَامُ عَلَی مَن اِتَّبَعَ الهُدَی. « بابائی » tag:http://www.baha9.ir 2019-11-13T09:50:24+01:00 mihanblog.com بافتنی های بهاءالله 2019-11-13T05:04:01+01:00 2019-11-13T05:04:01+01:00 tag:http://www.baha9.ir/post/806 بابائی                                      بی عقلی حسینعلی بهاء    میرزا حسینعلی نوری که بعنوان پیامبر خود خوانده فرقه ضاله بهائیت از او یاد می شود، در روز چهارشنبه دوم محرم 1233 قمری برابر با 21 آبان 1196 شمسی در تهران متولد شد. وی در اول اردیبهشت 1243 شمسی در سال نوزدهم از ظهور علی محمد باب اد

                                     بی عقلی حسینعلی بهاء


    میرزا حسینعلی نوری که بعنوان پیامبر خود خوانده فرقه ضاله بهائیت از او یاد می شود، در روز چهارشنبه دوم محرم 1233 قمری برابر با 21 آبان 1196 شمسی در تهران متولد شد. وی در اول اردیبهشت 1243 شمسی در سال نوزدهم از ظهور علی محمد باب ادعا کرد من همان کسی ام که علی محمد شیرازی در کتاب بیان فارسی خود بطور مکرر خبر از ظهور او داده است.

 

    هرچند جمعی از پیروان باب سخنان او را نپذیرفتند و او را کذاب نامیدند و دلیل آن را چنین بیان کردند که علی محمد باب در کتاب بیان گفته است که به عدد اغیث ظاهر خواهد شد که به حروف ابجد می شود و یا به عدد مستغاث که  می شود بنابراین این سال که وی مدعی من یظهره اللهی شده هنوز بیست سال از ظهور باب نگذشته است در نتیجه وی یک فرد دروغگو بیش نیست.

 

    اما این مدعی پیامبری که از کشور ایران زمین ظهور کرده بجای اینکه کتاب هایش برای ایرانیان فارسی زبان و به زبان فارسی باشد، همانند پیامبر گرامی اسلام که در منطقه عربی مبعوث شده به زبان عربی نگاشته و به پیروی از دعاهائی که از ائمه اطهار علیهم السلام صادر شده، وی نیز کلماتی عربی البته غیر صحیح و عربی فارسی را قاطی کرده و برای پیروانش نازل نموده است. مثلاً در بین مسلمین دعای مجیر و دعای جوشن کبیر که حاوی هزار نام خداوند متعال است و همه بر یک وزن و یک ریتم می باشد، که در بند آخر مردم نیز آن را تکرار می کنند. میرزا حسینعلی مازندرانی نیز در برابر آن یک دعای بسیار طولانی ساخته است که بی سوادی و غلط بافی و جهل او را یک جا نشان می دهد.

 

    حسینعلی نوری در کتاب ادعیه حضرت محبوب صفحه 183 سطر 3 می نویسد: «بک یا علی بک یا وفی بک یا بهی انت الکافی و انت الشافی و انت الباقی یا باقی. بک یا سلطان بک یا رفعان بک یا دیان انت الکافی و انت الشافی و انت الباقی یا باقی. بک یا کاشف بک یا ناشف بک یا عاطف، انت الکافی و انت الشافی و انت الباقی یا باقی. بک یا جان بک یا جانان بک یا ایمان، انت الکافی و انت الشافی و انت الباقی یا باقی... در آخر دعا می نویسد: أن تحفظ حامل هذه الورقة المبارکة ثم الذی یمر فی حول بیت التی هی فیها. ثم اشف بها کل مریض و علیل و فقیر عن کل بلاء و مکروه و آفة و حزن».

 

    این مرد بی عقل پس از آنکه دویست بار خدا را سوگند می دهد و صد نام جعلی بر وی می گذارد در پایان از خدا می خواهد که دارنده این دعا در آن خانه ای که هست، نگهدارد... اما از چه چیز نگه دارد و چرا نگهدارد، بیان نشده است. اینجاست که انسان عاقل می فهمد فرق بین برانگیختگی الهی و برانگیختگی شیطانی از زمین تا آسمان است و کسی که مبعوث الهی نباشد، چنین رسوا شود و دروغش آشکار گردد.

 

برای دیدن کتاب ادعیه حضرت محبوب روی ادامه مطلب کلیک کنید.

]]>
علی محمد باب تروریست 2019-11-09T05:22:36+01:00 2019-11-09T05:22:36+01:00 tag:http://www.baha9.ir/post/804 بابائی                             ابوبکر البغدادی و علی محمد شیرازی       فرقه ضاله بهائیت این ایام در حالی جشن دویستمین سالگرد تولد علی محمد شیرازی مدعی بابیت و مهدویت را در سر می پرواند که گویا فراموشی کرده یا ندیده اند شخص علی محمد باب که او را مبشر میرزا حسینعلی بهاء می دانند، همانند ابوبکر البغدادی رهبر گروه داعش یک تروریست به تمام عی

                            ابوبکر البغدادی و علی محمد شیرازی

 

    فرقه ضاله بهائیت این ایام در حالی جشن دویستمین سالگرد تولد علی محمد شیرازی مدعی بابیت و مهدویت را در سر می پرواند که گویا فراموشی کرده یا ندیده اند شخص علی محمد باب که او را مبشر میرزا حسینعلی بهاء می دانند، همانند ابوبکر البغدادی رهبر گروه داعش یک تروریست به تمام عیار بوده که اگر امیرکبیر تصمیم به اعدام او نمی گرفت و فتنه هائی که در آن عصر بوجود آمد خاموش نمی شد، چه بسا الان ما کشوری به نام ایران و مردمی با دین اسلام و تشیع نیز وجود نداشت!

 

    با نگاهی گذرا به آثار علی محمد شیرازی پی می بریم که این مدعی بابیت و مهدویت نه تنها دستور داد که همه باید  کتاب بیان او را بخوانند و تدریس کنند، بلکه حکم به قتل و کشتن مردم بی گناه، غارت اموال آنان، هدم و نابودی و تخریب مقابر، مساجد، اماکن مذهبی، حرم امامان و امامزاده ها و تمام بقاع متبرکه، حتی انسان ها غیر بابی را صادر کرد تا یک جهان مردم با آئین بابی بماند.

 

    همچنانکه عبدالبهاء رهبر دوم فرقه ضاله بهائیت نیز در کتاب مکاتیب جلد 2 صفحه 266 سطر 6 به این مطلب تصریح کرده می نویسد: «در یوم ظهور حضرت أعلی منطوق بیان ضرب اعناق و حرق کتب و اوراق و هدم بقاع و قتل عام الا من آمن و صدق بود». یعنی روزی که علی محمد شیرازی ظهور کرد، منطوق و صراحت کتاب بیان وی گردن زدن مردم، آتش زدن و سوزاندن کتاب ها و اوراق، هدم و تخریب اماکن متبرکه ائمه اطهار و امامزادگان و قتل عام عمومی مردم بجز بابیان بوده است.

 

    چرا که علی محمد باب با افتخار تمام در کتاب بیان فارسی خود در باب ششم از واحد ششم صفحه 198 سطر 14 در این رابطه نوشته است: «الباب السادس من الواحد السادس، فی حکم محو کل الکتب الا ما انشئت او تنشی فی ذلک الامر» یعنی حکم نابودی تمامی کتب بجز آنهائی که در باره بابیت نوشته شده یا نگاشته خواهد شد.

 

    وی همچنین در مورد تدریس کتاب های غیر بابی مانند: فیزیک، جغرافی، تاریخ، شیمی، الهیات، ریاضی، علوم تجری، انگلیسی، فارسی، عربی، قرآن و... نیز حکم اکید صادر نموده که تدریس آنها حرام بوده و احدی حق ندارد به یادگیری آنها اقدام نماید! زیرا وی در کتاب بیان فارسی صفحه 130 سطر 5 گفته است: «الباب العاشر من الواحد الرابع لا یجوز التدریس فی کتب غیر البیان...» یعنی تدریس هیچ کتابی به جز کتاب بیان جایز نیست مگر آنچه به علم کلام مربوط است. آنچه از منطق و اصول و علوم دیگر اختراع شده برای اهل ایمان (پیروان باب) جایز نیست و در خواندن و تدریس آنها مأذون نیستند.

 

    به راستی مردم در هر عصر و زمانه چه بهره ای از حقیقت و دانش دست پیدا خواهند کرد، وقتی هیچ کتابی جز سخنان پوچ و بی معنی باب در گستره گیتی باقی نماند و تمام مطالب و کتب در دستان دانشمندان و نخبگان منحصر به کتاب بیان علی محمد باب باشد؟ آیا بشر با توجه به حکم علی محمد شیرازی در کتاب بیان، به چنین دانش و تکنولوژی که امروز در اختیار همگان است، دست پیدا می کرد؟ آیا بشر با خواندن کتاب بیان می توانست به کره ماه سفر کند و به اکتشافاتی دست پیدا کند؟ آیا با خواندن کتاب بیان می توان به علم و فناوری نانو که موج چهارم انقلاب صنعتی را در بر داشته و در تمامی گرایش‌ های علمی راه یافته و از فناوری‌ های نوینی است که با سرعت هرچه تمام تر در حال توسعه است، دست پیدا کرد؟

 

    احکام و دستورات علی محمد باب در کتاب بیان  آنقدر  غیر انسانی و غیر منطقی و غیر عقلائی و دور از واقعیت است که خود بهائیان نیز قادر به توجیه آن نشده مجبور شده اند در پاسخ به معترضین بگویند آئین بابیت و احکام آن، همانند اسلام منسوخ گردیده و  دیگر ارتباطی به ما ندارد. همچنانکه میرزا حسینعلی نوری مؤسس فرقه بهائیت نیز کتاب "اقدس" را ناسخ کتاب "بیان" دانسته و در صفحه 75 کتاب اقدس سطر 2 می نویسد: «قد عفا الله عنکم ما نزل فی البیان من محو الکتب و اذناکم بان تقرئوا من العلوم ما ینفعکم». یعنی خدا عفو کرد از شما آنچه در کتاب بیان نازل شده از محو کتب و من به شما اذن دادم هر علمی که برای شما نافع است بخوانید.

 

    میرزا اسد الله فاضل مازندرانی از مبلّغین سرشناس فرقه ضاله بهائیت نیز در کتاب اسرارالآثار جلد 2 صفحه 106 سطر 1 در این باره می گوید: «کتاب بیان به کتاب اقدس جمیع احکامش منسوخ است مگر احکامی که در کتاب اقدس مذکور و تأکید شده است؛ مرجع کل کتاب اقدس است نه بیان، احکام بیان منسوخ است. لهذا ترجمه آن چه ثمری برای ایشان».

 

    این در حالی است که بهائیان علی محمد باب را نقطه اولی و مبشر ظهور میرزا حسینعلی نوری معروف به بهاءالله دانسته، تولد او را جشن گرفته به زیارت مزارش می شتابند و در این ایام نیز به استقبال از دویستمین سالگرد تولد او مشغول هستند. فرقه ضاله بهائیت رفتن به خانة مسکونی علی محمد باب را به عنوان حج خود قلمداد کرده خود را موظف به انجام آن می دانند و در احکام دیگر نیز تابع فرامین وی هستند، پس چگونه است که قائل به نسخ بیان و احکام آن شده باشند؟

 

    اما حقیقت مطلب چیست؟ آنجا که نفع بهائیت در نفی احکام و اعتقادات باب باشد، حسینعلی بهاء و پیروانش می گویند: کتاب بیان منسوخ است؛ اما جائی که منفعت او در تأئید بابیت باشد، علی محمد شیرازی بعنوان مبشر ظهور میرزا حیسینعلی نوری معرفی می گردد! در حالی که باور داشتن به شخص علی محمد باب بعنوان مهدی موعود، قبول به آراء، افکار، احکام، و عقائد تروریستی وی نیز بوده و فرقه ضاله بهائیت در حقیقت حامیان تروریست بوده و هستند.


برای دیدن کتاب مکاتیب عبدالبهاء، بیان فارسی، أقدس و اسرارالآثار روی ادامه مطلب کلیک کنید.

]]>
رهبران ضلالت 2019-11-01T04:51:01+01:00 2019-11-01T04:51:01+01:00 tag:http://www.baha9.ir/post/803 بابائی                                     خودخواهی رهبران بهائیت       خداوند متعال انسان را آفرید و برای هدایت او کتاب و راهنما فرستاد تا در پرتو آن به کمال و سعادت نائل شده، به رضوان الهی رهنمود گردد. تمامی پیامبران الهی یک مقصد داشتند و یک هدف را دنبال می کردند و آن دعوت به توحید و رستگاری.   &nb

                                    خودخواهی رهبران بهائیت

 

    خداوند متعال انسان را آفرید و برای هدایت او کتاب و راهنما فرستاد تا در پرتو آن به کمال و سعادت نائل شده، به رضوان الهی رهنمود گردد. تمامی پیامبران الهی یک مقصد داشتند و یک هدف را دنبال می کردند و آن دعوت به توحید و رستگاری.

 

     بعضی از انبیای الهی پیامبر بعد از خود را نیز تا حدودی معرفی می کردند تا با ظهور آن پیامبر، پیروانش به او ایمان آورده و به سعادت برسند. همچنانکه قرآن کریم در سوره مبارکه بقره آیه شریفه 146می فرماید: "یعرفونه کما یعرفون ابنائهم" اهل کتاب پیامبر اسلام را چنان می شناختند مانند شناخت آنان نسبت به فرزندان خود، ولی گروهی از ایشان در عین آگاهی حقیقت را پنهان می دارند.

 

     با جستجوی ساده در قرآن کریم به آیات فراوانی برمی خوریم که نسبت به انبیاء الهی تعبیر "مصدقاً لما بین یدیه" آمده است. پیامبران الهی وقتی برانگیخته می شدند به مردم می گفتند من تصدیق کننده کتابی هستم که الان در میان شماست. مانند آیه 6 سوره مبارکه صف می فرماید: "و اذ قال عیسی بن مریم یا بنی اسرائیل انی رسول الله الیکم مصدقا لما بین یدی من التوراة" و آیه 3 سوره آل عمران: "نزل علیک الکتاب بالحق مصدقا لما بین یدیه". و آیه 48 سوره مائده: "و انزلنا الیک الکتاب بالحق مصدقا لما بین یدیه من الکتاب".

 

     در سوره مبارکه نساء آیه 47 می فرماید: "یا ایها الذین اوتوا الکتاب آمنوا بما نزلنا مصدقا لما معکم من قبل" ای کسانی که به شما کتاب (آسمانی) داده شده، به کتابی که نازل کردیم و کتاب شما را نیز تصدیق می کند، ایمان بیاورید. اما پیامبر خود خوانده بهائیت و جانشین او به پیروان خود دستور می دهند باید چشم و گوش تان را از هرچه که تا به حال شنیده اید یا دیده اید و یا حتی ادراک نموده اید، پاک کنید و فقط به سخنان ما گوش دهید.

 

     حسینعلی نوری در کتاب ایقان صفحه 9 سطر 9 می نویسد: "معلوم است نزد هر ذی بصری که اگر این عباد در ظهور هر یک از مظاهر شمس حقیقت، چشم و گوش و قلب را از آنچه دیده و شنیده و ادراک نموده، پاک و مقدس می نمودند، البته از جمال الهی محروم نمی ماندند".

 

    همچنین در کتاب ایقان صفحه 46 سطر 6 می نویسد: "پس باید صدر را از جمیع آنچه شنیده شده پاک نمود و قلب را از همه تعلقات مقدس نمود تا محل ادراک الهامات غیبی شود و خزینه اسرار علوم ربانی گردد".

 

    میرزا حسینعلی بهاء همچنین در کتاب بدیع صفحه 251 سطر 5 می نویسد: "بشنو از این عبد، و قلب و سمع را از کل آنچه شنیده و ادراک نموده (ای) طاهر نما". اگر کل آنچه را که شنیده و فهمیده کنار بگذارد، به چه علت به حرف های این مدعی جدید باید گوش فرا دهد؟

 

    عبدالبهاء جانشین میرزا حسینعلی نیز در کتاب مکاتیب جلد 2 صفحه 247 سطر 14 می نویسد: "الیوم تکلیف جمیع یاران الهی در بساط رحمانی این است که آنچه شنیده و دیده و فهمیده ازعقیده بنهند و فراموش کنند و نسیاً منسیاً شمرند و آنچه صریح و وضوح بیان این عبد است قبول کنند". بنا بر آنچه امام کاظم علیه السلام می فرمایند: حجت های الهی دو قسمند یک قسم حجت داخلی و دوم حجت بیرونی و خارجی. حجت داخلی همان عقل انسان هاست و حجت خارجی انبیای الهی. انبیا همان چیزی را برای انسان ها بیان می کنند که عقل انسان ها نیز به آن حکم می کند. چطور رهبر دوم فرقه ضاله می گوید: امروز تکلیف تمام یاران این است که آنچه تا بحال شنیده و دیده و فهمیده اند باید فراموش کنند و آنچه من می گویم، قبول کنند؟

 

    ملاحظه می کنید که رهبران ضلالت و گمراهی برخلاف انبیای الهی که می گفتند ما تصدیق کننده کتابی هستیم که نزد شماست، آنان به پیروان خود دستور می دهند آنچه تا حال شنیده اید یا دیده اید یا فهمیده اید، هرچه که باشد، باید به کناری بنهید، فراموش کنید و فقط به سخنان بهاء و عبدالبهاء گوش فرا دهید. این جز خودخواهی رهبران فرقه ضاله چیز دیگری می باشد؟

 

برای دیدن کتاب ایقان، بدیع و مکاتیب عبدالبهاء روی ادامه مطلب کلیک کنید.

]]>
ادعاهای بهاءالله - 38 2019-10-26T05:12:53+01:00 2019-10-26T05:12:53+01:00 tag:http://www.baha9.ir/post/802 بابائی                                      بهائیان پای سماوری     فضل الله مهتدی مشهور به «صبحی» در یک خانواده بهائی درکاشان متولد شد که به خاطر خط خوش مورد توجه عبدالبهاء قرار گرفت، تا آنجا که عبدالبهاء او را به عنوان منشی و کاتب مخصوص و محرم اسرار خویش برگزید و تشویق نامه و الواح زیادی نیز به وی عطا کرد. صبحی سالیا                                      بهائیان پای سماوری


     فضل الله مهتدی مشهور به «صبحی» در یک خانواده بهائی درکاشان متولد شد که به خاطر خط خوش مورد توجه عبدالبهاء قرار گرفت، تا آنجا که عبدالبهاء او را به عنوان منشی و کاتب مخصوص و محرم اسرار خویش برگزید و تشویق نامه و الواح زیادی نیز به وی عطا کرد. صبحی سالیان متمادی منشی مخصوص عبدالبهاء و به قول خودش کاتب وحی و واسطه فیض بین حق و خلق بود. و این کار را تا دو ماه قبل از وفات عبدالبهاء ادامه داد.


    صبحی که یکی از مورد اعتمادترین و بهترین یاران عبدالبهاء محسوب می شد و در نزد عموم بهائیان بی اندازه ارج و قرب داشت و تمام بهائیان به مقام و منصب وی غبطه می خوردند، پس از دوازده سال اقامت نزد عبدالبهاء و خدمت صادقانه پس از اینکه عبدالبهاء از دنیا رفت و شوقی بر سر کار آمد از این فرقه تبری جسته و به دامان اسلام بازگشت و کتاب هائی را در رد این فرقه به رشته تحریر در آورده است.


     وی در کتاب پیام پدر صفحه 41 از سید اسدالله قمی نقل می کند: "در سال 1300 قمری (آذر 1261  تا مهر 1262) تعدادی از بهائیان را در تهران دستگیر کردند و به زندان انداختند که من هم جزء آنان بودم. در زندان از مبلغین این گروه چیزهائی دیدم که شرمم می آید بازگو کنم. بیشتر بهائیان در زندان از بهائیت تبری جسته از زندان آزاد شدند بجز محمد رضا محمد آبادی یزدی و سید مهدی دهجی. محمد رضا بهائی ثابت قدمی بود و آشکارا دم از بهائی گری می زند و از کسی نمی ترسید.


    روزی کامران میرزا (1235-1307) فرماندار تهران از او پرسید: تو میرزا حسینعلی بهاء را چه می دانی؟ گفت چنانکه خود او گفته است، او را خدا می دانم. پرسید: همه بابیان بهائی این را می گویند یا تو تنها؟ پاسخ داد: همه در این سخن با من همراهند. در این میان کامران میرزا فرمان داد چند نفر دیگر را از زندان نزدش آوردند و روبروی ملامحمد رضا از آنها پرسید که میرزا حسینعلی را چه می دانید؟ گفتند: آفریده خدا و بنده پروردگار. کامران میرزا روی به محمد رضا نموده گفت: می بینی اینها چیز دیگر می گویند و تو چیز دیگر. مگر دوگانگی در میانتان هست؟ گفت: نه دوگانگی در میان نیست. بهائی ها دو دسته اند. بهائی پای سماور و بهائی پای قاپق (میدان اعدام). اینها بهائی پای سماورند. وقتی که سماور را آتش می کنند و قوری چای را دم می کنند و به رویش می گذارند و گرداگردش می نشینند، همین سخنانی را می گویند که من اینجا می گویم؛ میرزا حسینعلی را خدا و آفریننده جهان می دانند. اما اکنون که بیم رفتن پای قاپق هست، او را بنده کمترین خدا می شمارند. چون این سخن به گوش فرهاد میرزا برادر محمد شاه قاجار رسید که محمد رضا بهاء را خدا می داند برآشفت و گفت: تو کسی را خدا می دانی که در مرغ محله شمیران در نزد من و دیگران کارهای ناشایست و ناروا از او سر زد که سزاوار بنده برگزیده خدا نیست تا چه رسد به خدا.


برای دیدن کتاب پیام پدر روی ادامه مطلب کلیک کنید.

]]>
دروغگوئی علی محمد باب 2019-10-22T05:04:25+01:00 2019-10-22T05:04:25+01:00 tag:http://www.baha9.ir/post/800 بابائی                                              باب دروغگو       علی محمد شیرازی مؤسس فرقه ضاله بابیت در شب پنجم ماه جمادی الاولی سال 1260 قمری نزد ملا حسین بشرویه ای از شاگردان سید کاظم رشتی در شیراز اظهار داشت که من باب بقیة الله و باب امام زمان و همان کسی ام که سید رشتی مژده ظهور او را دا

                                             باب دروغگو

 

    علی محمد شیرازی مؤسس فرقه ضاله بابیت در شب پنجم ماه جمادی الاولی سال 1260 قمری نزد ملا حسین بشرویه ای از شاگردان سید کاظم رشتی در شیراز اظهار داشت که من باب بقیة الله و باب امام زمان و همان کسی ام که سید رشتی مژده ظهور او را داده و در واقع جانشین سید کاظم می باشم یعنی از نظر فرقه ضاله، علی محمد باب در آن شب مذکور اظهار امر نمود.


    وی که تا مجلس محاکمه اش در تبریز به سال 1264 قمری همین یک دعوی را ادامه داد و یارانی از شاگردان سید رشتی با او بیعت نمودند و حروف حی را تشکیل دادند، ادعای خویش را فراتر نهاد و نزد شیخ علی ترشیزی که به او لقب عظیم داده بود، ادعای قائمیت نمود و خود را همان موعودی نامید که مدت هزار سال مسلمانان منتظر ظهور او بودند و با شنیدن نامش قیام نموده مشتاق زیارت و لقای او هستند.

 

    کاری به پرسش های حاضرین در مجلس محاکمه با وی نداریم که از ابتدائی ترین سوالات حاضران در مانده شد و از جواب دادن باز ماند. سوالی که اینجا برای تمام خوانندگان و شنوندگان تاریخ فرقه ضاله پیش می آید این است که چرا مدعی قائمیت و مهدویت در ابتدا خود را باب امام زمان و سید ذکر معرفی کرد و با صراحت خود را همان مهدی موعود و قائم نخواند؟ فرقه ضاله در صدد برآمدند برای این پرسش راه حلی پیدا کنند تا دروغگوئی این مدعی دروغگین را  به شکلی توجیه نمایند.

 

     اسدالله فاضل مازندرانی از مبلغین این فرقه گمراه پاسخی از قول علی محمد باب به این پرسش داده که هر خواننده را به خنده وا می دارد. وی در کتاب اسرارالآثار جلد 3 صفحه 273 سطر 6 می نویسد: "در اوائل امر جدید لقب و شهرت باب اعظم گشت که محض اشاره به رموز آیات مذکوره قرآن و برای انطباق با نام کریم خود و به منظور آنکه نام و تشخیص شخص مشهور نشود و موجب تعرض اعداء نگردد، خود را "ذکر اسم رب" خواندند. چنانچه در صحیفه بین الحرمین (آمده) است قوله: "ان هذا کتاب قد نزلت علی الأرض المقدسة بین الحرمین من لدن علی حمید ثم قد فصلت من ید الذکر... ان اسمعوا حکم بقیة الله واسألوا من سبیل الحق من ذکر اسم ربکم".


    وی همچنین در ادامه مطلب از کتاب شرح سوره یوسف (قیوم الأسماء) که نخستین کتاب علی محمد شیرازی بود، شاهد می آورد که وی در ابتدای کارش خود را ذکر نامیدند: "الم، ذلک الکتاب من عند الله الحق فی شأن الذکر قد کان بالحق حول النار منزولاً".

 

    با توجه با آنچه که خود علی محمد شیرازی در کتاب هایش خود را ذکر و باب نامید و بهائیان نیز در توجیه این ادعا می گویند برای اینکه زمینه کارش درست شود و مردم آمادگی برای پذیرش وی (بعنوان مهدی موعود) را داشته باشند، بدین خاطر وی تا چهار سال خود را باب امام زمان و سید ذکر نامید اما بعد از دستگیری و زندانی شدن، وقتی متوجه شد که نهایت کارش اعدام خواهند بود، لذا در مجلس محاکمه اش در تبریز خود را قائم و مهدی موعود (عج) نامید.

             

برای دیدن کتاب اسرارالآثار روی ادامه مطلب کلیک کنید.

]]>
کتب ردیه بهائی- 67 2019-10-17T04:44:41+01:00 2019-10-17T04:44:41+01:00 tag:http://www.baha9.ir/post/801 بابائی نام کتاب: نگاهی به خاطرات صبحیمؤلف: سید هادی خسرو شاهی برای دریافت کتاب روی دریافت کلیک کنید. نام کتاب: نگاهی به خاطرات صبحی

مؤلف: سید هادی خسرو شاهی

برای دریافت کتاب روی دریافت کلیک کنید.


download
]]>
داریوش فرهنگ و بهائیان 2019-10-12T05:17:19+01:00 2019-10-12T05:17:19+01:00 tag:http://www.baha9.ir/post/797 بابائی فیلم سخنان داریوش فرهنگ در باره فرقه ضاله بهائیت [https://www.aparat.com/v/TrGDV]        نکاتی پیرامون سخنان داریوش فرهنگ     از جمله ضروریات دین مبین اسلام که بر احدی از مسلمانان مخفی نیست، حرام بودن ظلم و ستم می باشد که صریح آیات قرآن است. مسئله ظلم و تعدی به مردم و مخلوقات الهی تا آنجا مورد نهی قرار گرفته است که آیات قرآن کریم ظالمین را لعنت نموده و از آنها بی زاری جسته است.     آ فیلم سخنان داریوش فرهنگ در باره فرقه ضاله بهائیت
 

[https://www.aparat.com/v/TrGDV]

       

نکاتی پیرامون سخنان داریوش فرهنگ

    از جمله ضروریات دین مبین اسلام که بر احدی از مسلمانان مخفی نیست، حرام بودن ظلم و ستم می باشد که صریح آیات قرآن است. مسئله ظلم و تعدی به مردم و مخلوقات الهی تا آنجا مورد نهی قرار گرفته است که آیات قرآن کریم ظالمین را لعنت نموده و از آنها بی زاری جسته است.
 

   آیاتی که در این باره نازل شده بقدری زیاد است که در این نوشتار نمی گنجد. از باب نمونه یادآوری می کنیم که خدای متعال در سوره مبارکه بقره آیه ۲۷۹ می فرماید: "لَا تَظلِمُون و لَا تُظلَمُون" نه به کسی ظلم کنید و نه مورد ظلم دیگران قرار بگیرید. همچنین در سوره هود آیه شریفه ۱۸ می فرماید: "الَا لَعنَةُ الله عَلی الظّالِمین" آگاه باشید که لعنت خدا شامل کسانی می باشد که نسبت به دیگران ظلم نمایند.

 

    آقا امیرالمومنین سلام الله علیه در نهج البلاغه خطبه ۲۲۴ می فرماید: "وَ اللّهِ لَوْ أُعْطِیتُ الاقالِیمَ السَّبْعَة بِمَا تَحْتَ أَفْلاَکِهَا، عَلَى أَنْ أَعْصِیَ الله فِی نَمْلَة أَسْلُبُهَا جُلْبَ شَعِیرَة مَا فَعَلْتُه". «به خدا سوگند اگر اقلیم هاى هفتگانه (روى زمین) با آنچه در زیر آسمان هایش قرار دارد به من داده شود تا خدا را با گرفتن پوست جوى از دهان مورچه اى نافرمانى کنم، هرگز نخواهم کرد.

 

    پس حضرت به بیان دلیل آن مى پردازد و مى فرماید: "وَ إِنَّ دُنْیَاکُمْ عِنْدی لاََهْوَنُ مِنْ وَرَقَة فی فَمِ جَرَادَة تَقْضَمُهَا". «به یقین این دنیاى شما نزد من از برگ درختى در دهان ملخى که در حال جویدن آن باشد پست تر و بى ارزش تر است. به خدا سوگند اگر در بیابان های پرخار، شب را به صبح آورم و در غل و زنجیر کشیده شوم، برایم بهتر است تا آنکه در قیامت، خدا و رسول را در حالی دیدار کنم که به بعضی از بندگان خدا ستم کرده باشم، یا چیزی را به غصب برده باشم.

   
حضرت امیر سلام الله علیه در وصیت به فرزندانش امام حسن و امام حسین علیهماالسلام می فرماید: "کُونَا لِلظَّالِم خَصما وَ للمظلوم عَونا". ای فرزندانم، دشمن ستمگر و یار و مددکار ستمدیده باشید. (نهج البلاغه، نامه شماره ۴۷)

    این وصیت آقا امیرالمومنین علیه السلام، گرچه خطاب به حسنین علیهما السّلام است ولی در حقیقت برای تمام ابنای بشر تا پایان عالم است. این وصیت سند افتخار شیعه است که تا ابد بر تارک انسانیت می درخشد و شیعه نسبت به امام خویش عقیده دارد.



   
امام حسین سلام‌ الله‌ علیه در روز عاشورا و موقعی که همۀ اصحاب و یارانش به شهادت رسیده بودند، یعنی در آن موقعیت حساس، که لازم است مهم‌ ترین و حساس‌ ترین مطالب بیان شود، آخرین وصیت خود به فرزند برومندشان امام سجاد علیه السّلام که در حقیقت آخرین وصیت ایشان به شیعیان و بلکه بشریت است را چنین بیان کردند: «یا بُنیَّ إِیَّاكَ وَ ظُلْمَ مَن لَا یَجد عَلَیك ناصِراً إِلَّا الله» ای فرزندم، از ظلم به کسی که در برابر تو هیچ کمک کار و یاری کننده‌ای به جز خداوند ندارد، بر حذر باش.


   
از امام باقر علیه السّلام نیز روایت شده است كه چون زمان شهادت على بن الحسین علیهماالسّلام فرا رسید، مرا به سینه چسبانید، سپس فرمود: اى پسر جانم! من به تو سفارش كنم بدان چه پدرم هنگام مرگش به من سفارش كرد و به همانچه كه او یادآور شد كه پدرش به او سفارش كرده است، فرمود: پسر جانم! مبادا ستم روا دارى به كسى كه برابر تو جز خدا یاورى نیابد.

    با این بیانات روشن می گردد که دین و بزرگان دین از مسلمانان چه خواسته اند و بعضی از مسلمانان نسبت به دستورات آنان چه عکس العملی از خود نشان داده اند. بنابراین آنچه که آقای فرهنگ در مصاحبه اش از عملکرد دوران کودکی خود بیان داشته، یک عمل شخصی جاهلانه ای بود که نباید آن را به پای دین و دستورات بزرگان آن گذاشت. علاوه بر اینکه چنین عملی را هیچ انسان آزاده ای قبول نداشته و نمی پسندد. چه طرف مقابل او یهودی باشد یا مسیحی یا شخصی دیگر حتی حیوانات.

   
اما در مورد نجاست بهائیان باید گفت که به اتفاق فقها و مراجع تقلید یکی از نجاسات در اسلام، کافر می باشد. کافر یعنی کسی که منکر خدا یا رسالت خاتم الانبیاء حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم یا معاد است. بهائیان گرچه قائل اند که ما تمامی پیامبران الهی را قبول داریم، اما خاتمیت حضرت محمد صلوات الله علیه و آله را قبول ندارند و این باعث کفر و نجاست آنها شده است.


لینک نظر مراجع تقلید در مورد بهائیان

                    

http://www.baha9.ir/post/category/13


]]>
تصاویر رهبران بهائی - 75 2019-10-09T04:58:29+01:00 2019-10-09T04:58:29+01:00 tag:http://www.baha9.ir/post/795 بابائی عبدالبهاء رهبر فرقه ضاله بهائیت در نیوجرسی آمریکا، سال 1291 شمسی عبدالبهاء رهبر فرقه ضاله بهائیت در نیوجرسی آمریکا، سال 1291 شمسی

http://s3.picofile.com/file/8374767992/%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%A1_%D8%AF%D8%B1_%D9%86%DB%8C%D9%88%D8%AC%D8%B1%D8%B3%DB%8C.jpg
]]>
خاتمیت پیامبر اعظم (ص) - 11 2019-09-28T05:21:55+01:00 2019-09-28T05:21:55+01:00 tag:http://www.baha9.ir/post/793 بابائی                                        حفاظت خداوند متعال            آیه دیگری که در مورد خاتمیت پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم در قرآن کریم وجود دارد، آیه شریفه ۹ سوره مبارکه حجر می باشد: "اِنَّا نَحنُ نَزَّلنَا الذِّکرَ وَ اِنَّا لَهُ

                                       حفاظت خداوند متعال

      

    آیه دیگری که در مورد خاتمیت پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم در قرآن کریم وجود دارد، آیه شریفه ۹ سوره مبارکه حجر می باشد: "اِنَّا نَحنُ نَزَّلنَا الذِّکرَ وَ اِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ" ما این قرآن را نازل کردیم و برای همیشه حافظ و پاسدار آن هستیم.

 

    نگهداری می کنیم یعنی چه؟ آیا مثلا در کتابخانه ها نسخه اش را نگهداری می کنیم؟ یا این قرآن را همین طوری که در میان مردم است، زنده نگهداری می کنیم. مسلماً دومی مراد است. یعنی قرآن برای همیشه در میان مردم خواهد بود. زیرا ابن کتاب ابدی است و منسوخ شدنی نیست.

 

حفظ قرآن از دستبردها!

    به دنبال بهانه‏ جوئی هاى كفار و حتى استهزاى آنها نسبت به پیامبر أعظم صلی الله علیه و آله و سلم و قرآن كه در آیات گذشته آمده بود، در آیه مورد بحث یك واقعیت بزرگ و پر اهمیت را به عنوان دلدارى به پیامبر اعظم از یك سو و اطمینان خاطر همه مؤمنین راستین از سوى دیگر بیان می كند و آن اینكه: ما این قرآن را كه مایه تذكر است نازل كردیم، و ما به طور قطع و یقین آن را حفظ خواهیم كرد. چنان نیست كه این قرآن بدون پشتوانه باشد، و آنها بتوانند آفتاب وجودش را با گل بپوشانند و یا نور و شعاعش را با پف كردن خاموش كنند كه این چراغى است كه ایزد آن را برافروخته است، این آفتابى است كه غروب و افول نخواهد داشت.

 

    این گروه اندك و ناتوان كه سهل است، اگر همه جبّاران و زورمندان و سیاستمداران ستمگر و اندیشمندان منحرف و رزم‏ آوران جهان دست به دست هم بدهند كه نورش را خاموش كنند، نمی توانند، زیرا خداوند حفظ و پاسدارى از آن را به عهده گرفته است.

 

    در اینكه منظور از محافظت و پاسدارى قرآن در برابر چه امورى است؟ ممکن است در برابر تحریف و تغییر و زیاده و نقصان است. ممکن است در برابر فنا و نابودى تا آخر جهان باشد و ممکن است در برابر منطق هاى گمراه كننده ضد قرآنى باشد.

 

    تمام اینها نه تنها با هم تضادى ندارند، بلكه در مفهوم عام "إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ‏" داخلند، زیرا این محافظت و پاسدارى را به صورت مطلق و به اصطلاح با حذف متعلق آورده است، و لذا در یك بُعد خاص محصور و محدود نمی شود.

 

    حق این است كه، خداوند طبق ظاهر آیه فوق وعده داده كه آن را از هر نظر حفظ و پاسدارى كند: محافظت از هر گونه تحریف و محافظت از فنا و نابودى و محافظت از سفسطه ‏هاى دشمنان وسوسه ‏گر.

 

    اصولا پس از قبول خاتمیت پیامبر أعظم صلوات الله علیه و آله و اینكه آئین اسلام آخرین آئین الهى است و رسالت قرآن تا پایان جهان بر قرار خواهد بود، چگونه می ‏توان باور كرد كه خدا این یگانه سند اسلام و پیامبر خاتم را پاسدارى نكند؟! آیا تحریف قرآن با جاودانگى اسلام طى هزاران سال و تا پایان جهان مفهومى می ‏تواند داشته باشد؟

مصطفی را وعده داد الطاف حق       گر بمیری تو نمیرد این نَسَق

من کتاب و معجزت را حافظم             بیش و کم کن را‌ ز قرآن مانعم


http://s3.picofile.com/file/8372847518/%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D8%AD%D8%AC%D8%B1_9.jpg

]]>
تناقضات رهبران بهائی - 56 2019-09-25T05:19:08+01:00 2019-09-25T05:19:08+01:00 tag:http://www.baha9.ir/post/794 بابائی                                حرف های زشت حسینعلی بهاء       میرزا حسینعلی نوری پیامبر خود خوانده بهائیت در کتاب های خود برادرش میرزا یحیی و دیگر پیروان او را چنان با الفاظ زشت مورد خطاب قرار می دهد که جای شکی باقی نمی گذارد که صاحب این گفتار و کلمات قطعاً یک فرد معمولی جامعه بوده که بواسطه پشتیبانی دول خارجی آئین ساختگی بهائ

                               حرف های زشت حسینعلی بهاء

 

    میرزا حسینعلی نوری پیامبر خود خوانده بهائیت در کتاب های خود برادرش میرزا یحیی و دیگر پیروان او را چنان با الفاظ زشت مورد خطاب قرار می دهد که جای شکی باقی نمی گذارد که صاحب این گفتار و کلمات قطعاً یک فرد معمولی جامعه بوده که بواسطه پشتیبانی دول خارجی آئین ساختگی بهائیت را ترویج نموده است.

 

    حضرت محمد صلی الله علیه و آله نسبت به مردم اعراب جاهلی چنان مهربان بود که قرآن کریم در تعریف از او می فرماید: "لَو کُنتَ فَظّاً غَلِیظَ القَلب لَانفَضّوا مِن حَولِک" (آل عمران ۱۵۹) ای پیامبر، اگر تو خشن بودی، مردم از تو دور می شدند. اما مصداق واقعی خشونت را باید حسینعلی بهاء دانست که با الفاظ زشت خود موجب ناراحتی مردم حتی خانواده و خویشانش شده و آنها را از خود طرد نموده است.

 

   کلمات زشت و توهین های بی شرمانه این مدعی دروغین نسبت به مردم هم پا را فراتر نهاده و جامعه روحانیت شیعه و مراجع تقلید را نیز بی نصیب نگذاشته است. چرا که وی در کتاب ایقان علمای اسلام را «خراطین ارض» (کرم های زمین) لقب داده است.

 

    وی همچنین در جای جای کتاب ایقان علمای اسلام را همج الرعاع، کلاب عاویه (سگهای عوعو کننده)، خرلنگ، مردار، خفاش، شجره زقوم و... لقب داده و به باد انتقاد گرفته است تنها به خاطر اینکه علمای شیعه با آئین ساختگی وی مخالفت نموده اند. آیا چنین حرف ها و نسبت های ناروا با دستور «عاشروا مع الادیان بالروح و الرّیحان» که وی در کتاب اقدس (صفحه ۳۹) بیان نموه، سازگاری دارد.

 

    به اعتقاد بهائیان کتاب ایقان میرزا حسینعلی نوری مانند دیگر کتاب های او وحی منزل از طرف خداوند بر او بود، با احتساب این مطلب، این سوال پیش می آید که آیا خداوند متعال الفاظ زشت را به میرزا حسینعلی وحی کرد؟ نعوذ بالله. مگر در کتاب های آسمانی نظیر قرآن کریم الفاظ زشت بکار برده شده است؟

 

    میرزا حسینعلی نوری مازندرانی در کتاب ایقان که در جواب سوالات میرزا محمد خال، دائی علی محمد شیرازی و در دفاع از علی محمد شیرازی و ادعای بابیت وی به رشته تحریر در آورده، در صفحه ۱۶۴ کتابش در این مورد می نویسد: « چرا این خراطین ارض در این احادیث که جمیع آن به مثل شمس در وسط سماء ظاهر شد، تفکر نمی نمایند...»

 

    اسلام که برای حفظ کیان اسلام کمر همت بسته اند تا از آخرین دین الهی و پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله و سلم حفاظت و پاسبانی نمایند، میرزا حسینعلی بهاء آنها را کرم های زمین می خواند، تنها به این خاطر که علمای شیعه با دلائل روشن و منطقی خود ادعاهای واهی او را غلط دانسته و با او مقابله نموده اند.

 

    آیا سزاوار است برای مدِعی مظهریت (هرچند دروغین) چنین الفاظ زشت از دهانش خارج شود؟ معمولاً افراد حقه باز و مدّعیان دروغین با چرب زبانی و مهربانی ظاهری می کوشند در دلهای مردم نفوذ نموده، یاران بیشتری را جذب نماید تا به اهدافشان برسد.

 

    اما پیامبر خود خوانده بهائیان از این سیاست ابتدائی نیز بی بهره بود؛ چرا که وی تمام مردم، علما و مراجع شیعه، حتی برادر و نزدیگانش را از القاب زشت و رکیک محروم نساخت. وقتی رهبر یک فرقه زبانش به چنین الفاظی باز شود، پیروان او نیز چنین می باشند، هرچند در ظاهر خود را مهربان نشان دهند.


برای دیدن کتاب ایقان روی ادامه مطلب کلیک کنید.

]]>
تاریخچه بهائیت - 11 2019-09-21T04:12:28+01:00 2019-09-21T04:12:28+01:00 tag:http://www.baha9.ir/post/792 بابائی                                         اضافه کردن در اذان      در قسمت هفتم یادآور شدیم که علی محمد شیرازی پیش از مسافرت به مریدانش گفت: من به مکه می روم و بعد از آن به عتبات خواهم رفت، شما نیز در عتبات به من ملحق شوید. بدین جهت عده ای از مریدان وی به عتبات رفته و منتظرش ماندند، اما علی محمد به عتبات نرفت. در تاریخ فرقه ضاله علتی برای این کارش بیان نشد

                                        اضافه کردن در اذان

 

    در قسمت هفتم یادآور شدیم که علی محمد شیرازی پیش از مسافرت به مریدانش گفت: من به مکه می روم و بعد از آن به عتبات خواهم رفت، شما نیز در عتبات به من ملحق شوید. بدین جهت عده ای از مریدان وی به عتبات رفته و منتظرش ماندند، اما علی محمد به عتبات نرفت. در تاریخ فرقه ضاله علتی برای این کارش بیان نشده است. این خلف وعده را هم می توان یکی از شگفتی های این مدعی بابیت دانست!

 

    علی محمد شیرازی پس از مسافرت به مکه و مدینه به جدّه مراجعت کرد و از آنجا با کشتی به بوشهر بازگشت. سفر وی به مکّه تا مراجعت به بوشهر نه ماه به طول انجامید و اواخر ماه ربیع الثانی ۱۲۹۱ قمری (خرداد 1253 شمسی) با همراهان از همان طریق و با همان کشتی به بندر بوشهر مراجعت کرد. پس از ورود به بوشهر در همان کاروان سرائی که سابقاً تشریف داشت، ورود فرمود. جمعی از آشنایان و دوستانش در آنجا به دیدن وی آمدند و به او خوش آمد گفتند.

 

    وی آنگاه مکتوبی شامل خبر مراجعت خود به قدّوس داده و گفت: این نامه را به خال أعظم در شیراز برسان. قدّوس به جانب شیراز توجّه نمود و به منزل حاج میرزا سیّد علی خال (دائی علی محمد شیرازی) ورود کرد و آن توقیع مبارک را تسلیم خال نمود. جناب خال از قدّوس سلامتی علی محمد را جویا شد، قدّوس شرح احوال را بیان کرده و امر مبارک را به او ابلاغ نمود. جناب خال پس از استماع به امر مبارک مؤمن شدند.

 

    دوّمین شخصی که قدّوس در شیراز ملاقات کرد، ملّاصادق خراسانی بود،  قدّوس رساله ی "خصائل سبعه" را به ملاصادق مقدس خراسانی داد و گفت:  امر مبارک این است که اوامر مسطوره در این رساله را به موقع اجراء گذاری. از جمله اوامر علی محمد باب در آن رساله این بود که بر اهل ایمان واجب است در اذان نماز جمعه "أشهد أن علیا قبل نبیل باب بقیة اللّه" را اضافه کنند.

 

    (نبیل در حروف ابجد مساوی با محمّد است و علی قبل نبیل هم یعنی علی محمّد. وی می خواست بگوید من باب امام زمان عج هستم) ملاصادق چون بر این امر مبارک اطّلاع یافت، بی‌تردید به اجرای آن اقدام کرد و در مسجد نو که امام جماعت بود، اذان نماز را با آن فقره مزبوره انجام داد‌. مردم جمیعاً مندهش شده قیل و قال بلند شد. علمائی که در صف اوّل جماعت بودند و به تقوی و ورع معروف بودند، به فریاد آمدند.

 

    آنها با آه و ناله می گفتند ای وای، ما زنده باشیم و ببینیم که این مرد در مقابل چشم ما رایت کفر را بر افراشته، پس این کافر را بگیرید که دشمن دین و دشمن خداست، در دین الهی بدعت می گذارد، بگیرید این مرد را که این گونه اساس اسلام را خراب می کند؛ بابیّت مقام کمی نیست که هر کسی بتواند آن را ادّعا کند.

 

    باری فریاد و فغان علما بلند شد، تمام شهر موّاج و مضطرب گشت، حسینخان ایروانی حاکم فارس، آجودان باشی (استوار دوم) از حصول این هیجان ناگهانی متعجّب شد و سبب پرسید، گفتند: سیّد باب اخیراً از حجّ کعبه و زیارت مدینه مراجعت کرده و به بوشهر وارد شد و یکی از شاگردان خویش را به شیراز فرستاد تا احکام او را منتشر سازد.

 

    این شخص مدّعی است که سیّد باب مؤسّس شرع جدیدی است که وحی بر او نازل شده، اینک ملاصادق خراسانی پیروی این امر جدید را اختیار کرده و بدون هیچ ترسی پیروی او را از واجبات اولیه می شمارد. حاکم فارس چون بر این قضیّه وقوف یافت، به دستگیر کردن قدّوس و مقدّس فرمان داد و امر کرد تا آنها را به دار الحکومه شیراز بیاورند.

 

     حسب الأمر حاکم هر دو را نزد وی برده و کتاب قیّوم الأسماء را که از آثار حضرت باب است، نیز به وی دادند. حسینخان ملا صادق را مخاطب ساخته گفت: آیا اوّل این کتاب را خوانده‌ای که چگونه علی محمد به ملوک و سلاطین و شاهزادگان خطاب می کند که دست از سلطنت خود بردارند و به اطاعت او بشتابند.

 

    اگر این حرف درست باشد، محمّد شاه باید دست از تاج و تخت بردارد و به درگاه سیّد باب بشتابد و من نیز که حاکم فارسم باید دست از حکومت بردارم. ملّا صادق گفت: اگر صدق ادعای وی با دلائل متقنه ثابت گردد، در این صورت هر چه می گوید درست است و همه باید اطاعت کنند. خواه محمّد شاه باشد، یا وزیر محمّد شاه همه باید اطاعت کنند.

 

    حسینخان که از این جواب خشمگین شد به فرّاشان امر کرد تا آنان را تازیانه بزنند پس از آن هر دو را از شیراز بیرون کرده و به آنها گفتند: اگر برگردید به عذاب شدید مبتلا شده و به دار آویخته خواهید شد. حسین خان سپس مأمورینی چند از شیراز فرستاد و امر کرد که هر کجا سیّد باب را بیابند، دستگیر کرده تحت الحفظ به دار الحکومه وارد نمایند.



میرزا حسین خان آجودانباشی، حاکم فارس

http://s2.picofile.com/file/8372844426/%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%D8%AE%D8%A7%D9%86_%D8%A2%D8%AC%D9%88%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C.jpg
]]>
کانال پیام رسان 2019-09-19T03:37:18+01:00 2019-09-19T03:37:18+01:00 tag:http://www.baha9.ir/post/791 بابائی بهائیت شناسی را در ایتا نیز تجربه کنید. بهائیت شناسی را در ایتا نیز تجربه کنید.

http://s9.picofile.com/file/8346214292/%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D8%A7_2_.jpg
]]>
میهمانی 2019-09-14T04:15:16+01:00 2019-09-14T04:15:16+01:00 tag:http://www.baha9.ir/post/790 بابائی                                        پذیرائی با آب    دیدار از برادران ایمانی و آگاهی از شادی و غم های آنان یکی از آداب اسلامی بشمار می آید که در دین مبین اسلام یکی از مصادیق صله رحم شمرده و مورد تاکید قرار گرفته است تا آنجا که میهمان داری و پذیرائی از میهمان یکی از برترین مکارم اخلاقی به حساب آمده است.&nb

                                       پذیرائی با آب

    دیدار از برادران ایمانی و آگاهی از شادی و غم های آنان یکی از آداب اسلامی بشمار می آید که در دین مبین اسلام یکی از مصادیق صله رحم شمرده و مورد تاکید قرار گرفته است تا آنجا که میهمان داری و پذیرائی از میهمان یکی از برترین مکارم اخلاقی به حساب آمده است.

    بر اساس آموزه های اسلام، دیدار و معاشرت با برادران دینی چنان مورد تاکید می باشد که گویا بخش جدائی ناپذیر از وظائف مردم در طول شبانه روز معرفی شده است. همچنانکه امام کاظم علیه السّلام در این باره می فرمایند: تلاش کنید اوقات زندگی خود را به چهار قسمت تقسیم کنید.

۱- زمانی برای مناجات با پروردگار ۲- زمانی برای تهیه و تامین معاش و مایحتاج خود‌ ۳- ساعتی برای کسب لذت های حلال ۴- زمانی هم برای دیدار و معاشرت با برادران و افراد مورد اعتماد که عیب هایتان را به شما می شناسانند و در دل شما را دوست دارند.

    پیامبر رحمت و اهلبیت آن حضرت علیهم السّلام در سفارش به مسلمانان چنان تاکید نموده اند که این کار موجب ازدیاد عمرها و آگاهی بر حال برادران ایمانی تان می گردد. امام رضا علیه السلام می فرمایند: ما غیر از صله رحم چیزی نمی شناسیم که بر عمر بیفزاید تا آن جا که گاهی عمر کسی سه سال است و وقتی که اهل صله رحم می شود، خداوند هم سی سال بر عمرش می افزاید و گاهی عمر کسی سی و سه سال است و قطع رحم می کند و خداوند هم سی سال از عمرش را به سه سال کاهش می دهد. این تاکیدات بزرگان دین سبب شده تا صله رحم در بین مسلمانان از جایگاه والائی برخوردار باشد.

    خوشبختانه این حکم اسلامی در کتاب های بهائیان و موسس این فرقه ضالّه نیز تسرّی پیدا کرد. تا بدانجا که میرزا حسینعلی نوری در کتاب اقدس که آن را بعنوان رساله عملیه برای پیروان خود به ارمغان آورد، این حکم اسلامی را به صورت عجیبی مقید به هر ماه بهائی نموده است.

    میرزا حسینعلی مازندرانی در کتاب اقدس صفحه 54 سطر 5 می نویسد: «قد رقم علیکم الضیافة فی کلّ شهر مرّة واحدة و لو بالماء» یعنی بر شما نوشته و فرض شده است که در هر ماه، یک بار میهمانی و ضیافتی را برپا دارید، هر چند که از میهمانان با آب پذیرائی کنید.

    با توجه با بیان فضائل صله رحم و دید و بازدید در اسلام، اینکه میرزا حسینعلی بهاء میهمانی و دورهمی بهائیان را مقیّد نموده به ۱۹ روز (یک ماه بهائی) آن هم با آب پذیرائی شوند، چه ضرورتی داشته، باید خلف او عبدالبهاء بعنوان مبین و مفسر آیات کتاب اقدس توضیح دهد.

برای دیدن کتاب اقدس روی ادامه مطلب کلیک کنید.
]]>
فیلم 2019-09-08T16:00:43+01:00 2019-09-08T16:00:43+01:00 tag:http://www.baha9.ir/post/789 بابائی در رثای امام حسین علیه السلام[https://www.aparat.com/v/N8yS3] در رثای امام حسین علیه السلام


[https://www.aparat.com/v/N8yS3]
]]>
ادعاهای بهاءالله - 37 2019-08-23T04:02:22+01:00 2019-08-23T04:02:22+01:00 tag:http://www.baha9.ir/post/787 بابائی                                                       خدای جالس        از ابتدای ظهور اسلام تا به امروز بت پرستان و مستکبرین عالم لحظه ای از مخالفت خود با پیامبر اعظم و مسلمانان دست برنداشته و دشمنی خود روز به روز گسترش دادند. استعمارگران که از و

                                                      خدای جالس

 

     از ابتدای ظهور اسلام تا به امروز بت پرستان و مستکبرین عالم لحظه ای از مخالفت خود با پیامبر اعظم و مسلمانان دست برنداشته و دشمنی خود روز به روز گسترش دادند. استعمارگران که از وحدت امت اسلامی ترس داشتند و اتحاد و اتفاق مسلمانان پشت آنان را به لرزه در آورده بود، با علم کردن فرقه ضاله بابیت و بهائیت هدفی جز تضعیف نیروی این همبستگی و روح تعاون و همکاری بین مسلمانان را داشتند؟


    پیروان گمراه و جاهل میرزا حسینعلی نوری مازندرانی که چشم و گوش بسته انقیاد خود را از رهبرانشان نشان می دهند، با کمال بی شرمی برای او مقام خدائی قائل شده و به جای خلاق متعال از وی نام می برند.


    عزیزالله سلیمانی در کتاب مصابیح هدایت جلد 1 صفحه 382 می نویسد: «یکی از بهائیان به نام فاضل شیرازی در خراسان شبی در عالم رؤیا دید که در ملازمت حضرت رضا علیه السلام به عرش رفت و در آنجا مشاهده کرد که سه بزرگوار حضور دارند یکی در وسط و دو تا در طرفین... در همانجا دریافت آنکه در وسط است خدای یگانه عالم آفرینش است و آنانکه در یمین و یسارش می باشند دو تن از مقربان حضرتند و در همان موقع از جانب خدا کتابی توسط یکی از آن دو به فاضل داده شد که آن را تصحیح کند... مدتی می گذرد و فاضل به عکا می رود و در آنجا... از خم و پیچ کوچه ای که می رفت از پشت سر چشمش به آن جماعت افتاده از قفا هیکل مبارک (عبدالبهاء) را شناخت، زیرا دید عین یکی از آن دو وجود مقدسی است که آنان را موقع رؤیای خراسان در حضور خدا در عرش زیارت کرده است. لکن از شرط ادب دور دانست که از پشت سر خود را به حضور برساند».

 

    فاضل شیرازی بهائی در کوچه های عکا عبدالبهاء را که در حضور خدا در خواب دیده بود از پشت سر شناخته چون عبدالبهاء مقرب درگاه پدرش میرزا حسینعلی بهاء بوده بنابراین مقصود فاضل از دیدن خدا کسی جز میرزا حسینعلی نوری نیست.

 

    ملاحظه می کنید که بهائیان میرزا حسینعلی بهاء را می پرستند نه خدا را با این عقیده بهائیان قطعا مشرک و نجس هستند. همانگونه که در استفتائاتی که از مراجع عظام تقلید شده است، همه آنان فرموده اند که بهائیان محکوم به کفر و نجاست هستند و اجتناب از آنان واجب است.


    اما امیرالمؤمنین علیه السلام در خطبه 90 نهج البلاغه می فرماید: " الحمد لله المعروف من غیر رؤیة و الخالق من غیر رؤیة الذی لم یزل قائماً دائماً... حمد و سپاس خداوندی را سزاست که بدون دیده شدن به چشم شناخته شده است و بدون فکر و اندیشه آفریننده است. خداوندی که همیشه بوده و باقی و برقرار است.


    امام صادق علیه السلام نیز می فرمایند: عالمی خدمت امیرالمؤمنین علیه السلام رسید و گفت: پروردگارت را هنگام پرستش او دیده ای؟ حضرت فومود: من آن نیستم که پروردگاری را که ندیده ام بپرستم. عرض کرد چگونه او را دیده ای؟ فرمود: دیدگان هنگام نظر افکندن او را درک نکنند ولی دلها با حقائق ایمان او را دیده اند.


برای دیدن کتاب مصابیح هدایت روی ادامه مطلب کلیک کنید.

]]>